هدیههای کوچک عید در خانههای ایرانی، اقتصاد پنهانی محبتاند؛ جایی که ارزش با زمانبندی، عطرها و رد احساس سنجیده میشود، نه با پول.
فرشته مهربون یک آیین کوچکِ هدیه دادن بود که با شیرینی، سکوت و ناشناس ماندن کار میکرد؛ رازهایی که سالها بعد معنایشان را فهمیدیم.
سوزندوزی بلوچی را نه فقط صنایع دستی، که آیینی زنانه ببینید؛ جایی که نقش و نگار و رنگها حافظهٔ پارچه را میسازند و زمان را رام میکنند.
روایت آیین قربان در روستاهای شمال ایران؛ از بخار قابلمهها و پارچههای تمیز تا موسیقی محلی و رسم تقسیم که حافظه جمعی را زنده نگه میدارد.
چاووشی فقط یک آواز محلی نبود؛ رسانهای شنیداری بود که با یک ندا، محله را وارد حالِ آیینیِ بدرقه میکرد و سفر معنوی را اعلام میکرد.
رقص چوب در جنوب ایران آیینی است که با ضرباهنگ و بدنها، تعارض و آشتی را روایت میکند؛ خوانشی از حافظه جمعی، موسیقی بومی و نمادشناسی مراسم.
روایت آیین چیدن گل محمدی و گلابگیری در کاشان، قمصر و نیاسر؛ جایی که حافظه بویایی از تصویر ماندگارتر میشود و گلاب، خاطره را در بطری نگه میدارد.
عروسی محلی ایران فقط جشن نیست؛ آرشیوی زنده از لباس سنتی، موسیقی بومی و رقصهای آیینی است که در شهرهای جدید کمرنگ شد. این روایت، ردشان را دنبال میکند.
حاجیفیروز را نه فقط یک رسم نوروزی، بلکه یک «شخصیت رسانهایِ شهر» ببینیم؛ با رنگ، صدا و شوخیهایی که بهار را در حافظه نوروزی ما خبر میکنند.
مرشد و ضرب در آیین زورخانه چگونه حماسه را زنده میکند؟ تحلیلی از نقش صدا در اسطورهسازی محله و حافظه جمعی، با راهکارهای روایتپردازی امروز.
موزهی مسیرها: راههایی که هر روز میرفتیم و حالا نیستند
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
در چوبی و کوبهها؛ زبان در زدن در فرهنگ خانه ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
آزادی در روایتهای کهن؛ رد یک آرزو در خاطرات ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
سوگی که حرف ندارد؛ چگونه با نوشتن داستان، بگذاریم اشکها بمانند به یادگار رهایی نه شرم؟
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
مربای هویج شیشهای؛ شیرینی زمانهای سادهتر
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404