نوجوانی فصل پرسر و صدای تغییر است؛ شکستن و ساختن خود. این مقاله با نگاه خاطره و هویت، راهی آرامتر برای فهم نوجوان و خانواده پیشنهاد میدهد.
کودکی فقط یک سن نیست؛ یک جور بودن است. در زندگی ایرانیِ امروز، با بازی، کنجکاوی و نرمی میشود کودکانهتر زیست و خاطره ساخت.
پرترهای خاطرهمحور از «دایی رفیق»؛ بزرگسالی امن و بیاقتدار که پناه عاطفی میشد و راهی نشان میداد برای ثبت، مرور و فهمیدن خاطرهها.
دوست خیالی فقط یادگار کودکی نیست؛ در بزرگسالی به شکل گفتوگوی درونی برمیگردد و به تصمیمگیری، تحمل ابهام و مدیریت تنهایی کمک میکند.
بچهاول بودن یعنی یک روز، با آمدن خواهر یا برادر، نقشها عوض میشود. این متن از جابهجایی احساسی، مسئولیت خاموش و تغییر تصویر از خود میگوید.
بازیهای قدیمی چطور امروز زنده میمانند؟ از اپلیکیشنها تا حیاط مدرسه؛ مقایسه نسخه بدنی و صفحهای، راههای احیا و یک چکلیست عملی برای شروع.
«ببین بچهی فلانی…» فقط یک جمله نبود؛ مقایسهای بود که سالها در ذهن تکرار شد و روی عزت نفس، انتخابها و هویت بزرگسالی اثر گذاشت.
زنگ ورزش در مدرسه فقط «ورزش» نیست: میدان بدنها، تیمبندیها، قانونهای نانوشته، شرم و اعتمادبهنفس. روایتی مردمنگارانه از بازی، نه نمره.
اولین مواجهه با «نبودن» چگونه در کودک درون ثبت میشود؟ نشانههای ماندگار در بزرگسالی و راههای نرم و عملی برای ترمیم اولین سوگ.
شبهای برقرفته در خانههای ایرانی چگونه با شمع، چراغقوه و قصهگویی به آیینی خانوادگی تبدیل میشد؛ از سایهبازی روی دیوار تا بازیهای بداهه.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405