مقالهای مردمنگارانه درباره تجربه ۲۰ سالگی در ایران و ترس خاموش از عقبماندن؛ در کلاس، آشپزخانه، تاکسی و پیامهای نیمهشب.
روایت قوم نگارانه از بیست سالگی در ایران؛ جایی که رویاها در نگاه هم سالان، سؤال های ساده و فضاهای مشترک، مدام اندازه گیری می شوند.
از آتلیه و عکس مدرسه تا گالری موبایل و آرشیوهای تلگرام؛ آلبوم زندگیِ ایرانی چگونه هویت، آبرو و «خاطرهٔ درست» را قاب میگیرد؟
اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفلدار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا میشود، نه صرفاً مالکیت.
میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی جایی است که خستگی، مراقبت و غرور در صدای قلقل چای و مزهکردن خورش به خاطره تبدیل میشود.
روایتی مردمنگارانه از سالمندی کنار پنجره؛ جایی که خیابان هر روز خوانده میشود و قصههای ناگفته، میان صداها و روتینها زنده میمانند.
روایت مردمنگارانهٔ اولین دوچرخهسواری بدون کمکی در کوچهٔ خاکی؛ لحظهای که با صداها، ترسها و تشویقها، کودکی و نقشهای خانواده را آرام تغییر میدهد.
عقدههای کودکی چگونه از تجربههای کوچک، در بدن و زبان و روایت خانوادگی ثبت میشوند و با محرکهای روزمره دوباره فعال میمانند؟
اولین حقوق در ایران فقط عدد نیست؛ پاکت، پیامک بانک، رسید عابر و مسیر تا خانه است. روایت خرجهای احساسی همان ماه و معنای استقلال.
ترسهایی که در کودکی از مدرسه، مهمانی و جملههای «آبرو داریم» شروع میشوند، در بزرگسالی شکل عوض میکنند؛ نشانهها و راهحلهای عملی.
موزهی مسیرها: راههایی که هر روز میرفتیم و حالا نیستند
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
در چوبی و کوبهها؛ زبان در زدن در فرهنگ خانه ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
آزادی در روایتهای کهن؛ رد یک آرزو در خاطرات ایرانی
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
سوگی که حرف ندارد؛ چگونه با نوشتن داستان، بگذاریم اشکها بمانند به یادگار رهایی نه شرم؟
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404
مربای هویج شیشهای؛ شیرینی زمانهای سادهتر
تاریخ انتشار: 20 بهمن 1404