صفحه اصلی > بازی‌ها و سرگرمی‌های قدیم : چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

کودکی نشسته روی فرش در پذیرایی کم‌نور یک خانه ایرانی در شب، که نور آبی ملایم تلویزیون روی دیوار و اطرافش افتاده و حس امنیت و تنهایی خیال‌پردازانه کودکی را منتقل می‌کند.مجله خاطرات

آنچه در این مقاله میخوانید

بعضی خاطره‌ها از جنس تصویر نیستند؛ از جنس صدا هستند. صدای کشیده شدن دمپایی روی موزاییک راهرو، صدای قاشق به لبه قابلمه، یا همان لحظه که چراغ پذیرایی خاموش می‌شود و نور تلویزیون مثل آبی کم‌جان روی دیوار می‌لغزد. در همین فاصله‌هاست که «دوست خیالی» وارد می‌شود: یک همراه نامرئی که نه فقط برای بازی، که برای امنیت ساخته می‌شود. وقتی از خودمان می‌پرسیم «چرا دوست خیالی ساختیم؟» در واقع داریم از کودکی می‌پرسیم امنیت را کجا پیدا می‌کرد؛ و اگر پیدا نمی‌کرد، چطور آن را در زبان و خیال می‌ساخت.

در تجربه بسیاری از کودکان ایرانی، خانه همیشه فقط خانه نبود؛ گاهی مهمان‌خانه بود، گاهی محل رفت‌وآمد فامیل، گاهی اتاق مشترک با خواهر و برادر، و گاهی هم صحنه دعوای بزرگ‌ترها پشت در آشپزخانه. دوست خیالی در چنین بافتی، می‌تواند نقش «گوشه امن» را بازی کند: گوشه‌ای که در نقشه خانه نیست، اما در نقشه روان کودک هست. این متن با زبان بالغ و مهربان، تلاش می‌کند دوست خیالی را به‌عنوان یک پدیده فرهنگی-روانی در کودکی ایرانی توضیح دهد؛ بدون نسخه‌پیچی و بدون ترساندن.

امنیت یعنی چه برای کودک؛ وقتی جهان اندازه قد او نیست

برای بزرگسال، امنیت اغلب یک مفهوم بیرونی است: قفل در، ثبات مالی، نبود خطر. اما برای کودک، امنیت بیشتر «حس» است تا «اطمینان». یعنی بدنش آرام باشد، صداها قابل پیش‌بینی باشند، صورت‌ها قابل خواندن باشند، و رابطه‌ها از هم نپاشند. کودک امنیت را با جزئیات می‌سنجد: روشن بودن چراغ خواب، بسته بودن درِ بالکن، لحن مادر وقتی جواب می‌دهد، و حتی بوی برنجی که ته گرفته یا ته دیگ خوش‌رنگی که نوید یک شام معمولی می‌دهد.

در فرهنگ ایرانی، کودک اغلب در میان جمع زندگی می‌کند: خانه‌های چندنسلی، رفت‌وآمدهای نزدیک، و مهمانی‌های طولانی. این جمع‌بودن می‌تواند گرم و محافظ باشد، اما گاهی هم یعنی کمبود «حریم». کودکی که اتاق مستقل ندارد، یا مدام باید نقش «بچه مؤدب» را در پذیرایی اجرا کند، ممکن است برای خودش یک «حریم روانی» بسازد. دوست خیالی می‌تواند همان حریم باشد: کسی که قضاوت نمی‌کند، راز را نگه می‌دارد، و از کودک نمی‌خواهد بزرگ‌تر از سنش حرف بزند.

از منظر مردم‌نگاری، دوست خیالی را می‌شود مثل یک ابزار فرهنگی دید: واکنشی خلاق به شرایطی که کودک در آن، قدرت کمی برای تغییر محیط دارد. او نمی‌تواند دعوای بزرگ‌ترها را متوقف کند، نمی‌تواند خانه را عوض کند، نمی‌تواند قوانین را بازنویسی کند؛ اما می‌تواند یک همراه بسازد که کنار گوشش بگوید «من هستم».

موقعیت‌های محرک: از پشت در آشپزخانه تا راه مدرسه

دوست خیالی اغلب در خلأ ساخته نمی‌شود؛ در یک «فاصله» ساخته می‌شود: فاصله میان نیاز کودک به امنیت و توان محیط برای تامین آن. چند موقعیت در تجربه زیسته کودکان ایرانی، بیشتر از بقیه محرک هستند:

  • جابجایی خانه یا شهر: تغییر محله، تغییر مدرسه، عوض شدن بوی راهروها و صدای همسایه‌ها. کودک هنوز نقشه تازه را بلد نیست، پس یک همراه ثابت می‌سازد.
  • تولد خواهر یا برادر: توجه تقسیم می‌شود، بدن مادر خسته‌تر است، مهمان‌ها زیاد می‌شوند. کودک برای اینکه «تنها» نماند، یک هم‌بازی می‌سازد که همیشه وقت دارد.
  • شروع مدرسه: راه مدرسه، صف صبحگاهی، سرویس، و ترس از جا ماندن یا گم شدن. دوست خیالی می‌تواند همراه مسیر باشد؛ حتی اگر فقط در ذهن، کنار کیف و قمقمه راه برود.
  • دعوا یا تنش بزرگ‌ترها: لحظه‌ای که صداها بالا می‌رود و کودک پشت درِ آشپزخانه یا کنار راهرو می‌ایستد. او دلیل را نمی‌فهمد، اما بدنش می‌ترسد. دوست خیالی گاهی نقش «ترجمان» را می‌گیرد: یک روایت قابل تحمل از چیزی که قابل تحمل نیست.
  • تنهایی‌های روزمره: وقتی والدین کار می‌کنند، یا کودک بین دو خانه رفت‌وآمد دارد، یا در مهمانی بزرگ‌ترها سرگرم حرف‌های خودشان‌اند.

در این موقعیت‌ها، کودک دنبال «کنترل» می‌گردد؛ نه کنترل همه چیز، فقط کنترل یک بخش کوچک. دوست خیالی می‌تواند آن بخش کوچک باشد: چیزی که کودک مالک آن است. یک نام، یک صدا، یک قانون. حتی گاهی یک جای مشخص: کنار پنجره اتاق مشترک، پشت مبل پذیرایی، یا روی پله‌های راه‌پله که سایه‌ها عصرها کش می‌آیند.

اگر دوست دارید این جنس از تجربه را در بستر نوستالژی بازی‌ها ببینید، نگاهی به «بازی‌ها و سرگرمی‌های قدیم» بیندازید؛ چون بسیاری از دوست‌های خیالی، از دل همان بازی‌های بی‌وسیله و روایت‌های خودساخته بیرون می‌آیند: بازی‌ها و سرگرمی‌های قدیم.

دوست خیالی به مثابه تنظیم‌گر هیجان؛ پناهگاهی که حرف می‌زند

دوست خیالی فقط یک «شخصیت» نیست؛ یک کارکرد است. کارکردی شبیه تنظیم‌گر هیجان: کمک می‌کند ترس، خشم، حسادت، یا غمِ مبهم، شکل بگیرد و قابل مدیریت شود. کودک احساسات را مثل بزرگسال نام‌گذاری نمی‌کند؛ او احساس را بازی می‌کند. دوست خیالی، شریک این بازی است.

گاهی دوست خیالی همان «نسخه شجاع‌تر» کودک است: کسی که از تاریکی نمی‌ترسد، می‌تواند به پشت‌بام برود، یا از راهروی طولانی خانه مادربزرگ رد شود. گاهی هم برعکس، دوست خیالی «نسخه آسیب‌پذیرتر» است: کسی که می‌ترسد و کودک باید از او محافظت کند. این جابه‌جایی نقش‌ها مهم است؛ چون کودک با مراقبت از دیگری، به خودش هم آرامش می‌دهد.

در خانه‌های ایرانی، امنیت خیلی وقت‌ها از دل جزئیات می‌آید: صدای رادیو در آشپزخانه، نور زرد چراغ کنار اجاق، بوی چای تازه، یا حتی صدای کلید که در قفل می‌چرخد. وقتی این نشانه‌های امنیت کم‌رنگ می‌شوند (مثلا مادر در بیمارستان است، یا پدر دیر می‌آید، یا خانه جدید هنوز «خانه» نشده)، کودک ممکن است یک نشانه تازه بسازد: دوستی که همیشه حاضر است.

این پدیده را می‌شود کنار تجربه اولین‌ها هم دید: اولین روز مدرسه، اولین شب خوابیدن در خانه جدید، اولین بار جا ماندن از مادر در فروشگاه. در بسیاری از این «اولین‌ها»، خیال کمک می‌کند کودک از شوک عبور کند. اگر به این لایه علاقه‌مندید: اولین‌ها و لحظه‌های سرنوشت‌ساز.

تفاوت خیال‌پردازی سالم و نگرانی: وقتی دوست خیالی از بازی بیرون می‌زند

یکی از نگرانی‌های رایج بزرگ‌ترها این است که «نکند مشکل روانی باشد؟» واقعیت این است که خیال‌پردازی، بخش طبیعی رشد است و دوست خیالی در بسیاری از کودکان، یک تجربه سالم و گذراست. اما بهتر است تفاوت‌ها را دقیق‌تر ببینیم؛ نه برای برچسب‌زدن، بلکه برای فهمیدن.

نشانه‌های خیال‌پردازی سالم

  • دوست خیالی بیشتر در بازی، قصه‌گویی یا قبل خواب ظاهر می‌شود.
  • کودک می‌تواند بین «واقعی/خیالی» تفاوت را به‌تدریج بفهمد، حتی اگر دوست داشته باشد بازی را واقعی جلوه دهد.
  • وجود دوست خیالی باعث افزایش خلاقیت، داستان‌سازی و مهارت زبانی می‌شود.
  • کودک همچنان با همسالان و خانواده ارتباط دارد و از دنیا قطع نمی‌شود.

وقتی نگرانی پررنگ‌تر می‌شود

گاهی دوست خیالی می‌تواند علامت این باشد که کودک زیر فشار قرار دارد: اضطراب مزمن، تجربه ترس شدید، یا تنهایی طولانی. در این موارد، خودِ دوست خیالی «مشکل» نیست؛ بیشتر شبیه چراغی است که می‌گوید چیزی در محیط یا رابطه‌ها نیاز به توجه دارد.

برای اینکه قضاوت عجولانه نکنیم، یک نگاه مقایسه‌ای کمک می‌کند:

جنبه الگوی معمول و سالم الگوی نیازمند توجه بیشتر
زمان و موقعیت بیشتر در بازی، تنهایی کوتاه، قبل خواب تقریبا تمام روز، مانع انجام کارهای عادی
اثر بر روابط همراه بازی است، نه جایگزین کامل آدم‌ها کودک از همسالان یا خانواده فاصله می‌گیرد
هیجان غالب کنجکاوی، شادی، آرامش ترس شدید، تهدید، آشفتگی مداوم
انعطاف‌پذیری کودک می‌تواند داستان را تغییر دهد کودک احساس می‌کند کنترل ندارد یا مجبور است

این جدول تشخیص پزشکی نیست؛ فقط یک نقشه گفت‌وگوست. اگر والد یا مراقب حس می‌کند ترس و آشفتگی کودک طولانی و فرساینده شده، مشورت با روانشناس کودک می‌تواند کمک‌کننده باشد؛ نه برای حذف دوست خیالی، بلکه برای فهمیدن نیاز پشت آن.

نشانه‌های سالم/نگران‌کننده در کودکی ایرانی؛ با احتیاط و بدون برچسب

در ایران، بعضی الگوهای زیستی خاص می‌تواند تجربه دوست خیالی را شکل بدهد: آپارتمان‌های کوچک، دیوارهای نازک، صدای همسایه، یا زندگی در خانه‌هایی که «پذیرایی» مرکزیت دارد و کودک باید مدام جمع را تحمل کند. همچنین گاهی والدین خودشان زیر فشار اقتصادی و اجتماعی‌اند و ظرفیت همدلی‌شان کم می‌شود. این‌ها را می‌گویم برای اینکه یادمان بماند دوست خیالی، اغلب پاسخ به «شرایط» است، نه نقص در کودک.

چالش‌های رایج و راه‌حل‌های واقع‌بینانه

  • چالش: تمسخر یا ترساندن کودک (مثل «دیگه این حرف‌ها چیه؟»)

    راه‌حل: کنجکاوی محترمانه؛ پرسیدن «دوستت چه وقت‌ها میاد؟» بدون خنده و تحقیر.

  • چالش: تعبیرهای خرافی یا شتاب‌زده

    راه‌حل: نگه داشتن گفتگو در سطح تجربه کودک: «وقتی می‌ترسی چه کمکی بهت می‌کنه؟»

  • چالش: رقابت ناخواسته با دوست خیالی (والد حس می‌کند کنار گذاشته شده)

    راه‌حل: دیدن دوست خیالی به عنوان پل ارتباطی، نه رقیب؛ استفاده از آن برای نزدیک شدن.

  • چالش: نادیده گرفتن عامل محیطی (مثل دعواها، جابه‌جایی، فشار مدرسه)

    راه‌حل: نگاه کردن به زمینه؛ گاهی با کم کردن تنش‌ها، نیاز به پناهگاه خیالی هم کمتر می‌شود.

گاهی هم دوست خیالی با «حس‌ها» گره می‌خورد: کودک می‌گوید صدایش را می‌شنوم، یا کنارم می‌نشیند. این می‌تواند بخشی از بازی حسی-تخیلی باشد؛ به‌خصوص در سنین پایین. اما اگر این تجربه‌ها با وحشت شدید، بی‌خوابی طولانی، یا افت کارکرد روزانه همراه شد، بهتر است با متخصص گفتگو شود. در مسیر فهم این تجربه‌ها، شناخت رابطه حس و حافظه هم کمک می‌کند: حس‌ها و حافظه.

واکنش‌های بهتر بزرگ‌ترها: چک لیست کوتاه

بزرگ‌ترها لازم نیست دوست خیالی را تایید مطلق یا انکار مطلق کنند. هدف، کمک به کودک برای احساس امنیت و بیان هیجان است. چند واکنش ساده، اما موثر:

  • با آرامش گوش بدهید و عجله نکنید مکالمه را ببندید.
  • به جای «واقعیه یا نه؟» بپرسید «چه احساسی بهت می‌ده؟»
  • اگر کودک می‌ترسد، تجربه ترس را معتبر بدانید: «می‌فهمم ترسیدی.»
  • مرزهای واقعیت را نرم و غیرتحقیرآمیز نگه دارید: «تو توی بازی‌ات می‌گی اومده؛ من که نمی‌بینمش، ولی می‌تونم کنارت باشم.»
  • اگر دوست خیالی هنگام دعواها یا تغییرات بزرگ ظاهر می‌شود، به جای تمرکز روی دوست، به شرایط نگاه کنید.
  • برای کودک «گوشه امن» بسازید: یک چراغ خواب ثابت، یک روتین قبل خواب، یک جای مشخص برای آرام شدن.
  • از دوست خیالی به عنوان زبان کودک استفاده کنید: «فکر کنم دوستت هم نگران شده؛ چی کمکش می‌کنه؟»

در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، گفت‌وگو درباره احساسات راحت نیست؛ اما دوست خیالی گاهی همان دری است که کودک از آن وارد جهان هیجان‌ها می‌شود. اگر این در را محکم ببندیم، کودک مسیرهای پنهان‌تری پیدا می‌کند؛ اگر نیمه‌باز نگهش داریم، هم امنیت بیشتر می‌شود، هم رابطه.

جمع بندی: دوست خیالی، روایت کوچک امنیت در زندگی واقعی

دوست خیالی را می‌توان یکی از شریف‌ترین ابتکارهای کودکی دانست: راهی برای تحمل جهان وقتی جهان بزرگ‌تر، پرصداتر و متغیرتر از توان کودک است. در تجربه ایرانی، این دوست اغلب از دل فضاهای مشخص بیرون می‌آید: اتاق مشترک، مهمان‌خانه‌ای که باید در آن ساکت بود، پشت درِ آشپزخانه وقتی صداها تند می‌شود، یا راه مدرسه که طولانی‌تر از قد کودک به نظر می‌رسد. دوست خیالی پناهگاه است، تنظیم‌گر هیجان است، و گاهی پلی است میان کودک و بزرگ‌ترهایی که زبان احساس را بلد نیستند. به جای حذف عجولانه، بهتر است پیام پشت آن را بشنویم: نیاز به امنیت، پیش‌بینی‌پذیری، و دیده شدن. همین شنیدن، گاهی اولین قدم برای آرام شدن خانه است.

پرسش های متداول

آیا دوست خیالی داشتن برای کودک طبیعی است؟

در بسیاری از کودکان، دوست خیالی بخشی از رشد طبیعی خیال‌پردازی و بازی است. کودک با آن احساساتش را تمرین می‌کند، ترس‌ها را قابل گفتن می‌کند و موقعیت‌های مبهم را روایت‌پذیر می‌سازد. به‌ویژه وقتی تغییراتی مثل شروع مدرسه، جابه‌جایی خانه یا تنش‌های خانوادگی وجود دارد، دوست خیالی می‌تواند نوعی پناهگاه روانی باشد.

دوست خیالی معمولا تا چه سنی ادامه دارد؟

زمان دقیق و یکسانی برای همه وجود ندارد، اما برای بسیاری از کودکان، این تجربه در سال‌های پیش‌دبستان و اوایل دبستان پررنگ‌تر است و به‌تدریج کم می‌شود. با رشد مهارت‌های اجتماعی، زبان هیجان و افزایش احساس کنترل، نیاز به این همراه خیالی کمتر می‌شود. مهم‌تر از سن، این است که آیا کودک کارکرد روزمره و روابطش را حفظ کرده است یا نه.

اگر کودک از دوست خیالی می‌ترسد باید چه کار کنیم؟

ترس را کوچک نکنید و سریع نگویید «چیزی نیست». اول امنیت بدنی و محیطی را بالا ببرید: نور، روتین خواب، حضور آرام. بعد کمک کنید کودک روایت بسازد: «چه وقت‌ها میاد؟ چی باعث می‌شه کمتر بترسی؟» اگر ترس شدید و مداوم است، یا با بی‌خوابی طولانی و افت عملکرد همراه می‌شود، بهتر است برای فهم زمینه اضطراب با متخصص کودک مشورت شود.

آیا باید دوست خیالی را انکار کنیم یا همراهی کنیم؟

نه انکار تند کمک می‌کند، نه تایید افراطی. می‌شود همدلی کرد بدون اینکه واقعیت را مخدوش کنیم. مثلا: «می‌فهمم دوستت برات مهمه؛ من که نمی‌بینمش، ولی می‌تونم کنارت باشم.» این نوع پاسخ، هم تجربه کودک را معتبر می‌داند، هم مرز واقعیت را به شکلی نرم نگه می‌دارد و از تبدیل موضوع به میدان جنگ جلوگیری می‌کند.

چه زمانی دوست خیالی می‌تواند نشانه نیاز به توجه جدی‌تر باشد؟

اگر حضور دوست خیالی با اضطراب شدید، تهدید، آشفتگی طولانی، کناره‌گیری از آدم‌های واقعی، یا اختلال محسوس در خواب و مدرسه همراه شود، بهتر است موضوع را جدی‌تر ببینیم. در بسیاری موارد، مسئله خود دوست خیالی نیست؛ بلکه فشارهای محیطی، تنش‌های خانوادگی یا تجربه‌های ترسناک پشت آن است. گفتگو و مشاهده دقیق، قبل از هر برچسبی، ضروری است.

نوید اسفندیاری- نویسنده تحریریه صدای خاطرات
نوید اسفندیاری با دقت یک مردم‌نگار میدانی، رد اشیا، محله‌ها و لهجه‌هایی را دنبال می‌کند که حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده‌اند. او از جزئیات زندگی قدیم می‌نویسد تا تصویری روشن و قابل اعتماد از ریشه‌ها، عادت‌ها و لحن نسل‌ها پیش روی خواننده بگذارد؛ روایتی مستند اما زنده از آنچه بودیم و هنوز در ما جاری است.
مقالات مرتبط

دوست خیالی کودکی؛ خاطره‌ای که هنوز کارکرد دارد

دوست خیالی کودکی فقط خیال نبود؛ راهی برای امنیت، تمرین گفت و گوی درونی و مدیریت ترس. نشانه ها و کارکرد امروز آن در زندگی ایرانی.

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع

گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیین‌هایش.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
همراه این گفتگو بمان
خبرم کن از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x