صفحه اصلی > زبان، اصطلاحات و طنز دوره‌ای : «گس‌لایت» یعنی چی؟ وقتی روان‌شناسی تبدیل به تکیه‌کلام شد

«گس‌لایت» یعنی چی؟ وقتی روان‌شناسی تبدیل به تکیه‌کلام شد

گفت‌وگوی تنش‌آلود دو جوان ایرانی درباره معنی گس‌لایت در رابطه و تاثیر آن بر اعتماد و برداشت از واقعیت

آنچه در این مقاله میخوانید

«گس‌لایت» یعنی چی وقتی از روان‌شناسی می‌آید توی حرف‌های روزمره؟

این چند سال، «گس‌لایت» از آن کلمه‌هایی شده که یک‌هو وسط حرف‌های عادی می‌پرد: در دعوای زن و شوهری، زیر پست‌های اینستاگرام، یا حتی سر میز شام خانوادگی. یک‌جور مهر آماده است برای چسباندن روی طرف مقابل: «داری گس‌لایتم می‌کنی!»

اما در همین مسیرِ مشهور شدن، معنا هم عوض شده. چیزی که قرار بود یک مفهوم نسبتاً دقیق برای توضیح یک الگوی دستکاری روانی باشد، در گفت‌وگوهای روزمره گاهی تبدیل شده به مترادفِ «حرفم را قبول نداری»، «من را جدی نگرفتی» یا «با من مخالفت کردی». این مقاله نه می‌خواهد کلاس درس باشد، نه می‌خواهد حکم صادر کند؛ بیشتر شبیه یک قدم زدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های زبان امروز ایران است: ببینیم این واژه دقیقاً کجاها جا خوش کرده، چرا به کار می‌رود، و از چه اضطراب‌ها و نیازهایی خبر می‌دهد.

برای اینکه از همان اول سوءتفاهم کمتر شود: در معنای بالینی، «گس‌لایتینگ» نوعی دستکاری مداوم است که فرد را نسبت به ادراک خودش (حافظه، قضاوت، واقعیت تجربه‌شده) دچار تردید می‌کند. اما در زبان روزمره، این واژه اغلب به هر نوع انکار، کم‌اهمیت جلوه دادن، یا حتی اختلاف نظر تند تعمیم داده می‌شود.

از اتاق درمان تا کامنت‌ها: مسیر ورود یک اصطلاح به فارسیِ شبکه‌های اجتماعی

ورود «گس‌لایت» به گفتار ایرانی‌ها، بیشتر از مسیر ترجمه کتاب‌های تخصصی یا کلاس‌های روان‌شناسی نبوده؛ مسیر اصلی، شبکه‌های اجتماعی بوده است: رشته‌استوری‌ها، ویدیوهای کوتاه، پادکست‌های سبک زندگی، و صفحه‌هایی که زبان درمان را با زبان روزمره قاطی می‌کنند. کلمه‌های انگلیسی هم در این فضا راحت‌تر جا می‌افتند؛ چون همان‌طور که هستند، قابل کپشن شدن‌اند، قابل هشتگ شدن‌اند، و به‌خصوص برای نسل دهه هفتاد و هشتاد، بخشی از سواد اینترنتی محسوب می‌شوند.

در این مسیر، «گس‌لایت» یک مزیت مهم داشت: هم ترسناک بود، هم جذاب؛ هم علمی به نظر می‌رسید، هم به درد دعواهای روزمره می‌خورد. انگار یک چراغ قوه می‌داد دست آدم برای روشن کردن گوشه‌های مبهم رابطه. در جامعه‌ای که خیلی از ما در آن درباره احساسات، مرزها، و زبانِ ناراحتی آموزش رسمی ندیده‌ایم، اصطلاحات روان‌شناسی مثل ابزارهای آماده می‌آیند: به جای توضیح طولانی، یک کلمه می‌گذاریم وسط.

این اتفاق را اگر از دور نگاه کنیم، شبیه یک موج فرهنگی است: زبان درمان وارد زبان خانه و خیابان می‌شود؛ همان‌طور که قبل‌تر «افسردگی» از مفهوم پزشکی به «حوصله ندارم» نزدیک شد، یا «اضطراب» گاهی به معنای «استرس دارم» مصرف شد. حالا «گس‌لایت» هم دارد همین مسیر را می‌رود، با یک تفاوت: این یکی اتهامی‌تر است. کسی که می‌گوید «من افسرده‌ام» درباره خودش حرف می‌زند؛ اما کسی که می‌گوید «داری گس‌لایتم می‌کنی» دارد درباره قدرتِ طرف مقابل حرف می‌زند.

چهار صحنه آشنا: وقتی «گس‌لایت» در خانه، رابطه، و اینترنت ادا می‌شود

برای فهمیدن اینکه چرا این واژه این‌قدر محبوب شده، باید جایی بایستیم که آدم‌ها واقعاً حرف می‌زنند: نه فقط توی کتاب، توی زندگی. اینجا چهار صحنه رایج را می‌بینیم؛ با میکرو-دیالوگ‌هایی که احتمالاً برای خیلی‌ها آشناست.

۱) دعوای خانوادگی: «تو زیادی حساسی»

– مامان: «من اصلاً اون حرفو نزدم. تو همیشه بزرگش می‌کنی.»
– دختر: «این همون گس‌لایته دیگه. همون لحظه گفتی، الان می‌گی نه.»

در خانواده‌های ایرانی، مخصوصاً وقتی فاصله نسلی زیاد است، اختلاف بر سر «واقعیت» زیاد رخ می‌دهد: کی چی گفت، کی چی منظور داشت، کی «شوخی» کرد و کی جدی گرفت. نسل جدید گاهی با «گس‌لایت» دنبال یک کلمه می‌گردد که بگوید: «احساس من را پاک نکن.» نسل قدیم‌تر هم ممکن است این را بی‌احترامی یا «واژه‌بازی» برداشت کند.

۲) دعوای زوج‌ها: «تو همیشه داستان می‌سازی»

– او: «تو خودت دیروز گفتی مشکلی نیست.»
– من: «گفتم چون نمی‌خواستم دعوا کنیم. الانم داری طوری می‌گی انگار من خیالاتی‌ام.»

این‌جا «گس‌لایت» گاهی می‌شود نام یک زخم تکرارشونده: جایی که یکی احساس می‌کند طرف مقابل دارد روایت را جوری تنظیم می‌کند که خودش مقصرتر، نامطمئن‌تر یا «غیرمنطقی‌تر» به نظر برسد.

۳) کامنت‌های آنلاین: «اینم گس‌لایت مخاطبه»

– کاربر: «به‌جای اینکه پاسخ بدی، داری می‌گی ما بد برداشت کردیم. این گس‌لایت کردنه.»

در فضای آنلاین ایران، بی‌اعتمادی مزمن است. آدم‌ها سریع دنبال «ترفند» می‌گردند: آیا این برند دارد ما را بازی می‌دهد؟ آیا این چهره عمومی دارد صورت‌مسئله را عوض می‌کند؟ «گس‌لایت» اینجا مثل یک سلاح جمعی عمل می‌کند: یک برچسب که می‌گوید «داری ذهن ما را دستکاری می‌کنی». گاهی درست، گاهی هم شتاب‌زده.

۴) شوخی و طنز: «گس‌لایت نکن لطفاً»

– دوست: «اصلاً ما کی با هم بیرون رفتیم؟!»
– دوست دیگر (می‌خندد): «گس‌لایت نکن، خودم عکساشو دارم!»

وقتی یک اصطلاح وارد طنز می‌شود، یعنی جا افتاده. اما طنز همزمان هم خطر دارد: ممکن است حساسیت ما نسبت به مفهوم اصلی را کم کند، یا بالعکس، کمک کند درباره تجربه‌های واقعی راحت‌تر حرف بزنیم. شوخی گاهی راهِ گفتنِ حرف جدی است، بی‌اینکه فضا منفجر شود.

وقتی یک مفهوم بالینی تبدیل می‌شود به اتهام: جابه‌جاییِ معنا و کارکرد

در معنای بالینی، گس‌لایتینگ معمولاً یک الگوی تکرارشونده و فرسایشی است: طرف مقابل با انکار مداوم، تحریف اتفاقات، یا زیر سؤال بردن حافظه و عقل شما، کاری می‌کند که خودتان هم به خودتان شک کنید. اما در گفتار روزمره، «گس‌لایت» گاهی به هر «نه، این‌طور نبود» گفته می‌شود. اینجا یک مرز باریک وجود دارد: اختلاف نظر طبیعی است، ولی دستکاریِ ادراک چیز دیگری است.

این جابه‌جایی معنا چند دلیل دارد:

  • نیاز به نام‌گذاری: خیلی‌ها برای اولین بار با این کلمه فهمیده‌اند که تجربه‌شان «اسم» دارد.
  • سرعت شبکه‌های اجتماعی: مفاهیم پیچیده در قالب چند نشانه ساده پخش می‌شوند: یک ریل، چند مثال، چند جمله کوتاه.
  • فرهنگ تعارف و سربسته‌گویی: در روابطی که مستقیم حرف زدن هزینه دارد، یک برچسب می‌تواند نقش میانبر را بازی کند.
  • فضای بی‌اعتمادی عمومی: وقتی مردم به روایت‌ها بدبین‌اند، ابزارهای زبانیِ اتهام هم رواج پیدا می‌کند.

اما نتیجه دوگانه است: از یک طرف، «گس‌لایت» می‌تواند کمک کند رفتارهای آسیب‌زا دیده شوند. از طرف دیگر، اگر هر اختلافی را «گس‌لایت» بنامیم، گفت‌وگو تبدیل می‌شود به دادگاه؛ و در دادگاه، کمتر کسی گوش می‌دهد.

جدول مقایسه: «اختلاف نظر»، «بی‌اعتنایی» و «گس‌لایت» چه فرقی دارند؟

یکی از مشکل‌های رایج در مصرف روزمره این اصطلاح، قاطی شدنِ چند وضعیت متفاوت است. جدول زیر کمک می‌کند تفاوت‌ها روشن‌تر شود؛ نه برای برچسب‌زدن، برای دقیق‌تر حرف زدن.

وضعیت نشانه‌های رایج اثر روی طرف مقابل یک جمله نمونه
اختلاف نظر معمولی دو روایت متفاوت، امکان توضیح، امکان پذیرش بخشی از حرف هم دلخوری یا بحث، ولی نه فروپاشی اعتماد به ادراک «من این‌طور یادم نیست، بیا با هم مرور کنیم.»
بی‌اعتنایی/کم‌اعتنایی احساسی کوچک شمردن احساس، قطع کردن حرف، شوخی نابجا حس دیده نشدن، تنهایی عاطفی «حالا این که چیزی نیست، ولش کن.»
گس‌لایتینگ (الگوی دستکاری) انکار مکرر واقعیت، وارونه‌سازی، مقصر جلوه دادن فرد برای تردیدهایش، تکرار فرساینده شک به حافظه و قضاوت، وابستگی، فرسودگی روانی «تو همیشه خیال می‌کنی. مشکل از ذهن توئه.»

این تمایزها در زندگی واقعی همیشه تمیز و خط‌کشی‌شده نیستند، اما داشتنشان کمک می‌کند «کلمه» جای «گفت‌وگو» را نگیرد.

چرا این کلمه این‌قدر در ایران می‌نشیند؟ اعتماد، قدرت، و ریزه‌کاری‌های رابطه

رواج «گس‌لایت» فقط یک مد زبانی نیست؛ یک علامت است. علامتِ اینکه خیلی‌ها در روابطشان مسئله اصلی را «قدرت» و «اعتماد» می‌بینند، نه فقط «سوءتفاهم». در تجربه ایرانی، قدرت فقط قدرت مالی یا قانونی نیست؛ قدرت می‌تواند در سن، جایگاه خانوادگی، جنسیت، و حتی مهارت حرف زدن باشد. کسی که بهتر حرف می‌زند، روایت را بهتر می‌سازد؛ و روایت، قدرت است.

از طرف دیگر، ما در فرهنگ شفاهی بزرگ شده‌ایم: خیلی چیزها ثبت نمی‌شود، حرف‌ها در هوا می‌ماند، و بعد تبدیل می‌شود به دعوای «من گفتم» و «تو گفتی». همین‌جا است که «حافظه» میدان نبرد می‌شود. گس‌لایتینگ دقیقاً روی همین زمین بازی می‌کند: روی سست شدنِ مرز بین واقعیت و تفسیر.

و البته یک لایه دیگر هم هست: نسل جدید ایرانی، حساس‌تر شده به زبانِ رابطه. این حساسیت همیشه به معنای «نازک‌نارنجی بودن» نیست؛ گاهی نشانه آگاهی است. اینکه آدم می‌خواهد بفهمد چرا در یک رابطه همیشه خودش را مقصر حس می‌کند، چرا بعد از هر بحثی به خودش شک می‌کند. این‌ها سؤال‌های واقعی‌اند، حتی اگر واژه‌ها گاهی ناشیانه مصرف شوند.

اگر دوست دارید از زاویه حافظه و ثبت تجربه نگاه کنید، ربط این موضوع با زندگی دیجیتال هم واضح است: در دوره‌ای که چت‌ها اسکرین‌شات می‌شوند و ویس‌ها آرشیو، «ثبت شدن» تبدیل به داور خاموش رابطه‌ها شده. اینجا بد نیست یک بار به این موضوع سر بزنید: ثبت خاطره با ابزارهای دیجیتال و هوشمند.

چالش‌ها و راه‌حل‌ها: وقتی «گس‌لایت» هم کمک می‌کند، هم خراب می‌کند

این اصطلاح دو تیغه دارد. هم می‌تواند چراغ روشن کند، هم می‌تواند بنزین روی آتش بریزد. چند چالش رایج و راه‌حل‌های عملی (بدون نصیحت‌گری) را کنار هم بگذاریم:

  • چالش: برچسب‌زنیِ سریع
    راه‌حل: قبل از گفتن «داری گس‌لایتم می‌کنی»، یک نمونه مشخص بگویید: «وقتی گفتی من این را خیال کردم، حس کردم تجربه‌ام بی‌اعتبار شد.»
  • چالش: تبدیل بحث به مسابقه اصطلاحات
    راه‌حل: اصطلاح را به تجربه برگردانید، نه تجربه را به اصطلاح. واژه فقط ابزار است.
  • چالش: طنزِ بی‌جا که درد را پنهان می‌کند
    راه‌حل: اگر شوخی می‌کنید، بعدش یک جمله جدی اضافه کنید: «شوخی کردم، ولی واقعاً اون لحظه سردرگم شدم.»
  • چالش: اختلاف نسل‌ها در فهم این کلمه
    راه‌حل: به جای دفاع از واژه، معنایش را در زبان خانواده ترجمه کنید: «یعنی وقتی می‌گی من یادم اشتباهه، انگار به خودم شک می‌کنم.»

در نهایت، هدف این نیست که همه مثل هم حرف بزنند؛ هدف این است که «حرف» به تجربه نزدیک‌تر شود. در همین مسیر، مرور خاطره‌ها و روایت کردنشان می‌تواند به ما کمک کند بفهمیم چه چیزی واقعاً تکرار شده و چه چیزی یک سوءتفاهم لحظه‌ای بوده. اگر به این وجهِ روایی علاقه دارید، این صفحه هم‌خانواده است: خاطرات خانوادگی و نسل‌ها.

جمع‌بندی: «گس‌لایت» به ما درباره زبانِ زخم چه می‌گوید؟

«گس‌لایت» در فارسی امروز، فقط یک وام‌واژه شیک نیست؛ یک نشانه فرهنگی است از اینکه آدم‌ها دنبال زبان دقیق‌تری برای توصیف تجربه‌های پیچیده‌اند: تجربهِ بی‌اعتبار شدن، تجربهِ گیر افتادن در روایتِ دیگری، تجربهِ تردید به خود. این کلمه وقتی درست به کار برود، می‌تواند پرده را کنار بزند و کمک کند الگوهای آسیب‌زا دیده شوند. اما وقتی تبدیل شود به تکیه‌کلامِ هر بحثی، گفت‌وگو را به میدان اتهام می‌برد و راهِ فهمیدن را می‌بندد.

شاید راه میانه این باشد: نه از واژه بترسیم، نه با آن همه‌چیز را حل کنیم. به جای اینکه کلمه را چماق کنیم، از آن مثل چراغ استفاده کنیم؛ چراغی که به ما یادآوری کند «واقعیت» در رابطه فقط اتفاق نیست، احساس و معنا هم هست.

پرسش‌های متداول

آیا هر مخالفت یا انکار، «گس‌لایت» محسوب می‌شود؟

نه. مخالفت و اختلاف روایت در رابطه طبیعی است. «گس‌لایتینگ» وقتی معنا پیدا می‌کند که یک الگوی تکراریِ دستکاری شکل بگیرد: انکارهای مداوم، وارونه‌سازی، و القای اینکه مشکل از حافظه یا عقل شماست. اگر یک بار کسی گفت «من این‌طور یادم نیست»، لزوماً گس‌لایت نیست؛ مهم تکرار، نیتِ کنترل‌گرانه و اثر فرسایشی آن است.

چرا بعضی‌ها از «گس‌لایت» برای هر دعوایی استفاده می‌کنند؟

چون این واژه یک میانبر زبانی است: هم احساس را سریع منتقل می‌کند، هم در شبکه‌های اجتماعی زیاد دیده شده، هم به آدم حس «دیده شدن» می‌دهد. در فرهنگ گفتاری ما، وقتی ابزار دقیق برای توضیح تجربه نداریم، اصطلاحات روان‌شناسی مثل قطعه آماده وارد جمله می‌شوند. مشکل وقتی شروع می‌شود که کلمه جای توضیح و مثال را بگیرد.

از کجا بفهمم دارم واقعاً گس‌لایت می‌شوم یا فقط حساس شده‌ام؟

به نشانه‌های تکرار و اثر توجه کنید: آیا بعد از هر بحث، مدام به حافظه و قضاوت خودتان شک می‌کنید؟ آیا طرف مقابل مرتب روایت را عوض می‌کند و شما را بابت سردرگمی سرزنش می‌کند؟ آیا احساس می‌کنید برای «واقعی بودن تجربه‌تان» باید مدرک جمع کنید؟ این‌ها می‌تواند علامت باشد. در عین حال، بهتر است به جای خودسرزنشی، الگوها را در زمان بررسی کنید.

اگر کسی به من گفت «داری گس‌لایتم می‌کنی»، چطور پاسخ بدهم؟

اول به جای دفاع فوری از خودتان، از او نمونه بخواهید: «کدوم جمله یا کدوم موقعیت باعث شد این حس رو داشته باشی؟» بعد اگر واقعاً انکار یا کوچک شمردن احساس رخ داده، می‌شود مسئولیت بخشی از اثر را پذیرفت، حتی اگر نیتتان آن نبوده. پاسخ خوب معمولاً این نیست که ثابت کنید حق با شماست؛ این است که نشان دهید تجربه طرف مقابل را می‌شنوید.

آیا استفاده طنزآمیز از «گس‌لایت» بد است؟

نه همیشه. طنز می‌تواند راه امنی باشد برای اشاره به یک تجربه سخت، مخصوصاً در جمع‌های دوستانه یا فضای آنلاین. اما اگر شوخی تبدیل شود به پوشاندن درد، یا به ابزاری برای تحقیر طرف مقابل، اثر مخرب پیدا می‌کند. یک معیار ساده: اگر بعد از شوخی، فضا برای حرف جدی باز می‌شود، طنز کمک کرده؛ اگر بسته می‌شود، احتمالاً بیشتر زخم زده است.

نوید اسفندیاری- نویسنده تحریریه صدای خاطرات
نوید اسفندیاری با دقت یک مردم‌نگار میدانی، رد اشیا، محله‌ها و لهجه‌هایی را دنبال می‌کند که حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده‌اند. او از جزئیات زندگی قدیم می‌نویسد تا تصویری روشن و قابل اعتماد از ریشه‌ها، عادت‌ها و لحن نسل‌ها پیش روی خواننده بگذارد؛ روایتی مستند اما زنده از آنچه بودیم و هنوز در ما جاری است.
مقالات مرتبط

«گوست شدم»؛ روایت رابطه‌هایی که بی‌خداحافظی تمام می‌شوند

«گوست شدم» یعنی رابطه‌ای که بی‌خداحافظی خاموش می‌شود؛ از پیام‌های بی‌پاسخ تا ویوهای بی‌صدا، و اثرش بر انتظار ما از پایان رابطه.

«به‌مولا»؛ چطور یک قسم شوخی، زبان نسل جدید شد؟

«به‌مولا» چگونه از یک قسم جدی به شوخیِ صمیمانه نسل جدید تبدیل شد؟ بررسی کاربرد، لحن، اعتماد و مرز احترام در گفت‌وگوهای روزمره.

«ردفلگ» تا «گرین‌فلگ»؛ تعیین و تکلیف مرزها به روایت جوان امروز

ردفلگ و گرین‌فلگ چطور در زبان جوان امروز ایران به برچسب‌های سریع اخلاقی تبدیل شده‌اند و چه چیزی درباره مرزبندی و خودمراقبتی می‌گویند؟

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
همراه این گفتگو بمان
خبرم کن از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x