روایت مردمنگارانه از بوی صابون گلنار در حیاط مادربزرگ؛ از بند رخت و لگن تا اقتصاد آب و واژههای شستوشو، با چکلیست ثبت جزئیات.
برندهای ایرانی چطور از یک کالا به نشانه تعلق تبدیل میشوند؟ روایتی مردمنگارانه از خانه، محله و حافظه جمعی؛ با جدول و پرسشهای متداول.
صدای ریز موتور ژیان در صبحهای مدرسه چگونه زمان را تکهتکه میکرد و خاطره میساخت؟ روایتی مردمنگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.
روایت و تحلیل مردمنگارانه از پفک اشیمشی روی نیمکت چوبی حیاط مدرسه؛ از دستهای نارنجی تا قانونهای نانوشته تقسیمکردن و خاطرهسازی جمعی.
جامدادی فلزی طرح فوتبالی و صدای بستهشدنش؛ روایتی نزدیک از نیمکتها، استیکر تیمها و رقابتهای پنهان کلاس که جزئیات شنیداری و بصری خاطرات مدرسه را زنده میکند.
خمیربازی پارس و بوی رنگیاش چگونه از میزهای کوچک کودکستان تا بزرگسالی با ما میماند و نشانهای زمانی در حافظهٔ حسی ایرانی میشود.
سفری نوستالژیک به دفتر ۴۰ برگ بیست؛ قهرمان فراموشنشدنی کیف مدرسه در دهههای ۶۰ و ۷۰. از بوی دفتر نو تا حاشیهنویسیها و نقش آن در هویت و خاطرات یک نسل.
چسب مایع رازی برای بچههای دهه ۶۰ و ۷۰ بوی خاص کلاس درس بود؛ روایتی میدانی از میزهای چوبی، دفتر نو و حافظهٔ حسی که خاطرات مدرسه را زنده میکند.
روایتی قومنگارانه از نوشابه زرد شادنوش در مهمانیهای ساده دهه۶۰؛ از بطریهای شیشهای و لیوانهای قدیمی تا اقتصاد عاطفی خانوادهها و پیوند نسلها.
بستنی قیفی دومینو؛ آیین خنکشدن ظهرهای تابستان در پیادهروها و سفرهای جادهای. از زنگ بستنیفروش تا چکههای شیرین، روایت یک خاطرهٔ جمعی و ماندگار.
دنیز؛ آیا نامی میتواند بوی دریا بدهد؟
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
تابستانهای طولانی؛ چرا زمان در کودکی کش میآید؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405
چرا خاطرات عاشقانه حتی پس از سالها پررنگ میمانند؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405
بوی آلوچه و نمک؛ طعم هیجان کودکانه در جیبها
تاریخ انتشار: 10 مرداد 1405