باهم بودن در ایران طی دههها از دورهمیهای خانهمحور تا قرارهای کوتاه و آنلاین تغییر کرده است؛ این مقاله مسیر مکان، زبان، زمان و حافظه جمعی را روایت میکند.
قومنگاری امتحانهای پایانترم در ایران: شببیداریها، اضطراب جمعی، دعاها، قرارهای کتابخانه و کدهای نانوشته تقلب؛ روایتی از حافظه نسلی.
بازی «مجسمههای صورت» جایی است که بدن باید ثابت بماند اما خنده همه چیز را به هم میریزد؛ روایتی از قوانین نانوشته جمع و شکستهای شیرین.
دوست صمیمیِ دوران کودکی فقط همراه بازی نبود؛ شاهدی بود که همه نسخههای ما را دید. این یادداشت درباره حافظه مشترک، رشد متقابل و رفاقتِ بیادعاست.
مشاهدهای فرهنگی از لهجه شیرازی: چرا آهنگ گفتار، ریتم جملهها و مهربانی روزمره کنار هم «لطافت صدا» میسازند و چگونه در زندگی عادی شنیده میشود.
اصطلاحات مجازی فارسی فقط شوخی نیستند؛ مثل یک آیین روزمره، ریتم صمیمیت و طعنه را میسازند، مرز نسلها را نشان میدهند و هویت جمعی میآفرینند.
ترمهای سنگین فقط درس و امتحان نیستند؛ مجموعهای از خستگیهای ریز، همدلیهای جمعی و عادتهای کوچکاند که بعدتر تبدیل به خاطرهای ماندگار میشوند.
«یهدوسه…» ریتم مشترک کودکی بود؛ از کوچه و حیاط مدرسه تا پارک محله. این متن نشان میدهد شمارش چگونه نوبت، قانون، عدالت و تحمل باخت را تمرین میداد.
وقت گذاشتن برای دوستان فقط تفریح نیست؛ یک راه واقعی برای ساخت خاطره، شکل دادن هویت عاطفی و زنده نگه داشتن پیوندهای انسانی در زندگی شلوغ امروز است.
مردمنگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405