نوشته‌های نوید اسفندیاری

سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405
تصویر نوستالژیک از یک عصر دهه ۷۰ ایران: نوار VHS، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک

دهه‌ی هفتاد؛ ویدئوکلوب، تلفن ثابت، قرار عصرانه در پارک

مردم‌نگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.

17 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
حلب روغن در گوشه انباری قدیمی ایرانی با نور کم؛ نمادی از فرهنگ ذخیره‌سازی و اقتصاد خانه

حلب روغن و گوشه‌ای از انباری قدیمی

حلب روغن در انباری خانه‌های قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانه‌ای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیره‌سازی، خاطره می‌ساخت.

بخار و بوی آش در دالان‌های بازار بزرگ تهران؛ روایت خوراک و حافظه و خاطره‌های خانه‌های قدیمی

بوی آش در بازار بزرگ، خاطره‌ها را تکان داد

روایت مردم‌نگارانه‌ای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالان‌ها و چانه‌زنی‌ها را به خانه‌های قدیمی وصل می‌کند و خاطره را بیدار نگه می‌دارد.

15 اردیبهشت 1405
معلم فیزیک در کلاس درس کنار تخته سیاه با خطوط گچ دقیق؛ تصویر آرام از خاطرات معلم فیزیک و اطمینان پاسخ های دقیق

خاطرات معلم فیزیک؛ آرامش پاسخ‌های دقیق

پرتره‌ای آرام و مشاهده‌محور از خاطرات معلم فیزیک؛ جایی که سکوت کلاس، صدای گچ و پاسخ‌های دقیق، به دانش‌آموز حس اطمینان و امید می‌دهد.

13 اردیبهشت 1405
آیین‌های برف در محله‌های ایران؛ همسایه‌ها در حال پارو کردن و تعارف چای داغ در کوچه برفی

اگر برف ببارد، کدام رسم دوباره زنده می‌شود؟

برف که می‌بارد، آیین‌های کوچک محله‌ها جان می‌گیرند؛ از پارو و سلامِ دربه‌در تا خوراک‌های داغ و عکاسی از ردپاها. روایت میدانی از ایران.

13 اردیبهشت 1405
ترکیب سایه درختان و آبراهه در یک باغ ایرانی در بعدازظهر تابستان؛ فضایی خنک و خاطره‌ساز برای قدم زدن و مکث خانوادگی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنک‌کننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش می‌سازد.

"پاکت نارنجی پفک روی نیمکت چوبی در حیاط مدرسه، دست‌های نارنجی، یادآور خاطرات زنگ تفریح"

«پفک اشی‌مشی» و نیمکت چوبی حیاط مدرسه

روایت و تحلیل مردم‌نگارانه از پفک اشی‌مشی روی نیمکت چوبی حیاط مدرسه؛ از دست‌های نارنجی تا قانون‌های نانوشته تقسیم‌کردن و خاطره‌سازی جمعی.

7 اسفند 1404