روایتی میدانی از تاریخ روزمره ایرانیها: صفها، خاموشیها و شادیهای کوچک؛ از بدنها و اشیا تا اصطلاحات و نشانههایی برای یادآوری خاطرات خانوادگی.
قاب عکسهای بالای تلویزیون چطور به آرشیو غیررسمی خانواده تبدیل میشوند؟ از انتخاب و چینش تا سلسله مراتب خاموش حافظه و روش حفظ تداوم.
روایت مردم نگارانه از آیین «دندان زیر بالش» در خانه های ایرانی؛ جایی که باور، سکوت والدین و پاداش، خیال جمعی را زنده نگه می دارد.
آلبوم زنده خانواده یعنی ثبت لحظهها با آیینهای کوچک و سبک؛ بدون اینکه دائم گوشی دستتان باشد. ۶ روش ساده، پروتکل حریم خصوصی و آیین «جمعه آلبوم زنده».
چطور لمس و تکرارِ اشیای روزمره مثل استکان، کلید و قالی، گذشته را در حافظه جمعی ایرانیان روشن میکند؛ نه از سر دلتنگی، بلکه از پیوستگی.
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
چرا خطکش، ساعت یا انگشتر میتوانند یادگاریهای کوچک اما سنگینِ سوگ و فقدان باشند؟ راهی برای نوشتن، عکاسی و آرشیو خاطره در اشیا.
هشتگهای سوگ در شبکههای اجتماعی میتوانند شاهد، همدلی و حس تعلق بسازند؛ اما گاهی زخم را با مقایسه، قضاوت و یادآوری الگوریتمی باز نگه میدارند.
خاطره سازی در روزهای معمولی با حضور ذهن ممکن میشود؛ با چند ریزآیین ۳۰ ثانیهای تا ۵ دقیقهای، لحظهها را ثبت کنید بدون افراط در عکاسی.
کتلتِ روغنگرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط میدود و نقشها را تقسیم میکند.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405