کافههای قدیمی ایران چگونه با آیین سفارش، زبان بدن مشتریان و ریتم اجتماعی شهر، دو نسل را شکل دادند؟ روایتی تحلیلی و نوستالژیک با نگاه نوید اسفندیاری.
روایتی قومنگارانه از نوشابه زرد شادنوش در مهمانیهای ساده دهه۶۰؛ از بطریهای شیشهای و لیوانهای قدیمی تا اقتصاد عاطفی خانوادهها و پیوند نسلها.
روایتی میدانی از ناوید اسفندیاری درباره «شهرهای ایران از پشت پنجره»: از تهران تا جنوب، بوی نان و صدای دورهگردها، روابط همسایهها و تغییر سبک زندگی.
تحلیل میدانی صف کوپن در دهه ۶۰؛ از اقتصاد جنگ و کمبود تا پیوندهای پنهان اجتماعی، حافظه جمعی شهری و روایتهای خانوادگی در محلههای ایران.
روایتی قومنگارانه از کتابفروشی محلی و بوی کاغذ کهنه؛ پاتوق دانشآموز و دانشجوها. از نقش این فضا در شکلگیری سلیقه، گفتوگو و دوستی تا چالشهای عصر آنلاین و راهحلهای بومی.
گزارشی حسی از نور مهتاب در حیاطهای ایرانی؛ آسمان پرستاره، بوی خاک خیس، صدای کولر آبی و گفتوگوهای آرامی که به خاطرهای ماندگار بدل میشود.
حادثه تلخ چگونه از خبر عبور میکند و به «حافظه درد» بدل میشود؟ روایت اتنوگرافیک از سوگ جمعی، همنفسی، شوخیهای تابآور و مراقبتهای روزمره در ایران.
چرا بعضی تکیهکلامها دههها میمانند؟ این مقاله چسبندگی زبانی را در خاطرات روزمره ایرانی واکاوی میکند؛ از بدن و لحن تا رسانه و هویت نسلی، با راهکارهای کاربردی.
روایتی مردمنگارانه از زمستان و نذرهای محلی؛ از نانوایی و قهوهخانه تا کرسی خانههای قدیمی و خوراکهای آیینی که گرما و همدلی میساختند.
موکتهای پرزکوتاه در خانههای دهه ۶۰ و ۷۰ ایران فقط کفپوش نبودند؛ سطح مشترک زندگی، مهمانی و بازی کودکان بودند که حافظه جمعی و خانه ایرانی را شکل دادند.
کتابفروشیهای مستقل؛ حافظه فرهنگی یک شهر
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
آراد؛ آرام، اما رو به جلو
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
ترانه؛ آهنگ زندگی در یک کلمه
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
سفره ناهار تابستانی؛ بادمجانهای کبابی، دوغ محلی و سفره حصیری حیاط
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
از سماور روسی تا گلدان بلور؛ اشیایی که در هر خانه ایرانی مشترک بودند
تاریخ انتشار: 10 دی 1404