کودکی و نوجوانی

دانش‌آموز ایرانی در کلاس زنگ انشا در حال بلندخوانی؛ تصویری از زنگ انشا به‌عنوان اولین تمرین‌های نوشتن خاطره و شنیده‌شدن در مدرسه

زنگ انشا؛ اولین تمرین‌های ما برای نوشتنِ خاطره

زنگ انشا یک کارگاه اجتماعیِ صداست؛ جایی که موضوع‌های ازپیش‌تعیین‌شده، ترس از بلندخوانی و واکنش کلاس، شکلِ خاطره‌نویسی ما را از همان اول می‌سازد.

19 بهمن 1404
بازی خواهر و برادر در خانه ایرانی؛ لحظه‌ای بین دعوا و هم‌دستی با قانون‌های نانوشته

قانون‌های نانوشته بازی با خواهر و برادر؛ از دعوا تا هم‌دستی و شرارت

قانون‌های نانوشته بازی با خواهر و برادر را بشناسید: از دعوا و حسادت تا هم‌دستی و شرارت؛ یک میکروفرهنگ برای یادگیری احساسات و مرزها.

دیوار مدرسه با حاشیه‌نویسی‌های دانش‌آموزی؛ نمادی از حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه و متن اجتماعی نسل‌ها_مجله خاطرات

حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه؛ دفترهایی که هنوز حرف می‌زنند

حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه فقط شیطنت نیستند؛ متن اجتماعیِ زنده‌اند. از کدهای رفاقت تا زمان‌مندی نسل‌ها، بخوانیمشان و ثبتشان کنیم.

12 بهمن 1404
دست کودک ایرانی هنگام برداشتن بالش و دیدن دندان شیری و سکه زیر بالش در آیین دندان زیر بالش

دندان زیر بالش؛ صبحی که باور داشتیم فرشته‌ها واقعی‌اند

روایت مردم نگارانه از آیین «دندان زیر بالش» در خانه های ایرانی؛ جایی که باور، سکوت والدین و پاداش، خیال جمعی را زنده نگه می دارد.

جوانان ایرانی در گفت‌وگوی صمیمی؛ اشاره به کاربرد اصطلاح «به‌مولا» به عنوان قسم شوخی در زبان نسل جدید

«به‌مولا»؛ چطور یک قسم شوخی، زبان نسل جدید شد؟

«به‌مولا» چگونه از یک قسم جدی به شوخیِ صمیمانه نسل جدید تبدیل شد؟ بررسی کاربرد، لحن، اعتماد و مرز احترام در گفت‌وگوهای روزمره.

کودکی نشسته روی فرش در پذیرایی کم‌نور یک خانه ایرانی در شب، که نور آبی ملایم تلویزیون روی دیوار و اطرافش افتاده و حس امنیت و تنهایی خیال‌پردازانه کودکی را منتقل می‌کند.مجله خاطرات

چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

چرا کودک ایرانی دوست خیالی می‌سازد؟ برای احساس امنیت، مهار ترس‌ها، و ساختن پناهگاه در بازی و زبان؛ با روایت‌های قابل لمس و واکنش‌های بهتر بزرگ‌ترها.

بسته هدیه فرشته مهربون کنار شکلات و دفتر مدرسه در خانه ایرانی؛ روایت آیین هدیه دادن کودکانه

هدیه‌های «فرشته مهربون»؛ راز شیرینی که سال‌ها بعد فهمیدیم

فرشته مهربون یک آیین کوچکِ هدیه دادن بود که با شیرینی، سکوت و ناشناس ماندن کار می‌کرد؛ رازهایی که سال‌ها بعد معنایشان را فهمیدیم.

کودکی در حال پریدن روی کوه رختخواب های خانه مادربزرگ با لحاف و تشک روی قالی ایرانی؛ تصویر نوستالژیک از بازی خانگی قدیمی

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

اتاق نوجوان ایرانی پشت در بسته با پوسترها، دفتر قفل‌دار و نور چراغ مطالعه؛ روایت مرز حریم خصوصی و موسیقی بلند در خانه

نوجوانی پشت در بسته اتاق؛ پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند در گوش

اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا می‌شود، نه صرفاً مالکیت.

29 دی 1404
گفت‌وگو با خودهای گذشته برای پذیرش زمان؛ تصویر فرد ایرانی روبه‌روی آینه و دفتر خاطره در فضایی روشن و امیدبخش

چطور به خود سابقمان سلام کنیم؟ گفت‌وگو با نسخه‌های گذشته برای پذیرش زمان

مقاله‌ای روایی‌ـ‌روان‌شناختی درباره گفت‌وگو با نسخه‌های گذشته خود؛ سه ملاقات کوتاه برای پذیرش زمان، آشتی درونی و تمرین ۲۰ دقیقه‌ای سلام، عذرخواهی و تشکر.