در کوچههای خاکی یزد، باد کویری فقط هوا نیست؛ کنشگری است که حرکت بدنها، آستانه خانهها، سایه، صدا و سکوت را تنظیم میکند و ریتم روزمره میسازد.
آب پاش پلاستیکی و آب پاشی حیاط در ظهرهای داغ: زمان بندی درست، بوی خاک خیس، ریزه کاری اجرا و نکات صرفه جویی آب برای خنک کردن فضا.
روایتی مردمنگارانه از عصر جزوههای کپیشده، مغازههای فتوکپی و کلاسهای آزاد زبان؛ جایی که آموزش مدرن روی کاغذ کمرنگ و شبکه «از کی بگیرم؟» میچرخید.
روایت مردمنگارانه از قابلمه دلمه برگمو در ایوان عصرهای اردیبهشت؛ از شستن برگها و ریتم گفتوگو تا حافظهای که با بو و دست ساخته میشود.
باران آرام روی شیروانیهای محله قدیمی فقط هوا را خیس نمیکند؛ صداها، قدمها، پنجرهها، چای و آداب همسایهداری را دوباره تنظیم میکند.
سرود صبحگاهی و صفهای منظم مدرسه در ایران: از نقش ناظم و پرچم تا بوی گچ، کفشهای واکسزده و کدهای نانوشتهای که تعلق و نظم را میسازند.
روایتی مردمنگارانه از تندشدن زمان در دهه بیست زندگی در ایران؛ از تقویم و ددلاین تا اسکرول و توقع خانواده، و اضطراب پیشرفت.
ایستگاه اتوبوس فقط محل عبور نیست؛ فضای تعلیق میان خانه و مقصد است. روایتِ بدنها، سکوتها و نظم نانوشته شهری در انتظار.
لهجه اصفهانی فقط برای خندیدن نیست؛ کدهای اجتماعیِ زمانبندی، مکث و طعنه را در بازار و خانه حمل میکند و با نغمه جملهها مذاکره میکند.
روایتی مردم نگارانه از حیاط مادربزرگ؛ جایی که با صدای آب، سایه و ریزآیینهای روزانه، زمان اجتماعی تنظیم می شد و نسل ها کنار هم می زیستند.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405