عکسهای دانشگاه فقط یادگاری نیستند؛ نقشهای از ژستها، قابها و روابطاند. این مقاله نشان میدهد چطور تصاویر دانشگاهی هنوز در ما زندگی میکنند.
اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفلدار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا میشود، نه صرفاً مالکیت.
مقالهای رواییـروانشناختی درباره گفتوگو با نسخههای گذشته خود؛ سه ملاقات کوتاه برای پذیرش زمان، آشتی درونی و تمرین ۲۰ دقیقهای سلام، عذرخواهی و تشکر.
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
چرا خطکش، ساعت یا انگشتر میتوانند یادگاریهای کوچک اما سنگینِ سوگ و فقدان باشند؟ راهی برای نوشتن، عکاسی و آرشیو خاطره در اشیا.
با قرارهای کوتاه اما منظم (۲۰ تا ۶۰ دقیقه) رابطهها را زنده نگه دارید؛ ایدههای دیدار کمفشار، شروع گفتگوهای عمیق و ریتم ماهانه برای دوست و خانواده.
کرونا از ما فاصله، آیینها و امنیت روانی گرفت؛ اما نگاه تازهای به زمان، خانه و رابطهها داد. مرور این فقدانها و هدیهها برای ساختن خاطرههای ماندگار.
سفری نوستالژیک در چهار فصل آشپزخانههای ایرانی؛ از آشرشته و سبزیهای بهاری تا کدو، لبو و خوراکهای چرب زمستانی، با روایتی مردمنگارانه و معطر به خاطره.
چرا خاطرات خجالتآور چسبندهتر از خاطرات خوباند؟ از شرم و حافظه تا نشخوار ذهنی و توهم دیدهشدن؛ با راهکارهای عملی برای آشتی با این خاطرات.
یادنامههای کوتاه میتوانند آیینی نرم برای سوگ و سالگرد باشند؛ چند خط درباره خاطره و فقدان که هر سال میماند و به التیام نزدیکترمان میکند.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405