گاهی برای برگشتن به گذشته، نه عکس لازم است و نه آلبوم خانوادگی. کافی است کسی نام قدیمی یک خیابان یا محله را به زبان بیاورد. ناگهان همهچیز برمیگردد؛ مغازهای که سر کوچه بود، صدای…
پرترهای از معلم ریاضی سختگیر؛ جایی که سکوت کلاس، انضباط و «ترس کارکردی» میتواند احترام بسازد و اثر تربیتی آرام و ماندگار بگذارد.
اولین موفقیتها و شکستها چگونه تصویر ما از خودمان را میسازند؟ این مقاله با روایت و تمرینهای عملی کمک میکند آن خاطرهها را سالمتر بازخوانی کنید.
برای بسیاری از ما که سالهای ابتدایی ورود اینترنت به زندگی روزمره را تجربه کردهایم، کافینت فقط یک مغازه با چند کامپیوتر و یک اتصال اینترنت نبود؛ بخشی از خاطرات نوجوانی، جوانی و تجربههای تازهای…
دفتر نقاشی کودک فقط سرگرمی نیست؛ یک آرشیو زنده از احساسات، رشد و خاطرههاست. این راهنما کمک میکند خطخطیها را بفهمیم و درست نگه داریم.
بعضی خاطرهها برای زنده شدن به عکس و فیلم احتیاج ندارند. کافی است کسی بگوید: «آقا اجازه!» یا با همان لحن آشنای دوران مدرسه جملهای را تکرار کند که سالها پیش یکی از معلمها میگفت.…
چرا تابستانهای کودکی اینقدر طولانی به نظر میرسند؟ نگاهی روایی و تحلیلی به زمان ذهنی، ملال، هیجان و حافظه که کش آمدن روزهای کودکی را توضیح میدهد.
بوی آلوچه و نمک چرا یکدفعه ما را به هیجان کودکانه برمیگرداند؟ مقالهای درباره حافظه طعمی، بدن، نوستالژی و ثبت لحظههای کوچک.
کدام غذای محلی شما را یکراست به کودکی میبرد؟ غذا را مثل ماشه حافظه ببینید: بو، صدا، تعارفها و واژههای سفره را ردیابی کنید.
گاهی یک عکس قدیمی کافی است تا آدم چند لحظه مقابل یک تصویر ثابت بماند. حیاطی که زمانی بزرگ به نظر میرسید، اتاقی که تمام دنیای کودکی در آن جا میشد، راهرویی که مسیر رفتوآمد…
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405