نویسنده: نوید اسفندیاری

صحنه‌ای نوستالژیک از لالایی‌های محلی ایران؛ مادربزرگ در نور چراغ نفتی کنار سماور برای خواب کودک زیر لحاف دست‌دوز می‌خواند؛ میراث شفاهی و خاطرات خانوادگی

شعرهای محلی و لالایی‌ها؛ میراثی که نسل‌ها را به‌هم پیوند می‌دهد

شعرهای محلی و لالایی‌ها در ایران پلی میان نسل‌ها هستند؛ نغمه‌هایی از مادران و مادربزرگ‌ها که ترس، امید، مهاجرت و دلتنگی را در خاطرات خانوادگی زنده نگه می‌دارند.

حیاط ایرانی خیس بعد از باران با بوی خاک نم‌خورده و شلنگ آب روی آسفالت داغ؛ حس پاکی، شروع دوباره و نوستالژی.مجله خاطرات

بوی خاک نم‌خورده؛ بوی تولد دوباره‌ی زمین و احساس پاکی

بوی خاک نم‌خورده بعد از باران، محرک قدرتمند حافظه‌ی بویایی ماست؛ از حیاط و کوچه تا شستن فرش عید و دم‌افطار، حس پاکی و شروع دوباره را زنده می‌کند.

آویز فلفل و سیر در ورودی خانهٔ ایرانی با نور عصر و کاشی‌های فیروزه‌ای؛ نماد نوستالژی آشپزخانه و خاطرات خانگی.مجله خاطرات

آویز فلفل و سیر؛ تزئینی ساده و بومی که بوی خانه می‌داد

روایتی مردم‌نگارانه از آویز فلفل و سیر به‌عنوان نماد خردِ خانه‌های ایرانی؛ از معماری و پیوستار روستا‌–‌شهر تا حافظهٔ بویایی و آیین‌های بی‌صدا که خاطرات را زنده می‌کند.

اتاق نشیمن نوستالژیک دهه ۷۰ در اصفهان با تلویزیون کوچک، نوجوان و مادربزرگ کنار چای، نان تازه و جزئیات زندگی طبقه‌ متوسط؛ یادآور سریال قصه‌های مجید.مجله خاطرات

«قصه‌های مجید»؛ چرا یک سریال قدیمی هنوز با نوجوان‌های امروز رفیق است؟

تحلیلی قوم‌نگارانه از «قصه‌های مجید»: چرا ریتم کند، لهجه اصفهانی و جزئیات روزمره هنوز برای نوجوان‌های امروز ملموس و دوست‌داشتنی‌اند؛ از صف نان تا میم‌ها.

شامی شمالی کنار دریای غروب با ماهی تازه کبابی، سیر داغ طلایی و دود هیزم؛ فضای نمناک ساحل و آسمان نارنجی-بنفش شمال ایران.مجله خاطرات

شامی شمالی کنار دریای غروب؛ ماهی تازه، سیر داغ و دود هیزم

روایت حسی «شامی شمالی کنار دریای غروب»: ماهی تازه، سیر داغ و دود هیزم؛ پیوند صدا و طعم با خاطرات جمعی ساحل‌های شمال ایران و نقش حافظه‌ی بویایی.

نوستالژی دههٔ ۸۰ ایران؛ اتاق نشیمن با کامپیوتر CRT و مودم دیال‌آپ، موبایل‌های ابتدایی با بلوتوث روشن و اشاره به کافی‌نت؛ روایت دیجیتالی شدن خاطرات.

چطور دهه‌۸۰ ما را دیجیتالی کرد؟ از بلوتوث تا اولین لذت‌های اینترنت خانگی

روایتی تحلیلی از دههٔ ۸۰؛ وقتی بلوتوث، موبایل‌های ابتدایی و اینترنت خانگی ریتم زندگی شهری ایران را تغییر داد و خاطرات را دیجیتالی کرد.

بوی دفتر نو در مهرماه ایران؛ کودک در کنار والدین جلوی لوازم‌التحریر، حس نوستالژی شروع مدرسه و خاطرات پاییزی

بوی دفتر نو؛ شروع مدرسه‌ای که هر پاییز برمی‌گردد

تحلیل مردم‌نگارانه بوی دفتر نو و آیین خرید مهرماه در ایران؛ از صف‌های لوازم‌التحریر تا رفتار والدین و نقش بو در خاطرات مدرسه و کودکانه‌ای که هر پاییز برمی‌گردد.

13 آذر 1404
صحنهٔ پاییز و بوی خرمن در روستای ایران؛ خانواده در حال برداشت محصول با خرمن‌کوبی، نور غروب، دیوار کاه‌گلی و فضای نوستالژیک

پاییز و بوی خرمن؛ روایت برداشت محصول در روستاهای ایران

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری دربارهٔ پاییز و بوی خرمن در روستاهای ایران؛ برداشت محصول، آیین‌ها، لهجه‌ها و نقش آن‌ها در شکل‌گیری خاطرات نسلی.

ایوان قدیمی خانهٔ حیاط‌دار ایرانی با سایهٔ تاک، سماور و استکان چای روی زیلو و حوض فیروزه‌ای؛ فضای نیمه‌باز نوستالژیک اما زنده.مجله خاطرات

ایوان‌های قدیمی؛ سکوی ساده‌ای که نصف زندگی رویش گذشت

روایتی مردم‌نگارانه از ایوان‌های قدیمی به‌عنوان فضای نیمه‌باز خانه‌های حیاط‌دار؛ از صبح تا شب، آیین‌های کوچک روزمره و نقششان در حافظهٔ جمعی ایرانیان.

غروب فلکه ساعت با نوجوان‌هایی در پیراهن چهارخانه که کنار برج ساعت عکس یادگاری می‌گیرند؛ اتوبوس، مغازه‌های اطراف و حال‌وهوای نوستالژیک شهری ایران.مجله خاطرات

غروب‌های فلکه ساعت؛ جایی که نوجوان‌ها با پیراهن چهارخانه عکس یادگاری می‌گرفتند

روایتی قوم‌نگارانه از غروب‌های فلکه ساعت؛ جایی که نوجوان‌ها با پیراهن چهارخانه عکس می‌گرفتند و میدان به حافظه نسلی شهر پیوند می‌خورد.