نویسنده: نوید اسفندیاری

گفت‌وگوی دو جوان ایرانی درباره ردفلگ و گرین‌فلگ و مرزبندی در رابطه، با موبایل و دفتر یادداشت روی میز کافه

«ردفلگ» تا «گرین‌فلگ»؛ تعیین و تکلیف مرزها به روایت جوان امروز

ردفلگ و گرین‌فلگ چطور در زبان جوان امروز ایران به برچسب‌های سریع اخلاقی تبدیل شده‌اند و چه چیزی درباره مرزبندی و خودمراقبتی می‌گویند؟

دست‌های ایرانی در خانه امروزی در حال لمس استکان چای، کلید قدیمی و قالی؛ نمادی از اشیای روزمره به عنوان دستگاه زمان در حافظه جمعی

دستگاه زمان: اشیایی که با لمس‌شان گذشته روشن می‌شود

چطور لمس و تکرارِ اشیای روزمره مثل استکان، کلید و قالی، گذشته را در حافظه جمعی ایرانیان روشن می‌کند؛ نه از سر دلتنگی، بلکه از پیوستگی.

کودکی در حال پریدن روی کوه رختخواب های خانه مادربزرگ با لحاف و تشک روی قالی ایرانی؛ تصویر نوستالژیک از بازی خانگی قدیمی

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

گروهی از دانشجویان ایرانی در محوطه دانشگاه که عکس‌های قدیمی دانشگاه را مرور می‌کنند؛ نمادی از حافظه جمعی و ثبت خاطره

عکس‌های دانشگاه؛ تصاویری که هنوز در ما زندگی می‌کنند

عکس‌های دانشگاه فقط یادگاری نیستند؛ نقشه‌ای از ژست‌ها، قاب‌ها و روابط‌اند. این مقاله نشان می‌دهد چطور تصاویر دانشگاهی هنوز در ما زندگی می‌کنند.

9 بهمن 1404
اتاق نوجوان ایرانی پشت در بسته با پوسترها، دفتر قفل‌دار و نور چراغ مطالعه؛ روایت مرز حریم خصوصی و موسیقی بلند در خانه

نوجوانی پشت در بسته اتاق؛ پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند در گوش

اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا می‌شود، نه صرفاً مالکیت.

29 دی 1404
موزاییک های خیابان و حیاط در محله ایرانی با رد آب پاشی و جارو کنار در؛ خوانش موزاییک به عنوان خاطره و سند اجتماعی

موزاییک‌های خیابان و حیاط؛ خاطراتی که زیر پایمان بزرگ شدند

موزاییک‌های خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانه‌ها، همسایه‌ها و آیین‌های کوچک که شهر را می‌سازند.

بازی گل یا پوچ روی لحاف کهنه در یک دورهمی خانوادگی ایرانی با چای و فضای شب زمستان

گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع

گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیین‌هایش.

خانواده ایرانی در خانه با تماس تصویری، ماسک و دفتر یادداشت؛ نماد چیزهایی که کرونا از ما گرفت و چیزهایی که به ما داد

چیزهایی که کرونا از ما گرفت؛ چیزهایی که به ما داد

کرونا از ما فاصله، آیین‌ها و امنیت روانی گرفت؛ اما نگاه تازه‌ای به زمان، خانه و رابطه‌ها داد. مرور این فقدان‌ها و هدیه‌ها برای ساختن خاطره‌های ماندگار.

سفره و آشپزخانه‌ی ایرانی با نمادهای غذاهای فصلی: آش‌رشته‌ی بهاری، سکنجبین و هندوانه‌ی تابستانی، کدو و لبو و انار پاییزی و آبگوشت زمستانی؛ روایتی نوستالژیک از طعم‌های ایرانی.مجله خاطرات

غذاهای فصلی؛ خوراک‌هایی که با آمدن فصل‌ها در خانه‌ها می‌چرخیدند

سفری نوستالژیک در چهار فصل آشپزخانه‌های ایرانی؛ از آش‌رشته و سبزی‌های بهاری تا کدو، لبو و خوراک‌های چرب زمستانی، با روایتی مردم‌نگارانه و معطر به خاطره.

اتاق کوچک خوابگاه ایرانی با تخت‌های دوطبقه و چای‌ساز در شب‌های امتحان و فضای درس‌خواندن و بی‌خوابی جمعی

اتاق کوچک خوابگاه؛ تخت‌های دوطبقه، چای‌ساز و شب‌بیداری امتحانات

روایت مردم‌نگارانه از اتاق کوچک خوابگاه ایرانی: تخت‌های دوطبقه، چای‌ساز، شارژر قرضی و بی‌خوابی شب‌های امتحان؛ همبستگی و اصطکاک کنار هم.