با آیینهای فصلی، برای هر فصل یک «نشانه» ساده بسازید تا با بو، رنگ، شیء و یک ژست تکرارشونده، خاطرهها بیزور و طبیعی برگردند.
رمانهای دستبهدست فقط داستان نیستند؛ شیءهاییاند با جلد فرسوده و حاشیهنویسی که پیوندهای ناگفته نسلها را در خود حمل میکنند.
رومیزی قلاببافی در خانه ایرانی فقط تزئین نیست؛ زبانی از صبر، تکرار و حافظه زنانه است که زمان را روی میز، آرام و ماندگار میکند.
در چوبی و کوبهها در خانه ایرانی فقط ابزار نیستند؛ یک کد اجتماعی بیکلاماند: صداهای زنانه و مردانه، زمان در زدن و تشخیص همسایهها.
مربای هویج شیشهای فقط یک شیرینی نیست؛ روایتی از صبحانه ایرانی، مرباپزی خانه، اقتصاد ذخیره و تفاوت مزه خانگی و صنعتی در امروز است.
هدیههای کوچک عید در خانههای ایرانی، اقتصاد پنهانی محبتاند؛ جایی که ارزش با زمانبندی، عطرها و رد احساس سنجیده میشود، نه با پول.
نهال فقط یک اسم نیست؛ استعاره ای از امید ریشه دار، صبرِ آرام و خاطره هایی است که با زمان قد می کشند. در این روایت، «نهال» را در سه سن و یک کپسول زمان می خوانیم.
روایتی میدانی از تاریخ روزمره ایرانیها: صفها، خاموشیها و شادیهای کوچک؛ از بدنها و اشیا تا اصطلاحات و نشانههایی برای یادآوری خاطرات خانوادگی.
قاب عکسهای بالای تلویزیون چطور به آرشیو غیررسمی خانواده تبدیل میشوند؟ از انتخاب و چینش تا سلسله مراتب خاموش حافظه و روش حفظ تداوم.
روایت مردم نگارانه از آیین «دندان زیر بالش» در خانه های ایرانی؛ جایی که باور، سکوت والدین و پاداش، خیال جمعی را زنده نگه می دارد.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405