کتلتِ روغنگرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط میدود و نقشها را تقسیم میکند.
شکلات عیدی، نقل و سکه فقط شیرینی نبودند؛ یک اقتصاد کوچکِ کودکی بودند که در دیدوبازدیدها، ارزشگذاری، تعارف و قواعد حضور در جمع را یادمان میدادند.
دستورهای سادهٔ سفرههای بومی با روایت نوید اسفندیاری؛ از صبحانههای محلی تا خوراکهای کارگری. چرا حفظ این طعمها یعنی حفظ زبان محلی و حافظهٔ جمعی.
میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی جایی است که خستگی، مراقبت و غرور در صدای قلقل چای و مزهکردن خورش به خاطره تبدیل میشود.
بوفه مدرسه یک اقتصاد خردِ فشرده در چند دقیقه است: صف، چانهزنی، سلسلهمراتب خوراکیها و اعتبارهای رفاقتی کنار کتلت و دوغ پاکتی.
روایتی مردمنگارانه از سالمندی کنار پنجره؛ جایی که خیابان هر روز خوانده میشود و قصههای ناگفته، میان صداها و روتینها زنده میمانند.
روایتی محلهمحور از نذری شب نیمهشعبان؛ شلهزرد با دارچین نامدار، صداهای کوچه، نور فانوسها و تقسیم نذری که حافظهٔ جمعی را روشن میکند.
چرا یک میم از یک خبر ماندگارتر میشود؟ با نگاه روانشناسی حافظه و فرهنگ دیجیتال، میبینیم طنز، تکرار و احساسات چطور میمها را حک میکنند.
روایت مردمنگارانه از «روز طلایی مدرسه»؛ وقتی برنامه سبک است و چهارشنبه زودتر میگذرد: زنگها، کیف سبک، راه خانه و ریتم محله که عوض میشود.
دمی گوجه تهدیگدار و سالاد شیرازی فقط یک غذا نیستند؛ تکنیکهای خانگیاند برای ساختن حس فراوانی از مواد محدود، با زمانبندی و تقسیم عادلانه.
سورن؛ کوتاه، استوار، با ردی از تاریخ
تاریخ انتشار: 5 مرداد 1405
جهانبخش؛ کدام خاطره با این اسم روشنتر میشود؟
تاریخ انتشار: 5 مرداد 1405
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405