صفحه اصلی > بازی‌ها و سرگرمی‌های قدیم : دوست خیالی کودکی؛ خاطره‌ای که هنوز کارکرد دارد

دوست خیالی کودکی؛ خاطره‌ای که هنوز کارکرد دارد

کودکی در خانه ایرانی کنار صندلی خالی که نماد دوست خیالی است؛ تصویری مرتبط با خاطره و کارکرد دوست خیالی در بزرگسالی_مجله خاطرات

آنچه در این مقاله میخوانید

در خانه های ایرانی، جایی میان صدای قاشق در استکان، بوی فرش نم خورده بعد از تی کشیدن، و راهرویی که همیشه کمی تاریک تر از پذیرایی است، «دوست خیالی» خیلی وقت ها به دنیا می آید. نه شبیه کلیشه های کارتونی، نه با بال و جادو. بیشتر شبیه یک همراه بی سر و صداست که توی حیاط کنار باغچه می ایستد، یا روی لبه تخت در اتاقی که پنجره اش به کوچه باز می شود می نشیند، و فقط بلد است خوب گوش بدهد.

من (نوید اسفندیاری)، وقتی درباره بازی ها و سرگرمی های قدیم در روایت های خانوادگی تحقیق می کنم، بارها به همین نقطه می رسم: بچه ها در ایران، به خصوص در خانه هایی که بزرگترها «حواسشان هست» اما همیشه «وقتشان نیست»، برای خودشان یک راه دوم می سازند؛ راهی برای گفتن، بازی کردن، ترسیدن و دوباره آرام شدن. دوست خیالی، یکی از دقیق ترین ابزارهای همین راه دوم است. عجیب نیست که خیلی از ما، سال ها بعد، هنوز هم گاهی با همان سازوکار کار می کنیم؛ فقط اسمش عوض شده: گفت و گوی درونی، نوشتن، مراقبه، یا حتی چت کردن با خودمان در یک نوت خصوصی.

تعریف غیرکلیشه ای دوست خیالی: یک «همراه کارکردی» نه یک فانتزی

دوست خیالی را اگر صرفا «یک شخصیت ساخته ذهن کودک» تعریف کنیم، اصل ماجرا را از دست می دهیم. در مشاهده های میدانی از روایت های ایرانی، دوست خیالی معمولا یک ابزار است: ابزاری برای تنظیم احساس، ساختن معنا، و تمرین کردن زندگی. او لازم نیست همیشه «انسان» باشد؛ گاهی یک همکلاسی خیالی است که سر صف مدرسه کنار تو می ایستد، گاهی یک خواهر بزرگتر که هیچ وقت نداشتی، گاهی یک حیوان که در خانه اجازه نگهداری اش را نداشتی، و گاهی فقط یک «صدا» که وقتی می ترسی، جمله ها را آهسته تر و قابل تحمل تر می کند.

دوست خیالی در ایران اغلب در فاصله بین دو چیز شکل می گیرد: فاصله بین آنچه کودک باید باشد (مودب، ساکت، زرنگ، سربه زیر) و آنچه واقعا هست (کنجکاو، پرحرف، گاهی خشمگین، گاهی تنها). این دوست، جای امنی می سازد که کودک بتواند بدون ترس از تذکر و قضاوت، نقش های مختلف را امتحان کند. به همین دلیل، بهتر است او را «همراه کارکردی» ببینیم؛ کسی که کار انجام می دهد، نه فقط خیال پردازی.

اگر بخواهم در زبان خودمان بگویم: دوست خیالی، مثل یک زیرپله کوچک در ذهن است؛ همان جایی که بچه چیزهایش را قایم می کند، وقتی خانه شلوغ است و جایی برای خودش ندارد. و این زیرپله، گاهی تا بزرگسالی هم می ماند.

چه زمانی و کجاها شکل می گرفت: حیاط، راهرو، پذیرایی، مدرسه

دوست خیالی، بیشتر از آنکه محصول «تنهایی مطلق» باشد، محصول «تنهایی در میان جمع» است. در خانه های شلوغ ایرانی، بچه تنهاست اما تنها نیست: صدای تلویزیون از پذیرایی می آید، بزرگترها حرف می زنند، بوی غذا در آشپزخانه می پیچد، اما کودک جایی برای بیان روایت خودش ندارد. همین جاست که دوست خیالی به عنوان مخاطب حاضر می شود.

خانه: مرزهای نانوشته و گوشه های امن

در بسیاری از خانه ها، پذیرایی منطقه رسمی است؛ جایی برای مهمان، نظم، و «درست نشستن». اتاق کودک یا گوشه ای از اتاق خواب، منطقه نیمه خصوصی است. راهرو، پشت در، کنار کمد، یا حتی پشت مبل، منطقه های خاکستری اند؛ نه کاملا عمومی، نه کاملا خصوصی. دوست خیالی اغلب در همین منطقه های خاکستری شکل می گیرد. کودک می تواند آرام حرف بزند، بازی را متوقف کند، دوباره شروع کند، و کسی هم دقیقا متوجه نشود.

حیاط خانه های قدیمی، یک دانشگاه مینیاتوری برای خیال است: صدای آب از حوض، سایه برگ مو روی دیوار، و خاکی که هم اسباب بازی می شود هم صحنه. کودک با دوست خیالی، بازی را گسترش می دهد؛ مثلا یک «ماموریت» تعریف می کند: مراقب باش گربه همسایه نیاید، یا مواظب باش توپ به شیشه نخورد.

مدرسه: نظم بیرونی و گفت و گوی پنهانی

مدرسه جای دیگری است. سر صف، زنگ ورزش، راه پله های شلوغ، یا حتی نیمکت آخر کلاس. کودک در مدرسه باید تابع باشد؛ اما ذهنش هنوز می خواهد روایت خودش را پیش ببرد. دوست خیالی می تواند همان «همکلاسی» باشد که همیشه می فهمد، یا همان «مشاور» که موقع دیکته گفتن، آرام در گوش کودک می گوید: نترس، این یکی را بلدیم.

کارکردها: امنیت، تمرین نقش، کنترل ترس (و چرا هنوز هم به کار می آید)

دوست خیالی، مثل یک کارگاه کوچک روانی است که کودک بدون اسم گذاری علمی، در آن مهارت تمرین می کند. سه کارکرد، در روایت های ایرانی زیاد تکرار می شود: امنیت، تمرین نقش، و کنترل ترس. مهم تر این است که همین سه مورد، در بزرگسالی هم مسئله ماست؛ فقط لباسش عوض شده: اضطراب، تصمیم های سخت، تنهایی، و فشار اجتماعی.

  • امنیت: وقتی چراغ راهرو خاموش است، یا صدای موتور در کوچه می پیچد، یا بچه باید تنها به مغازه سر کوچه برود، دوست خیالی مثل یک همراه نامرئی می آید کنار دستش.
  • تمرین نقش: کودک با دوست خیالی، نقش پدر و مادر، معلم، دکتر، شاگرد زرنگ یا حتی «بچه بد» را بازی می کند؛ بی آنکه هزینه واقعی بدهد.
  • کنترل ترس: ترس از تاریکی، ترس از دعوای بزرگترها، ترس از تحقیر در مدرسه، ترس از اشتباه. دوست خیالی می تواند ترس را قابل حرف زدن کند.
  • تنظیم خشم و حسادت: در خانه های چندفرزندی، یا وقتی توجه والدین تقسیم می شود، دوست خیالی گاهی ظرفی می شود برای گفتن چیزهایی که «نباید» گفت.
  • ساختن روایت: کودک یاد می گیرد تجربه ها را به قصه تبدیل کند؛ قصه کردن، یکی از راه های ماندگار شدن خاطره است.

در بزرگسالی، همین کارکردها به شکل های ظریف برمی گردند. مثلا:

  • وقتی در یک تصمیم شغلی گیر کرده اید، ممکن است در ذهن تان یک «مخاطب فرضی» بسازید و برایش توضیح دهید چرا می خواهید تغییر کنید. این همان تمرین نقش و تصمیم است.
  • وقتی شب ها اضطراب دارید، ممکن است ناخودآگاه با خودتان جمله های آرام کننده بگویید. این نسخه بالغ امنیت است.
  • وقتی تنها سفر می روید یا در شهری جدید زندگی می کنید، شاید در دفترچه یا نوت موبایل با لحنی حرف بزنید که انگار کسی طرف مقابل است. این همان دوست خیالی است، با نام جدید.

اگر می خواهید این پیوند را با ابزارهای امروزی ببینید، این صفحه مجله مسیر خوبی می دهد: ثبت خاطره با ابزارهای دیجیتال و هوشمند.

چه چیزهایی در زبان و بازی ها لو می رود: ردپاهای کوچک اما دقیق

دوست خیالی همیشه با اعلام رسمی وارد نمی شود. کمتر کسی می گفت: «من یک دوست خیالی دارم.» بیشتر وقت ها، در زبان و بازی، خودش را لو می داد. این ردپاها برای یک مردم نگار، مثل اثر کفش روی خاک نم دار حیاط است: کوچک، اما جهت دار.

نشانه های رایج در روایت های ایرانی

  • جمع بستن ضمیر: «ما رفتیم آب بخوریم»، «ما از اینجا می ترسیم»؛ در حالی که کودک تنهاست.
  • گفت و گوی دوطرفه: کودک هم سوال می پرسد هم جواب می دهد، با مکث های واقعی.
  • جاگذاری در فضا: «اون بشینه روی صندلی کنار پنجره»؛ صندلی خالی، اما با نقش مشخص.
  • قانون گذاری برای نامرئی: «تو حق نداری بیای توی پذیرایی وقتی مهمون داریم»؛ یعنی دوست خیالی هم تابع قواعد خانه می شود.
  • سهم دادن از خوراکی: نصف بیسکویت یا یک جرعه چای کم رنگ. در خانه های ایرانی، خوراکی همیشه حامل رابطه است.

این نشانه ها گاهی با اشیا هم گره می خورند: یک عروسک که «نماینده» دوست خیالی است، یک بالش که جای نشستن اوست، یا یک گوشه از فرش که قلمرو مشترک محسوب می شود.

چالش ها و راه حل ها: وقتی بزرگترها نگران می شوند، چه باید کرد؟

در بسیاری از خانواده های ایرانی، وقتی بچه با کسی حرف می زند که «وجود ندارد»، نگرانی طبیعی است. نگرانی از برچسب، از قضاوت فامیل، یا از اینکه نکند مسئله ای جدی باشد. اما در تجربه های روزمره، بخش زیادی از این موقعیت ها، شکل طبیعی بازی و رشد است. مسئله اصلی این است: بزرگترها چگونه وارد شوند که هم امنیت کودک حفظ شود، هم از واقعیت جدا نیفتد.

چالش رایج در خانواده نشانه در رفتار کودک راه حل پیشنهادی (بدون افراط)
ترس از قضاوت دیگران پنهان کاری یا قطع ناگهانی بازی فضای خصوصی بدهید: «می فهمم بازی ات مهم است، هر وقت خواستی برایم تعریف کن.»
نگرانی از غیرواقعی شدن اصرار کودک که دوستش باید همه جا حاضر باشد مرز نرم بگذارید: «می تونی باهاش بازی کنی، ولی قوانین خونه برای همه یکیه.»
واکنش تمسخرآمیز خواهر/برادر دلخوری، خشم، یا انزوا به خواهر/برادر توضیح دهید که این بازی است و احترام لازم دارد؛ فضای امن بسازید.
بروز اضطراب شدید یا ترس مداوم بی خوابی، کابوس، اجتناب از مدرسه به جای جنگیدن با دوست خیالی، علت اضطراب را جدی بگیرید و در صورت نیاز از متخصص کمک بگیرید.

نکته ظریف این است: دوست خیالی را لازم نیست «جمع کرد». گاهی باید فهمید چرا آمده. مثل وقتی که بچه در خانه ای پرتنش، یک ناظر مهربان می سازد که صداها را تحمل پذیر کند. در چنین مواردی، مسئله دوست خیالی نیست؛ مسئله کیفیت تجربه روزانه کودک است.

وقتی بزرگ شدیم چه می شود: از دوست خیالی تا گفت و گوی درونی کارآمد

اغلب ما دوست خیالی را جایی در حوالی دبستان جا می گذاریم؛ همان جایی که تکلیف ها بیشتر می شود، جمع دوستان واقعی شکل می گیرد، و چشم دیگران تیزتر می شود. اما سازوکارش باقی می ماند. بزرگسالی در ایران، با تنهایی های مخصوص خودش همراه است: مهاجرت داخلی از شهر کوچک به تهران، زندگی در خوابگاه، شروع کار، فشار اقتصادی، و گاهی روابطی که به جای گفت و گو، روی سکوت می چرخند. در این فضا، همان مهارت «همراه ساختن» دوباره فعال می شود.

سه شکل بالغ دوست خیالی

  1. مخاطب فرضی برای تصمیم: قبل از یک انتخاب، انگار برای کسی توضیح می دهیم. این کار، فکر را منظم می کند و از آشفتگی کم می کند.
  2. نوشتن برای یک نفر: خیلی ها دفترچه ندارند، اما در گوشی یک نوت دارند که لحنش شبیه نامه است. گیرنده واقعی نیست، اما اثر واقعی است.
  3. بازسازی امنیت در بدن: جمله های کوتاه مثل «الان فقط همین یک قدم»، «نفس بکش»، همان نقش آرام کننده قدیمی را بازی می کنند.

این جاست که دوست خیالی «هنوز کارکرد دارد»؛ نه به عنوان یک موجود خیالی، بلکه به عنوان یک فناوری انسانی برای مدیریت تجربه. شاید بهترین کار ما این باشد که به جای خجالت کشیدن از آن، بفهمیم چه چیزی را در کودکی تمرین کرده ایم: مراقبت از خود، بدون آنکه کسی به ما درسش را داده باشد.

جمع بندی: دوست خیالی به عنوان میراث کوچک بقا

دوست خیالی، در روایت ایرانی، بیشتر از آنکه یک خیال پردازی لوکس باشد، یک مهارت بقاست: راهی برای ساختن امنیت وقتی خانه شلوغ است، تمرین نقش وقتی الگوها سختگیرند، و کنترل ترس وقتی زبان کودک برای گفتن کافی نیست. ردش را می شود در جمله های جمع، در صندلی خالی کنار پنجره، در نصف بیسکویتی که سهم کسی می شود، دید. و مهم تر اینکه، این سازوکار در بزرگسالی هم ادامه پیدا می کند؛ در گفت و گوهای درونی، در نوشتن های بی مخاطب، و در روش هایی که با آنها اضطراب را قابل تحمل می کنیم.

اگر از این مقاله فقط یک چیز با خودتان ببرید، شاید همین باشد: آن همراه نامرئیِ کودکی، هنوز هم می تواند به شکل های بالغ، کنارمان کار کند؛ نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای زندگی کردن در واقعیت با صدای آرام تر و قدم های دقیق تر.

پرسش های پرتکرار

دوست خیالی کودکی نشانه مشکل روانی است؟

در بسیاری از موارد، نه. دوست خیالی می تواند بخشی از بازی، رشد تخیل و یادگیری تنظیم هیجان باشد. آنچه مهم است زمینه است: اگر کودک در کنار این بازی، عملکرد روزمره طبیعی دارد (خواب، مدرسه، رابطه با خانواده)، معمولا جای نگرانی نیست. اگر ترس، انزوا یا آشفتگی شدید و مداوم دیده می شود، بهتر است علت اضطراب بررسی شود.

چرا در خانه های ایرانی دوست خیالی زیاد شکل می گیرد؟

چون کودک اغلب «در جمع تنها»ست: خانه شلوغ است، اما فرصت گفت و گوی اختصاصی کم است. مرزهای رسمی مثل پذیرایی، و نظارت همیشگی بزرگترها، فضای خصوصی را محدود می کند. دوست خیالی در گوشه های امن مثل راهرو، اتاق، پشت مبل یا حیاط، نقش یک مخاطب امن را بازی می کند؛ کسی که قضاوت نمی کند و وقت دارد.

دوست خیالی چه کارکردی برای اضطراب دارد؟

دوست خیالی می تواند اضطراب را «قابل گفتن» کند. کودک با او ترس را نام گذاری می کند، سناریو می سازد، و راه حل امتحان می کند. این فرایند، شبیه تمرین ذهنی است: کودک یاد می گیرد وقتی بدنش می ترسد، با کلمات و روایت آرامش را برگرداند. در بزرگسالی هم همین سازوکار در قالب گفت و گوی درونی یا نوشتن خودبه خود تکرار می شود.

اگر والدین بخواهند درست برخورد کنند، چه بگویند؟

بهترین نقطه شروع، احترام بدون تایید افراطی است. جمله هایی مثل «می فهمم که بازی ات واقعی به نظر میاد» یا «دوست داری درباره اش برام تعریف کنی؟» هم امنیت می دهد، هم راه ارتباط را باز می کند. لازم نیست والدین نقش بازی کنند یا دوست خیالی را مسخره کنند. کافی است مرزهای خانه را آرام و ثابت نگه دارند و کنجکاوی مهربان نشان دهند.

آیا دوست خیالی در بزرگسالی هم باقی می ماند؟

معمولا شکلش عوض می شود. بزرگسال کمتر می گوید «دوست خیالی دارم»، اما همان کارکردها در قالب های دیگر می آید: حرف زدن با خود در ذهن، نوشتن در نوت گوشی، تصور گفت و گو با یک نفر قابل اعتماد، یا ساختن یک صدای حمایتی برای عبور از تصمیم های سخت. این استمرار، اگر به واقعیت و روابط آسیب نزند، می تواند یک ابزار خودمراقبتی باشد.

نوید اسفندیاری- نویسنده تحریریه صدای خاطرات
نوید اسفندیاری با دقت یک مردم‌نگار میدانی، رد اشیا، محله‌ها و لهجه‌هایی را دنبال می‌کند که حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده‌اند. او از جزئیات زندگی قدیم می‌نویسد تا تصویری روشن و قابل اعتماد از ریشه‌ها، عادت‌ها و لحن نسل‌ها پیش روی خواننده بگذارد؛ روایتی مستند اما زنده از آنچه بودیم و هنوز در ما جاری است.
مقالات مرتبط

چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

چرا کودک ایرانی دوست خیالی می‌سازد؟ برای احساس امنیت، مهار ترس‌ها، و ساختن پناهگاه در بازی و زبان؛ با روایت‌های قابل لمس و واکنش‌های بهتر بزرگ‌ترها.

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع

گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیین‌هایش.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
همراه این گفتگو بمان
خبرم کن از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x