پرترهای از معلم ریاضی سختگیر؛ جایی که سکوت کلاس، انضباط و «ترس کارکردی» میتواند احترام بسازد و اثر تربیتی آرام و ماندگار بگذارد.
دفتر نقاشی کودک فقط سرگرمی نیست؛ یک آرشیو زنده از احساسات، رشد و خاطرههاست. این راهنما کمک میکند خطخطیها را بفهمیم و درست نگه داریم.
روایت مردمنگارانه از تجربه مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است، و چطور این شکست کوچک مسیر تربیت و خاطرهسازیام را عوض کرد.
قومنگاری امتحانهای پایانترم در ایران: شببیداریها، اضطراب جمعی، دعاها، قرارهای کتابخانه و کدهای نانوشته تقلب؛ روایتی از حافظه نسلی.
ترمهای سنگین فقط درس و امتحان نیستند؛ مجموعهای از خستگیهای ریز، همدلیهای جمعی و عادتهای کوچکاند که بعدتر تبدیل به خاطرهای ماندگار میشوند.
جزوههای حاشیهدار فقط ابزار درس نبودند؛ ردپای رفاقت، شوخیها و کدهای پنهان یک نسلاند. روایت قومنگارانه از حاشیهنویسیهای دانشجویی.
پرترهای آرام و مشاهدهمحور از خاطرات معلم فیزیک؛ جایی که سکوت کلاس، صدای گچ و پاسخهای دقیق، به دانشآموز حس اطمینان و امید میدهد.
روایتی مردمنگارانه از عصر جزوههای کپیشده، مغازههای فتوکپی و کلاسهای آزاد زبان؛ جایی که آموزش مدرن روی کاغذ کمرنگ و شبکه «از کی بگیرم؟» میچرخید.
سرود صبحگاهی و صفهای منظم مدرسه در ایران: از نقش ناظم و پرچم تا بوی گچ، کفشهای واکسزده و کدهای نانوشتهای که تعلق و نظم را میسازند.
زیست خوابگاهی در ایران چگونه از صداها، بوها، اشیای کوچک و مناسک نانوشته ساخته میشود؟ روایتی مشاهدهمحور از خاطرههای فشرده و آدمهای زودگذر.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405