حسرت راههای نرفته، نوستالژیِ زندگیهای ممکن است؛ ذهن چگونه مسیرهای انتخابنشده را زیبا میکند و چطور با سوگواریِ انتخابها دوباره به زندگی برمیگردیم؟
آزادی درونی یعنی گذشته هنوز هست، اما فرمانروایی نمیکند؛ با نشانهها، مرزبندیها و تمرینهای روزانه ذهن از قفس خودش بیرون میآید.
بچهاول بودن یعنی یک روز، با آمدن خواهر یا برادر، نقشها عوض میشود. این متن از جابهجایی احساسی، مسئولیت خاموش و تغییر تصویر از خود میگوید.
جستاری مردمنگارانه درباره «جوانی قرضی» در حافظه جمعی ایران؛ وقتی تعویق، تعهد و آیندههای خیالی، رفتار امروز ما را شکل میدهند.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ» چطور عشقِ نیمهتعریفشده نسل آنلاین را در چتها، ویسها و اسکرینشاتها روایت میکنند؟
حافظه فایل ثابت نیست؛ مدام بازسازی میشود. چرا خاطرهها را ناخودآگاه «کپی ذهنی» میکنیم و چگونه با خطای حافظه دقیقتر و مهربانتر رفتار کنیم؟
جشن خرمن، آیینی کشاورزی و جشن روستایی است که پایانِ رنجِ کار را به شادی بدل میکند؛ از ریتم داس تا تقسیم محصول و سفرهی جمعی.
پارک محله فقط فضای سبز نیست؛ یک نهاد اجتماعی خاموش است که با مسیرها، نیمکتها و روتین عصرگاهی، بدن و رفتار ما را بیدرس شکل داد.
مسیری که هر روز میرفتیم چطور در بازسازیهای شهری ناپدید میشود؟ روایت قومنگارانه از حافظه حرکتی، همسایگی و جایگزین شدن راهها.
مقالهای مردمنگارانه درباره تجربه ۲۰ سالگی در ایران و ترس خاموش از عقبماندن؛ در کلاس، آشپزخانه، تاکسی و پیامهای نیمهشب.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405