روایتی میدانی از کاروانسرا در دل جادههای خاموش کویر؛ از حیاط مرکزی و حجرهها تا امنیت جمعی، معاملههای خرد و حافظه سفر ایرانی.
روایتی میدانی از تغییر خانههای حیاطدار به برجها و اثرش بر همسایگی، صدا، بو، نور و حریم؛ با چکلیست دیدن شهر و FAQ.
شبستان خنک زیر ستونهای سنگی؛ فضایی برای تنظیم بدن و جمع. از معماریِ اقلیممحور تا سکوت و نور فیلترشده و نسبتش با شهر امروز.
نسبت سایه و آب در باغهای ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنککننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش میسازد.
ایستگاه اتوبوس فقط محل عبور نیست؛ فضای تعلیق میان خانه و مقصد است. روایتِ بدنها، سکوتها و نظم نانوشته شهری در انتظار.
روایت مشاهدهمحور از نشانههای کوچک شهر؛ نیمکتها، چراغها، سطلها و تابلوهایی که با رفتارهای روزمره، حافظه جمعی محله را حمل میکنند.
مسیری که هر روز میرفتیم چطور در بازسازیهای شهری ناپدید میشود؟ روایت قومنگارانه از حافظه حرکتی، همسایگی و جایگزین شدن راهها.
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
روایت مردمنگارانه از شهری که ترک شد؛ کوچهها، لهجهها و عادتها چگونه در حافظه جمعی میمانند و ما را دوباره صدا میزنند.
چرا معماری حیاطدار در کودکی حس امنیت میساخت؟ روایت قومنگارانه از بوی چای و خاک خیس، صدای آب حوض و نقش ایوان و دیوارها در حافظه جمعی ایرانیان.
دنیز؛ آیا نامی میتواند بوی دریا بدهد؟
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
تابستانهای طولانی؛ چرا زمان در کودکی کش میآید؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405
چرا خاطرات عاشقانه حتی پس از سالها پررنگ میمانند؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405
بوی آلوچه و نمک؛ طعم هیجان کودکانه در جیبها
تاریخ انتشار: 10 مرداد 1405