نویسنده: نوید اسفندیاری

نمک‌پاش نقره‌ای روی سفره‌ی ایرانی با نان سنگک، برنج زعفرانی و خورش زیر نور زرد آشپزخانه؛ نماد مهمان‌نوازی و نوستالژی سفره

نمک‌پاش نقره‌ای؛ جزئی کوچک از سفره‌های بزرگ و مهمان‌نواز

نمک‌پاش نقره‌ای؛ جزئی کوچک اما پرمعنا روی سفره‌ی ایرانی. از نور زرد آشپزخانه تا صدای قاشق، روایتگر آداب، باورها و مهمان‌نوازی و خاطره‌های جمعی خانواده.

حیاط حمام قدیمی محله با حوض کاشی فیروزه‌ای، سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار صبح زمستان؛ روایت نوستالژیک از حمام عمومی و آیین‌های محلی.مجله خاطرات

حیاط حمام قدیمی محل؛ سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار صبحی زمستان

روایتی قوم‌نگارانه از حیاط حمام قدیمی محله؛ حوض وسط، سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار زمستان، و نقش این فضا در بدن، آیین و پیوندهای محلی.

بلیت قطار قدیمی که با جوهر آبی و مهرهای قرمز دست‌نویس تاریخ، بر روی مقوای زبر و خش‌خش‌دار. مجله خاطرات

بلیت‌های قدیمی قطار؛ تکه‌های مقوایی از سفرهای بی‌شتاب

بلیت‌های قدیمی قطار چگونه به «شیء حافظه» بدل شدند؟ از بافت مقوا و مهر و دست‌خط تا روایت‌های خانوادگی و دانشجویی؛ مقایسه‌ای خواندنی با بلیت دیجیتال امروز.

کوچه بن‌بست با نور عصرگاهی نرم که بر دیوارهای کاه‌گلی و نیمه‌پوشیده تابیده است. یک سکوی سیمانی کوچک کنار در ورودی، گلدان‌های یاس در گوشه‌ها و یک صندلی حصیری بیرون قرار دارد. مجله خاطرات

کوچه‌ی بن‌بست؛ معماری صمیمیت در شهر شلوغ

کوچه‌ی بن‌بست در شهر شلوغ بن‌بست نیست؛ جایی برای بازی نور، آکوستیک صدا و مناسک دیدار. این یادداشت از معماری صمیمیت و راه‌حل‌های احیای آن می‌گوید.

نمایی نوستالژیک از داخل سینمای قدیمی ایران با صندلی‌های مخمل قرمز، پرتو آپارات در فضای غبارآلود و معماری قوسی؛ تمرکز بر نور، صدا و تجربه‌ جمعی تماشاگران.مجله خاطرات

سینماهای قدیمی؛ سالن‌هایی که زندگی ما را فریم‌به‌فریم ثبت کردند

سینماهای قدیمی ایران چگونه با معماری، نور و صدا، حافظه‌ جمعی ما را شکل دادند؟ روایتی تحلیلی از فضای سالن‌ها، رفتارهای تماشاگران و راه‌حل‌های پاسداری از این میراث نوستالژیک.

کودکی روی بام خانهٔ کاه‌گلی در غروب تابستان، نگاه به تپه‌ها و گلهٔ گوسفند؛ تداعی نغمه چوپانی و صدای نی در حافظه شنیداری کودکی.مجله خاطرات

کودکی با صدای نی چوپان؛ ملودی‌هایی که از پشت تپه‌ها می‌آمد و عصر را آرام می‌کرد

روایتی اتنوگرافیک از نغمه چوپانی و صدای نی که عصرهای تابستان را آرام می‌کرد؛ تحلیل نقش آن در حافظه شنیداری کودکی و مقایسه با تجربه امروز.

صحنه‌ای مستند از آیین آموزشی کنکور و امتحانات نهایی؛ حیاط مدرسه با سروها، صف دانش‌آموزان، والدین منتظر و نگاه به سالن امتحان؛ بازنمایی اضطراب جمعی و حافظه‌ جمعی

امتحانات نهایی، کنکور و اضطراب ملی؛ چگونه یک مراسم آموزشی تبدیل به آیین جمعی شد؟

چطور امتحانات نهایی و کنکور از سنجش آموزشی به آیینی ملی و بخشی از حافظه‌ جمعی ایرانیان بدل شد؟ تحلیلی میدانی از اضطراب جمعی و فشار خانواده و مدرسه.

تصویر دوره‌گرد یخ‌در‌بهشت در کوچهٔ ایرانی هنگام غروب با امواج صدا و موبایلِ نشان‌دهندهٔ اپ سفارش آنلاین؛ تضاد نوستالژی و فناوری.

صدای دوره‌گردها؛ از یخ‌در‌بهشت تا اپ‌های سفارش آنلاین

تحلیلی از صدای دوره‌گردها در زندگی شهری ایران؛ از نداهای یخ‌در‌بهشت تا نوتیفیکیشن اپ‌ها، با نگاهی نوستالژیک به خاطرات و راه‌حل‌های حفظ آن صداها.

9 آذر 1404
هاون سنگی ایرانی با قروتِ کوبیده و آویشن کویری در حیاط کاه‌گلی؛ روایت بصری خوراک قروتو و پیوندش با اقلیم کویر و ابزار سنتی.مجله خاطرات

خوراک قروتو؛ سنگ‌ریزه‌های سنتی، هاون سنگی و عطر آویشن کویری

خوراک قروتو؛ روایتی کویری از هاون سنگی، آویشن کوهی و قروتِ خشک. از جنس سنگ و ریتم کوبیدن تا دستور خانگی و پیوند با خاطرات روستایی، پلی خوش‌طعم به امروز.

تصویر نوستالژیک ترمینال اتوبوس بین‌شهری ایران در سپیده‌دم؛ باربری‌ها، خانواده‌ها، بخار چای و اتوبوس‌ها؛ تداعی‌گر خاطرات سفر و آغاز مسیر.

ترمینال‌ها؛ نقطه شروع سفرهایی که حافظه ساختند

ترمینال‌ها فقط محل حرکت نیستند؛ آغاز خاطرات سفرند. با روایت نوید اسفندیاری از بوها، صداها، لهجه‌ها و انتظار، نقش ترمینال در نوستالژی ایرانی را کشف کنید.