چگونه سینما در رویدادهای ملی به حافظه جمعی ایرانیان پیوند میخورد؟ از صفهای سینما تا تماشای جمعی در خانه و پلتفرمها، سکانسها به خاطرات تصویری ماندگار بدل میشوند.
یک روایت مردمنگارانه از پشتبامهای ایرانی؛ جایی که باد روی لواشکهای تازه میرقصد، کودکان همکارند و همسایهها ناظران کارخانههای خانگی.
یادداشتی میدانی از شبنشینی خانوادگی در قطعی برق: نور شمع، قصهگویی بزرگترها، بازیهای جمعی و صدای خنده؛ تقابل نوستالژی دیروز با سبکزندگی امروز.
روایتی میدانی از نوید اسفندیاری درباره نغمهها و لهجههای دستفروشهای شهری؛ از «آهای خربزه بیا!» تا بلندگو و پیک، و نقششان در حافظه شنیداری شهر.
چسب مایع رازی برای بچههای دهه ۶۰ و ۷۰ بوی خاص کلاس درس بود؛ روایتی میدانی از میزهای چوبی، دفتر نو و حافظهٔ حسی که خاطرات مدرسه را زنده میکند.
سوغات شهرها فقط خرید نیست؛ پلی عاطفی میان مقصد و خانه است. از باقلوای یزدی تا گلاب قمصر و ترمه، روایت میکنیم چگونه بوی سفر دور سفره زنده میماند.
روایتی عملی و نوستالژیک از قیصیهای آفتابخورده؛ مهارتهای خانگی مادران، تقسیمکار حیاط، مدیریت زمان و نور، نگهداری درست و راهحل چالشهای رایج.
فرهنگ لغات چندنسلی در خانوادههای ایرانی را با روایت میدانی دنبال میکنیم؛ واژههایی چون رفیق، آبرو، آزادی، کار و عشق چگونه میان نسلها دگرگون میشوند؟
روایتی مردمنگارانه از تابستان و مراسم آبپاشان در ایران؛ از حوضهای حیاط تا پارکهای شهری، صداها و خندهها و شکلگیری خاطرات ماندگار.
کافههای قدیمی ایران چگونه با آیین سفارش، زبان بدن مشتریان و ریتم اجتماعی شهر، دو نسل را شکل دادند؟ روایتی تحلیلی و نوستالژیک با نگاه نوید اسفندیاری.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405