شعرهای محلی و لالاییها در ایران پلی میان نسلها هستند؛ نغمههایی از مادران و مادربزرگها که ترس، امید، مهاجرت و دلتنگی را در خاطرات خانوادگی زنده نگه میدارند.
بوی خاک نمخورده بعد از باران، محرک قدرتمند حافظهی بویایی ماست؛ از حیاط و کوچه تا شستن فرش عید و دمافطار، حس پاکی و شروع دوباره را زنده میکند.
روایتی مردمنگارانه از آویز فلفل و سیر بهعنوان نماد خردِ خانههای ایرانی؛ از معماری و پیوستار روستا–شهر تا حافظهٔ بویایی و آیینهای بیصدا که خاطرات را زنده میکند.
تحلیلی قومنگارانه از «قصههای مجید»: چرا ریتم کند، لهجه اصفهانی و جزئیات روزمره هنوز برای نوجوانهای امروز ملموس و دوستداشتنیاند؛ از صف نان تا میمها.
روایت حسی «شامی شمالی کنار دریای غروب»: ماهی تازه، سیر داغ و دود هیزم؛ پیوند صدا و طعم با خاطرات جمعی ساحلهای شمال ایران و نقش حافظهی بویایی.
روایتی تحلیلی از دههٔ ۸۰؛ وقتی بلوتوث، موبایلهای ابتدایی و اینترنت خانگی ریتم زندگی شهری ایران را تغییر داد و خاطرات را دیجیتالی کرد.
تحلیل مردمنگارانه بوی دفتر نو و آیین خرید مهرماه در ایران؛ از صفهای لوازمالتحریر تا رفتار والدین و نقش بو در خاطرات مدرسه و کودکانهای که هر پاییز برمیگردد.
روایتی میدانی از نوید اسفندیاری دربارهٔ پاییز و بوی خرمن در روستاهای ایران؛ برداشت محصول، آیینها، لهجهها و نقش آنها در شکلگیری خاطرات نسلی.
روایتی مردمنگارانه از ایوانهای قدیمی بهعنوان فضای نیمهباز خانههای حیاطدار؛ از صبح تا شب، آیینهای کوچک روزمره و نقششان در حافظهٔ جمعی ایرانیان.
روایتی قومنگارانه از غروبهای فلکه ساعت؛ جایی که نوجوانها با پیراهن چهارخانه عکس میگرفتند و میدان به حافظه نسلی شهر پیوند میخورد.
کتابفروشیهای مستقل؛ حافظه فرهنگی یک شهر
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
آراد؛ آرام، اما رو به جلو
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
ترانه؛ آهنگ زندگی در یک کلمه
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
سفره ناهار تابستانی؛ بادمجانهای کبابی، دوغ محلی و سفره حصیری حیاط
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
از سماور روسی تا گلدان بلور؛ اشیایی که در هر خانه ایرانی مشترک بودند
تاریخ انتشار: 10 دی 1404