روایتی فرهنگی و سینمایی از حس یک اسم دخترانه کمیاب و خاص؛ از خاطره های خانوادگی تا صدا و شخصیت پنهان این اسم در کودکی، نوجوانی و بزرگسالی.
«قوربان اولوم» فقط یک جمله نیست؛ یک ریزآیین زبانی در زیست آذری است که با صدا، مکث و لبخند، فاصلهها را کم و مهر را در موقعیتهای روزمره عملی میکند.
باهم بودن در ایران طی دههها از دورهمیهای خانهمحور تا قرارهای کوتاه و آنلاین تغییر کرده است؛ این مقاله مسیر مکان، زبان، زمان و حافظه جمعی را روایت میکند.
گاهی یک اسکناس تاخورده در گوشه یک کیف قدیمی، یک دفترچه حساب بانکی کوچک یا حتی یک پیامک واریز که سالها پیش ذخیره شده، میتواند آدم را به یک لحظه خاص برگرداند؛ لحظهای که برای…
چرا دیدن دوباره شبهای برره خاطرات را محکمتر میکند؟ این مقاله نشان میدهد طنز، تکرار واژهها و تماشای جمعی چگونه «حافظه خانگی» میسازند.
ظهر یکی از روزهای تعطیل است. استکانهای چای روی میز ماندهاند، ظرف میوه میان جمع دستبهدست میشود و کسی با اشاره به یک اتفاق ساده، ناگهان درِ یکی از قصههای قدیمی خانواده را باز میکند.…
راهنمایی مردمنگارانه برای حفظ خانههای قدیمی ایرانی: از مرمت و کاربری روزمره تا روایتگری خانوادگی، انتقال خاطره و زنده نگه داشتن معنا.
با یک آیین ۳۰ دقیقهای، عکسهای زیاد گوشی را به داستانهای قابل جستجو و بازگشت تبدیل کنید: انتخاب ۱۰ عکس، چینش روایی، نامگذاری، کپشن و تگ احساسی.
با آیینهای کوچک و کارهای ساده روزانه، بدون هزینه و برنامه پیچیده، خاطرههای ماندگار خانوادگی بسازید و یادها را با روشهای ثبت کاغذی و دیجیتال نگه دارید.
روایتی نوستالژیک از حال و هوای یک نام پسرانه که در خانواده ایرانی «تکیهگاه» میشود؛ از کودکی تا بزرگسالی، با تصویر و صدا و خاطره.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405