گاهی برای برگشتن به گذشته، نه عکس لازم است و نه آلبوم خانوادگی. کافی است کسی نام قدیمی یک خیابان یا محله را به زبان بیاورد. ناگهان همهچیز برمیگردد؛ مغازهای که سر کوچه بود، صدای…
نغمههای کردی چگونه در عروسی، سفر، سوگواری و گفتوگوی روزمره، حافظه جمعی را از نسلهای قدیم تا ویسهای موبایلی امروز امتداد میدهند؟
کدام غذای محلی شما را یکراست به کودکی میبرد؟ غذا را مثل ماشه حافظه ببینید: بو، صدا، تعارفها و واژههای سفره را ردیابی کنید.
صبح کوهستان با پنیر تازه و نان سنگک فقط یک صبحانه نیست؛ آیینی از بوها، صداها و ریزرفتارهاست که حافظه خانوادگی و جمعی را زنده نگه میدارد.
مشاهدهای فرهنگی از لهجه شیرازی: چرا آهنگ گفتار، ریتم جملهها و مهربانی روزمره کنار هم «لطافت صدا» میسازند و چگونه در زندگی عادی شنیده میشود.
اقلیم چگونه بیصدا آیینها، زبان، خوراک، زمانبندی کار و فراغت و حتی چیدمان خانه و کوچه را میسازد و در حافظه جمعی ما مینشیند؟
روایت مردمنگارانه از غروب نمناک بندر: بوی تورهای خیس، ریتم صداها و ریزآیینهای اسکله که حافظه جمعی را در اشیا، خوراک و عادتها نگه میدارند.
برف که میبارد، آیینهای کوچک محلهها جان میگیرند؛ از پارو و سلامِ دربهدر تا خوراکهای داغ و عکاسی از ردپاها. روایت میدانی از ایران.
پاییز روستا چرا بوی نان تازه میدهد؟ از برداشت و ذخیره آرد تا تنور، همسایگی و نذرها؛ روایت و تحلیل یک شبکه آیینی–اقتصادی ملموس.
در کوچههای خاکی یزد، باد کویری فقط هوا نیست؛ کنشگری است که حرکت بدنها، آستانه خانهها، سایه، صدا و سکوت را تنظیم میکند و ریتم روزمره میسازد.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405