نویسنده: نوید اسفندیاری

آشپزخانه کرمانی در عصرهای پیش از عید با قطاب تازه؛ آردپاشی روی سفره، سینی مسی و دست‌ها در حال پیچیدن خمیر؛ تصویری از نوستالژی نوروز و خاطرات قطاب کرمانی.مجله خاطرات

قطاب‌های تازه و عصرهای کرمانی؛ وقتی خانه بوی عید می‌گرفت

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری از عصرهای پیش از عید در کرمان؛ بوی قطاب تازه، تقسیم‌کار خانگی، تعارف نوروزی و نقش این شیرینی در خاطرات جمعی.

ایوان خانه خشتی با صندلی حصیری و سینی شربت به‌لیمو در عصر مرداد؛ بازنمایی نوستالژی ایوان‌نشینی در محله ایرانی

ایوان خانه‌های خشتی محله؛ صندلی حصیری، لیوان شربت به‌لیمو و باد داغ مرداد

ایوان خانه‌های خشتی، صندلی حصیری و شربت به‌لیمو زیر باد داغ مرداد؛ روایتی قوم‌نگار از نقش ایوان در گفت‌وگو، تربیت، آیین‌های محلی و نوستالژی ایرانی.

ایستگاه مترو تهران در ساعت شلوغی با ازدحام مسافران؛ ریتم قدم‌ها، صداهای هم‌پوشان، رطوبت زیرزمین و زبان بدن در حافظهٔ روزمرهٔ شهری

ایستگاه‌های مترو و خاطره‌های ازدحام؛ حافظه روزمره در زیرزمین شهر

روایتی مردم‌نگارانه از ایستگاه‌های مترو و خاطره‌های ازدحام؛ شنیدن صداهای هم‌پوشان، ریتم قدم‌ها و حس رطوبت زیرزمین؛ چگونه حافظهٔ روزمره در شهری زیرزمینی شکل می‌گیرد.

کلاژ نوروزهای تاریخی ایران با سفره هفت‌سین، رادیو و تلویزیون قدیمی، ترمینال شلوغ و گوشی هوشمند؛ بازنمایی حافظه جمعی، سریال نوروزی و خانواده‌ها.

نوروزهای تاریخی؛ سال‌هایی که یک ملت یک خاطره ساخت

نوروزهای تاریخی ایران؛ از دهه ۶۰ تا امروز. چگونه سفره هفت‌سین، سریال نوروزی و دید‌وبازدیدها در حافظه جمعی ما ثبت شده‌اند و تغییرات جامعه را روایت می‌کنند.

اتوبوس آبی اردوی مدرسه با دانش‌آموزان ایرانی، معلم‌ها و لحظه‌ی آماده‌شدن برای عکس دسته‌جمعی؛ روایتی حسی از خاطرات نسلی و تجربه‌ی مشترک اردو.مجله خاطرات

از اتوبوس آبی تا عکس دسته‌جمعی؛ اردوی مدرسه و هیجان نسلی که ساده خوش بود

از اتوبوس آبی تا عکس دسته‌جمعی، اردوی مدرسه را به‌مثابه آیین جمعی نسل‌های ایرانی روایت می‌کنیم؛ با بو، صدا و جزئیات میدانی نسلی که ساده خوش بود.

18 آذر 1404
جشن روستایی پس از برداشت گندم با رقص داس‌ها، نوازندهٔ دایره، دود کاه و نور فانوس در شبی نوستالژیک؛ بازتاب موسیقی محلی و آیین‌های جمعی.مجله خاطرات

رقص داس‌ها بعد از برداشت گندم؛ شبی که روستا جشن می‌گیرد

روایتی زنده از رقص داس‌ها بعد از برداشت گندم؛ از نغمهٔ دایره و دود کاه تا شکل‌گیری جشن جمعی روستا و ریتم‌های شبانه‌ای که در حافظهٔ ما ماندگار می‌شوند.

صحنهٔ شبانهٔ ساندویچ کثیف کنار خیابان در تهران با صف مشتری‌ها، نور نئون، بخار روغن داغ و خوردن روی جدول؛ آیین شهری و خاطره‌انگیز.

ساندویچ کثیف‌های کنار خیابان؛ مزه ممنوعه اما فراموش‌نشدنی

ساندویچ کثیف کنار خیابان را به‌عنوان آیینی شهری می‌کاویم؛ از بوی روغن داغ و صف شبانه تا تفاوت تجربه نسل‌ها و دغدغه‌های بهداشتی و دیجیتال امروز.

مادر و دختر ایرانی کنار آینه‌ی خانگی با رژ مکه‌ای قرمز اناری؛ صحنه‌ای نوستالژیک از آیین‌های زیبایی خانگی و خاطره‌انگیز.مجله خاطرات

رژ مکه‌ای مادر؛ رنگی که خاطره شد، نه آرایش

تحلیل انسان‌شناختی «رژ مکه‌ای مادر»؛ شیئی کوچک که آیین‌های خانگی، انتقال خاطره و نشانه‌های زیبایی ایرانی را شکل داد؛ با روایت حسی و مقایسه‌ای.

پارک‌ها و فضای سبز ایران؛ خانواده‌ها در پیک‌نیک، کودکان در حال بازی، نیمکت‌های گفت‌وگو و آب‌نما؛ تصویری از روابط اجتماعی و خاطرات شهری.مجله خاطرات

پارک‌ها و فضای سبز؛ مکان‌هایی که روابط اجتماعی را ساختند

روایتی شاعرانه و تحلیلی از پارک‌ها و فضای سبز ایران؛ صحنه شکل‌گیری دوستی‌ها، آیین‌های خانوادگی، سوگواری و آرامش روزمره که در حافظه عاطفی شهر می‌مانند.

صحنه‌ای مردم‌نگارانه از سربازی در ایران: صف صبحگاه، خوابگاه با تخت‌های دوطبقه، برجک نگهبانی مرزی و جزئیات روزمره؛ خاطرات سربازی و نوستالژی پادگان.مجله خاطرات

سربازی؛ دو سالی که یک عمر خاطره ساخت

سربازی در ایران آستانه‌ای نسلی است؛ از صف صبحگاه تا نگهبانی شب. این مردم‌نگاری نشان می‌دهد چگونه دو سال پادگان، لایه‌ای از خاطرات مشترک در حافظه جمعی می‌سازد.

18 آذر 1404