دوست قدیمی مثل آینهای است که قضاوت نمیکند؛ با سکوتها، اشارهها و آیینهای تکراری، ما را به خودِ واقعیمان برمیگرداند و نگه میدارد.
نوجوانی فصل پرسر و صدای تغییر است؛ شکستن و ساختن خود. این مقاله با نگاه خاطره و هویت، راهی آرامتر برای فهم نوجوان و خانواده پیشنهاد میدهد.
تحلیلی روایی از مراسمهای کمکم فراموششده در ایران؛ وقتی شیء، ژست و سکوتِ جمعی عقب میروند و کدهای بصری آیینها کمنور میشوند.
پوسترهای کاغذی روی دیوار اتاق، آرشیوی غیررسمی از سلیقه، رویا و کدهای نسلی در ایراناند؛ از جایگذاری تا رنگپریدگی و رد چسب.
این روایت قومنگارانه نشان میدهد «رهایی» چگونه از یک رخداد تاریخی عبور میکند و در تکرار روایتها، بدنها، سکوتها و ریتم محله، خاطره جمعی میشود.
حسرت راههای نرفته، نوستالژیِ زندگیهای ممکن است؛ ذهن چگونه مسیرهای انتخابنشده را زیبا میکند و چطور با سوگواریِ انتخابها دوباره به زندگی برمیگردیم؟
آزادی درونی یعنی گذشته هنوز هست، اما فرمانروایی نمیکند؛ با نشانهها، مرزبندیها و تمرینهای روزانه ذهن از قفس خودش بیرون میآید.
بچهاول بودن یعنی یک روز، با آمدن خواهر یا برادر، نقشها عوض میشود. این متن از جابهجایی احساسی، مسئولیت خاموش و تغییر تصویر از خود میگوید.
جستاری مردمنگارانه درباره «جوانی قرضی» در حافظه جمعی ایران؛ وقتی تعویق، تعهد و آیندههای خیالی، رفتار امروز ما را شکل میدهند.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ» چطور عشقِ نیمهتعریفشده نسل آنلاین را در چتها، ویسها و اسکرینشاتها روایت میکنند؟
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405