دسته: زمان، تغییر و پذیرش

تصویر فردی ایرانی که در فضایی روشن و صمیمی خاطره می‌نویسد و ضبط می‌کند؛ نمادی از روایت درمان‌گرانه و تفاوت روایت معنا و روایت نمایش

هنر بیان خاطره؛ چرا بعضی روایت‌ها درمان می‌کنند و بعضی زخم می‌زنند؟

چرا بعضی روایت‌های خاطره آرام می‌کنند و بعضی دوباره زخم را باز؟ تفاوت روایتِ معنا و نمایش، نقش مخاطب امن، مرز جزئیات و اصول روایت درمان‌گرانه.

جوان ایرانی کنار پنجره با نامه قدیمی و یادگاری؛ نماد آشتی با حسرت و تبدیل «ای کاش» به «یادش بخیر»

هنر آشتی با حسرت؛ تبدیل «ای کاش» به «یادش بخیر»

آشتی با حسرت یعنی گذشته را بی‌انکار ببینیم و امروز را بی‌مجازات زندگی کنیم. راه‌های تبدیل «ای کاش» به «یادش بخیر» را بخوانید.

تصویر یک ایرانی در تماس تصویری با خانواده کنار پنجره، نماد زندگی میان دو کشور و شکل‌گیری خاطرات دوگانه و هویت سیال

چطور در میان دو کشور زندگی می‌کنیم؟ خاطرات دوگانه‌ای که می‌مانند به یادگار هویت سیال

زندگی میان دو کشور یعنی خاطراتی با دو زبان، دو تقویم و دو لایه شوخی. این مقاله از خانه دوم، هویت سیال و تمرین‌های آشتی با دوگانگی می‌گوید.

گفت‌وگو با خودهای گذشته برای پذیرش زمان؛ تصویر فرد ایرانی روبه‌روی آینه و دفتر خاطره در فضایی روشن و امیدبخش

چطور به خود سابقمان سلام کنیم؟ گفت‌وگو با نسخه‌های گذشته برای پذیرش زمان

مقاله‌ای روایی‌ـ‌روان‌شناختی درباره گفت‌وگو با نسخه‌های گذشته خود؛ سه ملاقات کوتاه برای پذیرش زمان، آشتی درونی و تمرین ۲۰ دقیقه‌ای سلام، عذرخواهی و تشکر.

نشست خانوادگی ایرانی و آلبوم عکس قدیمی؛ نمادی از اینکه روایت اطرافیان چگونه خاطره‌های ما را شکل می‌دهد

چگونه نحوه روایت اطرافیان، خاطره‌های ما را شکل داد؟

روایت‌های خانواده و اطرافیان چطور خاطره‌های ما را بازنویسی می‌کنند؟ از آبروداری تا نقش قربانی/قهرمان و راهی ۶ مرحله‌ای برای جدا کردن واقعیت از گفته‌ها.

فردی ایرانی کنار پنجره در حال نوشتن در دفتر، نماد خنثی‌سازی خاطرات بد و کم‌کردن بار احساسی گذشته با ابزارهای نرم

خنثی‌سازی خاطرات بد؛ راه‌های نرم برای کم‌قدرت‌کردن گذشته

خنثی‌سازی خاطرات بد یعنی کم‌قدرت‌کردن بار احساسی گذشته بدون انکار آن. با ۸ ابزار نرم، بدن‌محور و نوشتاری، آرام‌تر برگردید به امروز.

فردی ایرانی کنار پنجره با آینه دستی؛ نماد آینه درون و تبدیل خاطرات خجالت‌آور به پذیرش خود و مدیریت شرم

خاطرات خجالت‌آور؛ آینه‌ای که ضعف‌های انسانی‌مان را بی‌رحمانه نشان می‌دهد

خاطرات خجالت‌آور مثل آینه درون عمل می‌کنند: زنگ خطر بقا، مرزهای شکننده و نیازهای دیده‌نشده را نشان می‌دهند؛ راهی برای پذیرش خود و کاهش نشخوار ذهنی.

شخصی در حال پیاده‌روی در شهری ایرانی با نقشه‌ی قدیمی در دست؛ نماد تغییر شهر و پل‌زدن با خاطره‌درمانی بین گذشته و امروز_مجله خاطرات

وقتی شهر عوض می‌شود و ما جا می‌مانیم؛ چگونه خاطره‌درمانی می‌تواند پل بسازد؟

وقتی کوچه‌ها و کافه‌ها عوض می‌شوند، ما هم در نقشه‌ی تازه گم می‌شویم. این مقاله با تمرین‌های خانگی خاطره‌درمانی، پلی میان شهر قدیم و جدید می‌سازد.

جوان ایرانی در کافه شهری در لحظه‌های خجالت‌آور با حس پذیرش و کاهش شرم؛ تصویر مرتبط با خاطرات خجالت‌آور مشترک و اثر نورافکن

لحظه‌هایی که دوست داشتیم زمین دهان باز کند؛ خاطرات خجالت‌آور مشترک ما

چرا فکر می‌کنیم در «لحظه‌های خجالت‌آور» تنها هستیم؟ از اثر نورافکن و آبرو تا شوخ‌طبعی سالم و راه‌های کاهش شرم و رهایی از خاطرات خجالت‌آور.

«صحنه ای نوستالژیک از یک میز تحریر با یک تقویم کاغذی، صفحه مچاله شده، فنجان چای و دفترچه یادداشت قدیمی در نور ملایم زمستانی، که خاطرات و گذر زمان را منعکس می کند.». مجله خاطرات

تقویمی که دیگر ورق نمی‌زنیم؛ تمرین پذیرش تغییرات و بماند به یادگار سال‌هایی که گذشتند

وقتی تقویم دیگر فقط برای برنامه‌ریزی نیست و به شیء عاطفی تبدیل می‌شود، پذیرش تغییر تمرین می‌خواهد؛ با خاطره‌ها، یادگارها و آیین‌های کوچک روزمره.