نویسنده: نوید اسفندیاری

صف واکسن در ایران با تمرکز بر چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زنند؛ فضای درمانگاه، صندلی پلاستیکی و حس امید و اضطراب

صف واکسن؛ چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زد

روایت مردم‌نگارانه از «صف واکسن» در ایران؛ از بوی الکل و صندلی‌های پلاستیکی تا تعارف‌ها، شوخی‌ها و چشم‌هایی که پشت ماسک امید و اضطراب را با هم حمل می‌کردند.

دست های دو نفر در مجلس سوگ با حال و هوای کردی؛ تصویر نمادین از واژه «هاوار» به عنوان صدای اندوه و فراخوان

«هاوار» در گویش کردی چه اندوهی را صدا می‌زند؟

«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیت‌های واقعی بررسی می‌کند.

چرخ‌گوشت دستی در آشپزخانه ایرانی با دست‌های چند نفر در حال همکاری؛ روایت خاطره و تقسیم نقش در کار خانگی

چرخ‌گوشت دستی و یاد دست‌های مادر

چرخ‌گوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنه‌ای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهده‌محور از دست‌ها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.

تصویر سه صحنه از ایران که بیان‌های مختلف مهربانی را نشان می‌دهد؛ از قربانِت و تعارف چای تا سکوت گرم کویر و نگاه‌های معنادار.

از «قربانِت» بلوچی تا سکوت گرم کویر

سفر یک تعبیر مهربانانه در ایران؛ از «قربانِت» در جنوب‌شرق تا مهربانی‌های کم‌حرفِ کویر. سه صحنه میدانی، جدول مقایسه، واژه‌نامه و پرسش‌های متداول.

گذار از قناعت تا وفور انتخاب در خرید روزمره ایرانی؛ مقایسه لیست کاغذی با خرید آنلاین و قفسه‌های پر از گزینه‌ها

از قناعت تا انتخاب‌های بی‌پایان؛ تماشای دگرگونی دهه‌ها

روایتی میدانی از گذار ایرانی‌ها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟

19 اردیبهشت 1405
سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405
تصویر نوستالژیک از یک عصر دهه ۷۰ ایران: نوار VHS، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک

دهه‌ی هفتاد؛ ویدئوکلوب، تلفن ثابت، قرار عصرانه در پارک

مردم‌نگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.

17 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
حلب روغن در گوشه انباری قدیمی ایرانی با نور کم؛ نمادی از فرهنگ ذخیره‌سازی و اقتصاد خانه

حلب روغن و گوشه‌ای از انباری قدیمی

حلب روغن در انباری خانه‌های قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانه‌ای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیره‌سازی، خاطره می‌ساخت.