چرا کودک ایرانی دوست خیالی میسازد؟ برای احساس امنیت، مهار ترسها، و ساختن پناهگاه در بازی و زبان؛ با روایتهای قابل لمس و واکنشهای بهتر بزرگترها.
«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانونهای نانوشته خانواده ایرانی.
گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیینهایش.
روایتی مردمنگارانه از مشدیگردو، کشبازی و طنابزدن؛ بازیهایی که کوچه را با ریتم صداها، قانونهای نانوشته و مراقبت نامرئی بزرگترها زنده میکردند.
یادداشتی میدانی از شبنشینی خانوادگی در قطعی برق: نور شمع، قصهگویی بزرگترها، بازیهای جمعی و صدای خنده؛ تقابل نوستالژی دیروز با سبکزندگی امروز.
روایتی میدانی از آتاری دستی: از صف مغازههای صوتیتصویری تا فرش پذیرایی، رقابتهای برادرانه و قواعد نانوشتهای که ریتم خانههای ایرانی دهههای ۶۰ و ۷۰ را عوض کرد.
روایت میدانی از فرفره کاغذی و بادهای عصرگاهی در محلههای ایران؛ از اقتصاد خانواده و دستساز بودن تا نقش پدر و پدربزرگ، حافظه حسی و پیوندهای همسایگی.
روایتی قومنگارانه از جوجههای رنگی عید در ایران؛ از بساط دستفروش جلوی مدرسه تا حیاط خانه، میان شادی کودکانه، مسئولیت، مصرفگرایی و اخلاق حیوانات.
بادبادکهای نئون در غروب پارک، بهانهای ساده و شهری برای ساختن خاطرات جمعی سالم با همسایهها و خانواده. راهنمای اجرا، ایمنی و شادی کمهزینه در عصر دیجیتال.
روایتی صمیمی از بادبادکهای کاغذی و بازیهای کوچه؛ تحلیلی از شادی جمعی و راهکارهای اجرایی با دستور ساخت امن برای زندهکردن عصرهای باد در پارک و پشتبام.
موزهی مسیرها: راههایی که هر روز میرفتیم و حالا نیستند
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
در چوبی و کوبهها؛ زبان در زدن در فرهنگ خانه ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
آزادی در روایتهای کهن؛ رد یک آرزو در خاطرات ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
سوگی که حرف ندارد؛ چگونه با نوشتن داستان، بگذاریم اشکها بمانند به یادگار رهایی نه شرم؟
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
مربای هویج شیشهای؛ شیرینی زمانهای سادهتر
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404