روایتی نوستالژیک از یک اسم پسرانه که با صدای قدم های استوار در راهروی خانه قدیمی گره خورده؛ از کودکی تا بزرگسالی، با کپسول زمان.
روایتی تصویری از اسم «البرز»؛ حس و حالش در خاطرههای ایرانی، صدای پنهانش در خانه و مدرسه، و ایدههایی برای ثبت یادهایش.
اولین بار که رازی را در دفترچه نوشتی و پنهانش کردی، مرز تازه ای میان «منِ بیرونی» و «منِ خصوصی» کشیدی؛ مرزی از کاغذ، ترس و آرامش.
روایتی سینمایی و فرهنگی از حس این اسم؛ از کودکی تا بزرگسالی، از خانواده ایرانی تا خاطرهها و صداهایی که آن را ماندنی میکنند.
اتاق مهمان در خانه ایرانی فقط یک فضا نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است: آمادگی همیشگی، خویشتن داری و اخلاق میزبانی که در زندگی روزمره تمرین می شود.
چطور بازیهای قدیم را برای نسل جدید جذاب کنیم؟ با نسخههای ۱۰ دقیقهای، قوانین ساده، سازگار با آپارتمان و روایتمحور؛ بدون مقایسه و سرزنش.
جزوههای حاشیهدار فقط ابزار درس نبودند؛ ردپای رفاقت، شوخیها و کدهای پنهان یک نسلاند. روایت قومنگارانه از حاشیهنویسیهای دانشجویی.
روایت مردمنگارانه از «صف واکسن» در ایران؛ از بوی الکل و صندلیهای پلاستیکی تا تعارفها، شوخیها و چشمهایی که پشت ماسک امید و اضطراب را با هم حمل میکردند.
«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیتهای واقعی بررسی میکند.
چرخگوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنهای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهدهمحور از دستها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405