زنگ ورزش در مدرسه فقط «ورزش» نیست: میدان بدنها، تیمبندیها، قانونهای نانوشته، شرم و اعتمادبهنفس. روایتی مردمنگارانه از بازی، نه نمره.
اولین مواجهه با «نبودن» چگونه در کودک درون ثبت میشود؟ نشانههای ماندگار در بزرگسالی و راههای نرم و عملی برای ترمیم اولین سوگ.
شبهای برقرفته در خانههای ایرانی چگونه با شمع، چراغقوه و قصهگویی به آیینی خانوادگی تبدیل میشد؛ از سایهبازی روی دیوار تا بازیهای بداهه.
کلاس ادبیات میتواند صحنه روایت باشد؛ جایی که لحن معلم، مکثها و خوانش شعر، خاطره جمعی میسازد و ما را به نوشتن و ثبت آن لحظهها دعوت میکند.
کشبازی در حیاط مدرسه فقط یک بازی نبود؛ ریتم زنگ تفریح، نظم نوبتها، مهارتهای بدنی و اتحادهای کوچک را میساخت و در حافظه جمعی مینشاند.
دوست خیالی کودکی فقط خیال نبود؛ راهی برای امنیت، تمرین گفت و گوی درونی و مدیریت ترس. نشانه ها و کارکرد امروز آن در زندگی ایرانی.
خاله رازدار چگونه به گوش امن کودک تبدیل میشود و اتحاد پنهانی علیه «مامان» میسازد؟ روایت اعتماد، راز، مرزها و معنای عاطفی این پیوند.
پارک محله فقط فضای سبز نیست؛ یک نهاد اجتماعی خاموش است که با مسیرها، نیمکتها و روتین عصرگاهی، بدن و رفتار ما را بیدرس شکل داد.
اولین روز مهدکودک فقط یک خداحافظی ساده نیست؛ تمرینی کوچک برای اعتماد، هویت و دلتنگی است. تجربه کودک و والد را آرام و عمیق مرور میکنیم.
اولین دنداندرآوردن، یک سفیدی کوچک است که با درد و مراقبت میآید و به ما یادآوری میکند رشد، از همین لحظههای آرام و سخت شروع میشود.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405