مقالات مجله خاطرات

تصویر سه صحنه از ایران که بیان‌های مختلف مهربانی را نشان می‌دهد؛ از قربانِت و تعارف چای تا سکوت گرم کویر و نگاه‌های معنادار.

از «قربانِت» بلوچی تا سکوت گرم کویر

سفر یک تعبیر مهربانانه در ایران؛ از «قربانِت» در جنوب‌شرق تا مهربانی‌های کم‌حرفِ کویر. سه صحنه میدانی، جدول مقایسه، واژه‌نامه و پرسش‌های متداول.

گذار از قناعت تا وفور انتخاب در خرید روزمره ایرانی؛ مقایسه لیست کاغذی با خرید آنلاین و قفسه‌های پر از گزینه‌ها

از قناعت تا انتخاب‌های بی‌پایان؛ تماشای دگرگونی دهه‌ها

روایتی میدانی از گذار ایرانی‌ها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟

19 اردیبهشت 1405
سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405
تصویر نوستالژیک از یک عصر دهه ۷۰ ایران: نوار VHS، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک

دهه‌ی هفتاد؛ ویدئوکلوب، تلفن ثابت، قرار عصرانه در پارک

مردم‌نگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.

17 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
حلب روغن در گوشه انباری قدیمی ایرانی با نور کم؛ نمادی از فرهنگ ذخیره‌سازی و اقتصاد خانه

حلب روغن و گوشه‌ای از انباری قدیمی

حلب روغن در انباری خانه‌های قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانه‌ای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیره‌سازی، خاطره می‌ساخت.

موزه بویایی و حافظه بویایی؛ فردی ایرانی در حال بو کردن شیشه عطر یادبود برای یادآوری خاطره و سوگ

موزه‌ی بویایی: عطرهایی که آدم‌ها را زنده‌تر از عکس برمی‌گردانند

موزه بویایی یعنی جایی که یک عطر، آدم‌های رفته را زنده‌تر از عکس برمی‌گرداند؛ روایتی درباره سوگ، حافظه بویایی و راه‌های امن لمس دوباره خاطره.

17 اردیبهشت 1405
دو دوست ایرانی در کافه با یادداشت کوچک و چای؛ نماد قول های ساده و قراردادهای نانوشته در رفاقت سالم

قول‌های ساده؛ قراردادهای نانوشته‌ی رفاقت سالم

قول های ساده و قراردادهای نانوشته رفاقت سالم؛ از حضور به موقع تا لحن امن در پیام ها. چطور اعتماد با تکرار و مراقبت ساخته می شود؟

عادل فردوسی پور در برنامه 90

چرا صدای عادل فردوسی‌پور، شب‌های دوشنبه را زنده می‌کند؟

صدای عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از ایرانی‌ها یک نشان صوتی است که شب‌های دوشنبه را به تقویم احساسی خانه‌ها پیوند می‌زند؛ از مکث‌ها و شوخی‌های ریز تا تلفظ نام‌ها.