«کراش» و «سیتوایشنشیپ» چطور عشقِ نیمهتعریفشده نسل آنلاین را در چتها، ویسها و اسکرینشاتها روایت میکنند؟
حافظه فایل ثابت نیست؛ مدام بازسازی میشود. چرا خاطرهها را ناخودآگاه «کپی ذهنی» میکنیم و چگونه با خطای حافظه دقیقتر و مهربانتر رفتار کنیم؟
جشن خرمن، آیینی کشاورزی و جشن روستایی است که پایانِ رنجِ کار را به شادی بدل میکند؛ از ریتم داس تا تقسیم محصول و سفرهی جمعی.
پارک محله فقط فضای سبز نیست؛ یک نهاد اجتماعی خاموش است که با مسیرها، نیمکتها و روتین عصرگاهی، بدن و رفتار ما را بیدرس شکل داد.
مسیری که هر روز میرفتیم چطور در بازسازیهای شهری ناپدید میشود؟ روایت قومنگارانه از حافظه حرکتی، همسایگی و جایگزین شدن راهها.
مقالهای مردمنگارانه درباره تجربه ۲۰ سالگی در ایران و ترس خاموش از عقبماندن؛ در کلاس، آشپزخانه، تاکسی و پیامهای نیمهشب.
چرا «یادش بخیر» گاهی برای روزهای سخت گفته میشود؟ این یادداشت سازوکار نوستالژی، حافظه گزینشی و ترمیم هویت را بررسی میکند.
شبکههای اجتماعی سبک ثبت خاطره را عوض کردند: از آلبوم خصوصی تا هایلایت عمومی. این مقاله مدل دو لایه و روش مرتبسازی آرشیو را میآموزد.
«گوست شدم» یعنی رابطهای که بیخداحافظی خاموش میشود؛ از پیامهای بیپاسخ تا ویوهای بیصدا، و اثرش بر انتظار ما از پایان رابطه.
روایت قوم نگارانه از بیست سالگی در ایران؛ جایی که رویاها در نگاه هم سالان، سؤال های ساده و فضاهای مشترک، مدام اندازه گیری می شوند.
غزل؛ وقتی کلمهها به شکل دلتنگی قدم میزنند
تاریخ انتشار: 7 آبان 1405
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405