نویسنده: نوید اسفندیاری

صحنه‌ای از عکاسی خیابانی در تهران کنار درختان ولیعصر با اتوبوس شهری، تابلوهای فارسی و رهگذران؛ بازنمایی ثبت تغییرات شهر در ایران.مجله خاطرات

عکاسی خیابانی و ثبت تغییرات شهر؛ تاریخچه یک نگاه

نگاهی تحلیلی به عکاسی خیابانی در ایران و نقش آن در ثبت تغییرات شهر؛ از نگاتیو تا موبایل، از حافظه‌ حسی تا آرشیوهای دیجیتال مردم‌ساخته.

صف سینما، تماشای جمعی فیلم در خانه و پلتفرم‌های آنلاین؛ پیوند سینما با حافظه جمعی و خاطرات تصویری ایرانیان در رویدادهای ملی.مجله خاطرات

سینما در رویدادهای ملی؛ چگونه یک فیلم گاهی تبدیل به خاطره عمومی می‌شود؟

چگونه سینما در رویدادهای ملی به حافظه جمعی ایرانیان پیوند می‌خورد؟ از صف‌های سینما تا تماشای جمعی در خانه و پلتفرم‌ها، سکانس‌ها به خاطرات تصویری ماندگار بدل می‌شوند.

صحنه‌ای مردم‌نگارانه از پشت‌بام ایرانی با سینی‌های لواشک تازه در باد، کودکان و رفت‌وآمد همسایه‌ها در نور عصرگاهی؛ روایت کارخانه‌ی خانگی.مجله خاطرات

رقص باد روی لواشک‌های تازه؛ پشت‌بام به‌عنوان کارخانه کوچک خانگی

یک روایت مردم‌نگارانه از پشت‌بام‌های ایرانی؛ جایی که باد روی لواشک‌های تازه می‌رقصد، کودکان همکارند و همسایه‌ها ناظران کارخانه‌های خانگی.

شب‌نشینی خانوادگی در قطعی برق با نور شمع، استکان چای، ظرف آجیل و قالی ایرانی؛ فضایی نوستالژیک از دورهمی ایرانی و لبخندهای روشن.مجله خاطرات

شب‌نشینی خانوادگی؛ وقتی برق می‌رفت و لبخندها روشن می‌ماندند

یادداشتی میدانی از شب‌نشینی خانوادگی در قطعی برق: نور شمع، قصه‌گویی بزرگ‌ترها، بازی‌های جمعی و صدای خنده؛ تقابل نوستالژی دیروز با سبک‌زندگی امروز.

دست‌فروش خربزه در ظهر تابستان تهران با ندای کشیده «آهای خربزه بیا»؛ بازنمایی نغمه‌ها و لهجه‌ها و حافظه شنیداری شهر در کوچه‌های محلی.مجله خاطرات

صدای کشیده «آهای خربزه بیا!»؛ آواز دست‌فروش‌هایی که خیابان را زنده می‌کردند

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری درباره نغمه‌ها و لهجه‌های دست‌فروش‌های شهری؛ از «آهای خربزه بیا!» تا بلندگو و پیک، و نقش‌شان در حافظه شنیداری شهر.

بطری چسب مایع رازی روی میز چوبی کلاس‌های دهه ۶۰ و ۷۰ با نور پنجره‌های بلند؛ نوستالژی بوی مدرسه و خاطرات دانش‌آموزان ایرانی

چسب مایع رازی؛ بوی خاص یک کلاس هنر که هیچ‌وقت از یاد نرفت

چسب مایع رازی برای بچه‌های دهه ۶۰ و ۷۰ بوی خاص کلاس درس بود؛ روایتی میدانی از میزهای چوبی، دفتر نو و حافظهٔ حسی که خاطرات مدرسه را زنده می‌کند.

سوغات شهرهای ایران شامل باقلوای یزدی، کلوچه فومن، گلاب قمصر و ترمه، چیده‌شده روی سفره‌ای گرم و نوستالژیک. مجله خاطرات

سوغات شهرها؛ یادگاری‌هایی که بوی مقصد را به خانه می‌آورند

سوغات شهرها فقط خرید نیست؛ پلی عاطفی میان مقصد و خانه است. از باقلوای یزدی تا گلاب قمصر و ترمه، روایت می‌کنیم چگونه بوی سفر دور سفره زنده می‌ماند.

دست‌های مادر در حال نیمه‌کردن زردآلو و چیدن قیصی آفتاب‌خورده روی سینی حصیری در حیاط ایرانی با نور ظهر تابستان.مجله خاطرات

قیصی‌های آفتاب‌خورده؛ دست‌های مادر و نیمه‌های زردآلو

روایتی عملی و نوستالژیک از قیصی‌های آفتاب‌خورده؛ مهارت‌های خانگی مادران، تقسیم‌کار حیاط، مدیریت زمان و نور، نگهداری درست و راه‌حل چالش‌های رایج.

تصویر داخلی یک خانهٔ چندنسلی ایرانی با سماور، فرش ایرانی و سه نسل که نماد فرهنگ لغات چندنسلی در واژه‌های رفیق، آبرو، آزادی، کار و عشق هستند.مجله خاطرات

فرهنگ لغات چندنسلی؛ واژه‌هایی که هر نسل معنی خودش را به آن می‌دهد

فرهنگ لغات چندنسلی در خانواده‌های ایرانی را با روایت میدانی دنبال می‌کنیم؛ واژه‌هایی چون رفیق، آبرو، آزادی، کار و عشق چگونه میان نسل‌ها دگرگون می‌شوند؟

تصویر آیینی آب‌پاشان در تابستان ایران با حیاط سنتی، حوض فیروزه‌ای و خنده‌های کودکان؛ بازنمایی نوستالژی و سنت‌های خنکای عصر تابستان.

تابستان و مراسم آب‌پاشان؛ سنت‌هایی که فراموش نمی‌شوند

روایتی مردم‌نگارانه از تابستان و مراسم آب‌پاشان در ایران؛ از حوض‌های حیاط تا پارک‌های شهری، صداها و خنده‌ها و شکل‌گیری خاطرات ماندگار.