گاهی یک اسکناس تاخورده در گوشه یک کیف قدیمی، یک دفترچه حساب بانکی کوچک یا حتی یک پیامک واریز که سالها پیش ذخیره شده، میتواند آدم را به یک لحظه خاص برگرداند؛ لحظهای که برای…
لقمههای مادر فقط غذا نبودند؛ جغرافیای کیف مدرسه، امضای دست و مناسبات بوفه را در خود داشتند. روایتی از طعم، قضاوت و تغییر امروز.
دوز روی حاشیه دفتر، بازی سریع و بیصدا در کلاسهای مدرسه ایرانی بود؛ راهی برای مدیریت کسالت، مهندسی توجه و مذاکره پنهان با قانون.
اولین دندانپزشکی فقط درد نبود؛ ترکیبی از نور، صدا و بیقدرتی بود که بدن تا سالها نگه میدارد. روایت ترس و آرام شدن تدریجی.
دوست صمیمیِ دوران کودکی فقط همراه بازی نبود؛ شاهدی بود که همه نسخههای ما را دید. این یادداشت درباره حافظه مشترک، رشد متقابل و رفاقتِ بیادعاست.
شروین نامی پسرانه، خاص و کمیاب است با حالوهوای روشن و بیادعا؛ برای خانوادههایی که دنبال نامی خوشصدا، امروزی و خاطرهساز میگردند.
روایت مردمنگارانه از فلافل و بندریِ بوفه مدرسه؛ اقتصاد پول خرد، صف و بوی روغن، هیجان زنگ تفریح و تغییرات نسل جدید در طعم و بهداشت.
«یهدوسه…» ریتم مشترک کودکی بود؛ از کوچه و حیاط مدرسه تا پارک محله. این متن نشان میدهد شمارش چگونه نوبت، قانون، عدالت و تحمل باخت را تمرین میداد.
«اخبار جوانهها» برای خیلی از ما اولین باری بود که خبر را در لباس کودکانه دیدیم؛ جایی بین بازی و جدیت. این مقاله نشان میدهد برنامه با رنگها، لحن گوینده و آیتمها، تصویری از مدرسه و جامعه ساخت و ما را عصرها پای تلویزیون نگه داشت.
روایتی تصویری از اسم «البرز»؛ حس و حالش در خاطرههای ایرانی، صدای پنهانش در خانه و مدرسه، و ایدههایی برای ثبت یادهایش.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405