روایتی میدانی از برج ساعت و ریتم زمان در شهر؛ از قرارهای دمِ برج تا دیر رسیدن و صبر، و حافظهای که با هر تیک تاک در ما فعال میشود.
روایتی میدانی از تغییر خانههای حیاطدار به برجها و اثرش بر همسایگی، صدا، بو، نور و حریم؛ با چکلیست دیدن شهر و FAQ.
اصطلاحات مجازی فارسی فقط شوخی نیستند؛ مثل یک آیین روزمره، ریتم صمیمیت و طعنه را میسازند، مرز نسلها را نشان میدهند و هویت جمعی میآفرینند.
حوصله فقط وقت آزاد نیست؛ شبکهای از مکثها، سلامها، صفها و ریزآیینهاست. این گزارش میدانی نشان میدهد چطور فرسوده شد و چطور برگردد.
ترمه و چین پارچه در خانه ایرانی فقط تزیین نیست؛ زبانی برای لمس زمان، ثبت خاطرههای خانوادگی و زیباییشناسیِ آرامِ زندگی روزمره است.
روایتی مردم نگار از بیست سالگی در ایران؛ ترس جا ماندن، رؤیاهای معلق و خاطره های ناتمام در خوابگاه، مصاحبه کار و دورهمی های خانوادگی.
پشت «یادش بخیر» گاهی سوگ پنهان است؛ چرا زبان روزمره فقدان را پنهان میکند و چطور میشود سالمتر و محترمانهتر از غم حرف زد؟
وقتی خاطرات آزاردهنده روی هم مینشینند، ذهن آرامآرام فرسوده میشود؛ نشانهها، علتها و راههای سبککردن بار گذشته را بخوانید.
آزادیهای کوچک، بی سروصدا مسیر زندگی را عوض میکنند؛ از یک «نه» محترمانه تا یک پیاده روی تنها، و رد خاطره ای که در ما می ماند.
مقایسههای خانوادگی چگونه خاطره را از روایتِ گرمِ خانه، به قاضیِ درونیِ سختگیر تبدیل میکند؟ خوانشی از روانشناسی فرهنگیِ ایران و کشمکشهای درونی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405