نویسنده: نوید اسفندیاری

کوچه خاکی یزد با دیوارهای خشتی و باد کویری که گرد را بلند می‌کند و رهگذران در سایه حرکت می‌کنند

باد کویری که در کوچه‌های خاکی یزد

در کوچه‌های خاکی یزد، باد کویری فقط هوا نیست؛ کنشگری است که حرکت بدن‌ها، آستانه خانه‌ها، سایه، صدا و سکوت را تنظیم می‌کند و ریتم روزمره می‌سازد.

5 اسفند 1404
آب پاش پلاستیکی در حال آب پاشی حیاط خانه ایرانی برای خنک کردن کف در ظهر داغ تابستان

آب‌پاش پلاستیکی؛ خنک‌کردن حیاط در ظهرهای داغ

آب پاش پلاستیکی و آب پاشی حیاط در ظهرهای داغ: زمان بندی درست، بوی خاک خیس، ریزه کاری اجرا و نکات صرفه جویی آب برای خنک کردن فضا.

دانشجوی ایرانی در مغازه فتوکپی با بسته‌های جزوه کپی‌شده و برگه‌های کم‌رنگ؛ روایت عصر جزوه‌ها و کلاس‌های آزاد زبان

جزوه‌های کپی‌شده و کلاس‌های آزاد زبان؛ عصر آموزش نو، روی دوش دستگاه فتوکپی

روایتی مردم‌نگارانه از عصر جزوه‌های کپی‌شده، مغازه‌های فتوکپی و کلاس‌های آزاد زبان؛ جایی که آموزش مدرن روی کاغذ کم‌رنگ و شبکه «از کی بگیرم؟» می‌چرخید.

4 اسفند 1404
قابلمه دلمه برگ‌مو روی ایوان در عصر اردیبهشت با دست‌های خانواده در حال پیچیدن دلمه

قابلمه‌ی دلمه‌ی برگ‌مو در ایوان عصرهای اردیبهشت

روایت مردم‌نگارانه از قابلمه دلمه برگ‌مو در ایوان عصرهای اردیبهشت؛ از شستن برگ‌ها و ریتم گفت‌وگو تا حافظه‌ای که با بو و دست ساخته می‌شود.

باران آرام روی شیروانی های محله قدیمی ایران با کوچه سنگفرش خیس و چترهای رهگذران

باران آرام بر شیروانی‌های محله‌ی قدیمی

باران آرام روی شیروانی‌های محله قدیمی فقط هوا را خیس نمی‌کند؛ صداها، قدم‌ها، پنجره‌ها، چای و آداب همسایه‌داری را دوباره تنظیم می‌کند.

4 اسفند 1404
دانش‌آموزان ایرانی در صف‌های منظم حیاط مدرسه هنگام سرود صبحگاهی کنار پرچم و بلندگو، با حال‌وهوای صبح سرد و بوی گچ

سرود صبحگاهی در حیاط مدرسه؛ صف‌های منظم، بوی گچ و کفش‌های واکس‌زده

سرود صبحگاهی و صف‌های منظم مدرسه در ایران: از نقش ناظم و پرچم تا بوی گچ، کفش‌های واکس‌زده و کدهای نانوشته‌ای که تعلق و نظم را می‌سازند.

4 اسفند 1404
جوان ایرانی در دهه بیست کنار تقویم و لپ‌تاپ و گوشی، با حس تند شدن زمان و اضطراب پیشرفت در زندگی روزمره

وقتی زمان تند شد؛ اضطراب پیشرفت در خاطرات ۲۰سالگی

روایتی مردم‌نگارانه از تندشدن زمان در دهه بیست زندگی در ایران؛ از تقویم و ددلاین تا اسکرول و توقع خانواده، و اضطراب پیشرفت.

3 اسفند 1404
ایستگاه اتوبوس در ایران؛ آدم هایی که در فضای تعلیق میان خانه و مقصد منتظرند و نظم نانوشته شهری را زندگی می کنند

ایستگاه‌های اتوبوس؛ مکانی که زندگی منتظر می‌ماند

ایستگاه اتوبوس فقط محل عبور نیست؛ فضای تعلیق میان خانه و مقصد است. روایتِ بدن‌ها، سکوت‌ها و نظم نانوشته شهری در انتظار.

تصویری از 2 مرد اصفهانی در حال صحبت با لهجه شیرین اصفهانی_ مجله خاطرات

لهجه‌ی اصفهانی در نغمه‌ها: از شوخی ظریف تا موسیقی آرام جمله‌ها

لهجه اصفهانی فقط برای خندیدن نیست؛ کدهای اجتماعیِ زمان‌بندی، مکث و طعنه را در بازار و خانه حمل می‌کند و با نغمه جمله‌ها مذاکره می‌کند.

حیاط مادربزرگ با حوض فیروزه ای و رد پای آب پاشی؛ روایت مردم نگارانه از حیاط ایرانی و کند شدن زمان با صدای آب

حیاط مادربزرگ؛ جایی که زمان با صدای آب کند می‌شد

روایتی مردم نگارانه از حیاط مادربزرگ؛ جایی که با صدای آب، سایه و ریزآیین‌های روزانه، زمان اجتماعی تنظیم می شد و نسل ها کنار هم می زیستند.