نویسنده: نوید اسفندیاری

تصویر یک بزرگسال در خانه ایرانی با دفترچه کودکی؛ روایت بصری از عقده‌های کودکی و محرک‌های فعال‌ساز حافظه

عقده‌های کودکی؛ چگونه در حافظه ما ثبت و فعال ماندند؟

عقده‌های کودکی چگونه از تجربه‌های کوچک، در بدن و زبان و روایت خانوادگی ثبت می‌شوند و با محرک‌های روزمره دوباره فعال می‌مانند؟

8 دی 1404
سفرهٔ ایرانی قدیمی با غذاهای محلی؛ زرشک‌پلو، آش رشته، نان داغ، سماور مسی و پشتی‌ها؛ بازنمایی طعم خانه‌های قدیمی و نوستالژی دورهمی خانوادگی

طعم خانه‌های قدیمی؛ غذاهای محلی که نسل‌ها را دور سفره جمع کرد

گزارش میدانی نوید اسفندیاری از طعم خانه‌های قدیمی و غذاهای محلی که نسل‌ها را دور سفره جمع می‌کرد؛ جزئیات سفره‌ها، ظرف‌ها و نقش بو و مزه در حافظهٔ جمعی.

نمای پانورامای روستای ایرانی با نی چوپان، زنگ گله، مناره مسجد و زنان کنار تنور؛ بازنمایی صداهای فراموش‌شده و نقشه صوتی خاطرات محلی.

صداهای فراموش‌شده؛ از نی چوپان تا مناجات سحرگاهی روستا

سفری شنیداری به صداهای فراموش‌شده روستاها: نی چوپان، مناجات سحرگاهی، زنگ گله و آوازهای کار؛ تحلیلی از تغییرات سبک زندگی و نقشه صوتی هویت محلی.

دست‌های دانش‌آموزان در زنگ هنر با آبرنگ و مدادشمعی روی مقوا و روزنامه؛ لحظه‌ای از آزادی و خلاقیت در کلاس مدرسه

زنگ هنر؛ ساعت آزادی، خلاقیت و یک معلم مهربان

روایتی مردم‌نگارانه از زنگ هنر در مدرسه: آبرنگ و مدادشمعی، بوی کاغذ و روزنامه، لحن معلم و تعامل بچه‌ها؛ لحظه‌ای کوتاه از آزادی در روزی منظم.

مردی در پیاده‌رو شهر ایرانی با نامه‌ای در دست کنار ایستگاه اتوبوس و مغازه‌های محلی؛ روایت نامه به شهری که ترک کردم

نامه به شهری که ترک کردم

روایت مردم‌نگارانه از شهری که ترک شد؛ کوچه‌ها، لهجه‌ها و عادت‌ها چگونه در حافظه جمعی می‌مانند و ما را دوباره صدا می‌زنند.

منظره‌ای نوستالژیک از صداهای شهرهای ایران: اذان مسجد، بستنی‌فروش دوره‌گرد با زنگ، زنگ دوچرخه و قطار شهری در پس‌زمینه.

از صدای اذان تا بستنی‌فروش؛ صداهایی که شهرهای ایران را تعریف کردند

از اذان مسجد تا بوق بستنی‌فروش و صدای قطار شهری؛ روایتی میدانی از صداهایی که هویت شهرها و محله‌های ایران را می‌سازند و خاطرات مشترکمان را زنده می‌کنند.

حیاط مدرسهٔ محله در صف صبحگاهی با تابلوهای فرسوده، درختان سرو، غبار گچ و نور صبح؛ بازنمایی نوستالژیک مدارس محله در ایران.مجله خاطرات

مدارس محله؛ مکان‌هایی که زمان در آنها شکل دیگری دارد

مدارس محله؛ جایی که زمان در ریتم صف صبحگاهی، بوی دفتر نو و تابلوهای فرسوده کش می‌آید. نگاهی مردم‌نگارانه به حافظه‌ی جمعی و نوستالژی مدرسه.

پاکت اولین حقوق و رسید عابر بانک در دست یک جوان ایرانی در مسیر برگشت به خانه؛ نماد استقلال و خرج‌های احساسی ماه اول

پاکت حقوقی که بوی آزادی می‌داد و خرج‌های بی‌تجربه در همان ماه

اولین حقوق در ایران فقط عدد نیست؛ پاکت، پیامک بانک، رسید عابر و مسیر تا خانه است. روایت خرج‌های احساسی همان ماه و معنای استقلال.

6 دی 1404
حیاط ایرانی هنگام غروب با زنان در آشپزخانه و نوای دایره و دوتار؛ بازنمایی نغمه‌های محلی در کوچه و خانه و زندگی روزمره.

نغمه‌های محلی؛ موسیقی‌هایی که در کوچه‌ها و خانه‌ها زنده بودند

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری دربارهٔ نغمه‌های محلی در کوچه‌ها و خانه‌های ایران؛ از لالایی و نشاکاری تا عروسی‌های خانگی و آیین‌های سوگ و شادی.

حیاط خانهٔ قدیمی ایرانی با حوض فیروزه‌ای، ایوان، درهای چوبی و کودک در حال دویدن؛ القای حس امنیت کودکی در معماری حیاط‌دار. مجله خاطرات

معماری حیاط‌دار و کودکی؛ چرا خانه‌های قدیمی حسِ امنیت داشتند؟

چرا معماری حیاط‌دار در کودکی حس امنیت می‌ساخت؟ روایت قوم‌نگارانه از بوی چای و خاک خیس، صدای آب حوض و نقش ایوان و دیوارها در حافظه جمعی ایرانیان.