آبانبار فقط مخزن آب نبود؛ فناوری اجتماعی محله بود. روایتی از پلهها، خنکی، سکوت و آداب برداشتن آب و ردش در حافظه امروز.
روایت مردم نگارانه کیک و نوشابه شیشه ای در تولدها، مدرسه و سفر؛ چرا امروز «ممنوعه» شده و این ممنوعیت چه کار با خاطره نسل ها می کند؟
یادداشت میدانی از «بیسکویت مادر»: خوراکی کوچکی که در بوفه و زنگ تفریح، در جیب روپوش و چای عصرانه، واحد زمانِ خانه و مدرسه شد.
اصطلاحات بومی، شناسنامههای شفاهیاند: قراردادهای کوچکِ احترام، شوخی، هشدار و دعای خیر. این راهنما کمک میکند درست بشنویم و درست ثبت کنیم.
گاهی برای برگشتن به گذشته، نه عکس لازم است و نه آلبوم خانوادگی. کافی است کسی نام قدیمی یک خیابان یا محله را به زبان بیاورد. ناگهان همهچیز برمیگردد؛ مغازهای که سر کوچه بود، صدای…
پرترهای از معلم ریاضی سختگیر؛ جایی که سکوت کلاس، انضباط و «ترس کارکردی» میتواند احترام بسازد و اثر تربیتی آرام و ماندگار بگذارد.
نغمههای کردی چگونه در عروسی، سفر، سوگواری و گفتوگوی روزمره، حافظه جمعی را از نسلهای قدیم تا ویسهای موبایلی امروز امتداد میدهند؟
بستنی سنتی زعفرانی فقط یک خوراکی خنک نیست؛ آیینی شهری است: صفِ پیادهرو، عطر گلاب، بافت کشدار و خاطرهای که در گرمای تابستان تازه میشود.
شربت خاکشیر فقط یک نوشیدنی تابستانی نیست؛ آیینی است از شستن دانهها، صدای یخ در لیوان شیشهای و خاطره پذیرایی در حیاطهای ایرانی.
برای بسیاری از ما که سالهای ابتدایی ورود اینترنت به زندگی روزمره را تجربه کردهایم، کافینت فقط یک مغازه با چند کامپیوتر و یک اتصال اینترنت نبود؛ بخشی از خاطرات نوجوانی، جوانی و تجربههای تازهای…
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405