روایت مردمنگارانهای از رادیوی قرمزِ پذیرایی در خانههای ایرانی؛ شیئی که خبر جنگ، ترانهها، اذان و قصههای شب را در یک صدا به حافظه جمعی پیوند میزد.
سوپرمارکتهای شبانهروزی، محفلهای کوچک زندگی شهریاند؛ با نور مهتابی، آیین خرید شبانه و ریتمهای خرد که در حافظه جمعی ما نقش میبندند و احساس امنیت شبانه میسازند.
روایتی تحلیلی از لالایی بلوچی؛ صدایی کشیده و گرم از نغمههای محلی جنوب که حافظه شنیداری کودک را میسازد، از اقلیم شنی تا امروزِ مهاجرت و آپارتماننشینی.
ترسهایی که در کودکی از مدرسه، مهمانی و جملههای «آبرو داریم» شروع میشوند، در بزرگسالی شکل عوض میکنند؛ نشانهها و راهحلهای عملی.
گزارش میدانی نوید اسفندیاری از «آش دوغ اردبیل زیر باران»؛ روایت بخار کاسهها، چوبدستی پیرزن آشپز، صدا و گویش محلی، ابزار سنتی و الگوهای اجتماعی خرید و خوردن.
آش رشته در شبهای سرد فقط یک غذا نیست؛ یک آیین خانگی است از تقسیم کار، اقتصاد مواد، ظرفها و گفتوگوها که دورهمی بیتکلف را شکل میدهد.
روایتی میدانی از تابستانهای کوچهباغ؛ زنگ موتور سهچرخ بستنیفروش، سایهٔ درختهای توت و مسیر خاکی که کودکی و خاطرههای بدنی ما را شکل میدهد.
طنز سیاسی روزمره در تاکسیها، صفها و دورهمیهای خانوادگی چگونه به سوپاپ عاطفی بدل میشود و تاریخ غیررسمی احساسات مردم ایران را روایت میکند؟
خمیربازی پارس و بوی رنگیاش چگونه از میزهای کوچک کودکستان تا بزرگسالی با ما میماند و نشانهای زمانی در حافظهٔ حسی ایرانی میشود.
روایتی میدانی از آبگوشت در خانههای ایرانی؛ از صدای قلزدن دیگ مسی و بخارِ رو به پنجره تا نقش نان محلی و تقسیمکار دور سفره و پیوند محله.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405