نویسنده: نوید اسفندیاری

تصویر نانوایی محلی ایران با تنور سنگی، تافتون داغ و کماج کنجدی؛ روایت بصری از نان‌های محلی و رموز پخت خانگی

نان‌های محلی ایران؛ از تافتون تا کماج و رموز پخت خانگی

سفری به نان‌های محلی ایران؛ از تافتون و سنگک تا کماج و فطیر. با روایت نوید اسفندیاری، رموز پخت خانگی و نقش نان در سفره و فرهنگ ایرانی را بشناسید.

تصویر جشن باران اول در حیاط روستایی ایران؛ پیرمردها در حال بوییدن خاک خیس، زنان مشغول پخت نان تازه و کودکان در حال جمع‌آوری هیزم.مجله خاطرات

جشن باران اول؛ بوی خاک خیس و نان تازه

جشن باران اول، پیوند بوی خاک خیس و نان تازه با نوستالژی ایرانی؛ روایتی از آیین‌های محلی، نقش کودکان، حافظه‌ی حسی و راه‌های زنده نگه‌داشتن این سنت.

تولد خانگی ایرانی با بادکنک‌های کم‌باد، شرشره‌های کاغذی، سفرهٔ تولد روی فرش و خانوادهٔ چندنسلی در نور زرد لامپ.مجله خاطرات

تولدهای خانگی؛ بادکنک‌های کم‌باد و شرشره‌های کاغذی

روایتی مردم‌نگارانه از تولدهای خانگی ایرانی دهه ۶۰ تا اوایل ۹۰؛ جزئیات چیدمان خانه، سفره‌ی روی فرش، بادکنک‌های کم‌باد، صداها و پیوند نسل‌ها.

17 آذر 1404
تصویر نوستالژیک بستنی قیفی دومینو در ظهر تابستان ایران؛ کودک با سکه، چکه‌های بستنی روی آسفالت داغ و دستفروش بستنی با دوچرخه

بستنی قیفی؛ خاطره‌ای شیرین در گرمای ظهرهای تابستان

بستنی قیفی دومینو؛ آیین خنک‌شدن ظهرهای تابستان در پیاده‌روها و سفرهای جاده‌ای. از زنگ بستنی‌فروش تا چکه‌های شیرین، روایت یک خاطرهٔ جمعی و ماندگار.

تصویر نوستالژیک از خانه، کوچه، مدرسه، محل کار و شبکه‌های اجتماعی ایران با واژه‌های «دمت گرم»، «ایول» و «بنازم» برای بازتاب زبان تحسین و احساس تعلق.مجله خاطرات

از «دمت گرم» تا «بنازم عالی»؛ واژه‌هایی که فضای عاطفی دوره‌ها را بازتاب می‌دهند

از «دمت گرم» تا «بنازم عالی»، واژه‌های تأیید و تحسین چگونه در خانه، کوچه، مدرسه، کار و فضای آنلاین حس تعلق می‌سازند و به آرشیو عاطفی نسل‌ها بدل می‌شوند؟

صحنه‌ای نوستالژیک از محله‌های قدیمی ایران با چادر مشکی، روپوش سرمه‌ای مدرسه، لباس کار آبی نفتی و پیراهن‌های گل‌دار؛ بازتاب رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی

رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی؛ سبک پوشش در محله‌های قدیمی ایران

روایتی تحلیلی از رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی در محله‌های قدیمی ایران؛ از چادرهای مشکی تا روپوش مدرسه و لباس کار، و نشانه‌های طبقاتی، فصلی و جمعی.

صحنه‌ای از اتاق پذیرایی ایرانی دهه ۷۰ با کودکان دور آتاری دستی روی فرش، رقابت برادرانه و صداهای بیپ بازی‌های جیبی در فضای .مجله خاطراتنوستالژیک

آتاری دستی؛ آغاز عصر بازی‌های جیبی و رقابت‌های برادرانه

روایتی میدانی از آتاری دستی: از صف مغازه‌های صوتی‌تصویری تا فرش پذیرایی، رقابت‌های برادرانه و قواعد نانوشته‌ای که ریتم خانه‌های ایرانی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ را عوض کرد.

مسیر صبحگاهی مدرسه در ایران دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ با آسفالت نمور، بخار نان سنگک و دانش‌آموزان با کیف و کفش متنوع؛ بازتاب نوستالژی خاطرات مسیر مدرسه

صبح‌های مدرسه در دهه‌های ۶۰ تا ۸۰؛ مسیرهایی که حافظه بوی نمورشان را نگه داشت

روایتی مردم‌نگارانه از صبح‌های مدرسه در دهه‌های ۶۰ تا ۸۰؛ از کوچه‌های خاکی و بوی نان داغ تا صف سرویس و کیف‌های چرخ‌دار؛ ردّ خاطرات در مسیرها.

برنج دودی شمال در لحظه‌ی باز شدن درِ پلوپز؛ بخار دودی که خانه‌ی شمالی را به جنگل مه‌آلود شبیه می‌کند، کنار قابلمه مسی و مادر شمالی.مجله خاطرات

برنج دودی شمال؛ لحظه‌ای که در پلوپز باز می‌شد و تمام خانه جنگل می‌شد

روایت اتنوگرافیک برنج دودی شمال؛ لحظه‌ی باز شدن درِ پلوپز، بوی دودِ جنگل در خانه، ریتم آشپزی مادران، و نسبت غذا با رطوبت، طبیعت و خاطره.

تصویر نوستالژیک از تحول اتوبوس‌رانی شهری در ایران؛ از دوطبقه‌های قدیم تا BRT امروز با ایستگاه‌های شهری، بلیت کاغذی و مسافران صبحگاهی.مجله خاطرات

تحول اتوبوس‌رانی شهری؛ مسیرهایی که هزاران خاطره حمل کردند

روایتی نوستالژیک از تحول اتوبوس‌رانی شهری در ایران؛ از دوطبقه‌های قدیم تا BRT امروز، بلیت کاغذی تا کارت هوشمند؛ ایستگاه‌ها و خاطرات در حافظه جمعی.