روایت مردمنگارانه از «صف واکسن» در ایران؛ از بوی الکل و صندلیهای پلاستیکی تا تعارفها، شوخیها و چشمهایی که پشت ماسک امید و اضطراب را با هم حمل میکردند.
«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیتهای واقعی بررسی میکند.
چرخگوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنهای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهدهمحور از دستها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.
سفر یک تعبیر مهربانانه در ایران؛ از «قربانِت» در جنوبشرق تا مهربانیهای کمحرفِ کویر. سه صحنه میدانی، جدول مقایسه، واژهنامه و پرسشهای متداول.
روایتی میدانی از گذار ایرانیها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟
فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلیهای ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جملههای نصفهکارهای که خاطره میسازند.
مردمنگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.
روایت مردمنگارانه از پلههای استادیوم، ازدحام ورودیها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطرهای از هیجان و احترام.
صدای ریز موتور ژیان در صبحهای مدرسه چگونه زمان را تکهتکه میکرد و خاطره میساخت؟ روایتی مردمنگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.
حلب روغن در انباری خانههای قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانهای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیرهسازی، خاطره میساخت.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405