نویسنده: نوید اسفندیاری

تصویر نوستالژیک از اتوبوس دوطبقه تهران از نمای طبقه‌ دوم، با نگاه کودکان به خیابان و چنارها؛ روایتی از خاطرات شهری تهران.

اتوبوس دوطبقه‌های تهران؛ سفر کوتاهی در طبقه دوم خاطره‌ها

با اتوبوس دوطبقه‌های تهران از طبقه‌ دوم به شهر نگاه کنیم؛ روایت رفتار مسافران، منظر خیابان و نگاه کودکان، و راهکارهایی برای زنده نگه‌داشتن خاطرات شهری.

اتاق نوجوان دهه ۷۰ ایران با پوسترهای رنگی، کیف مدرسه برچسب‌دار و ویترین پاساژ با مانتوهای روشن؛ روایت انفجار رنگ‌ها و شکل‌گیری سلیقه بصری

دهه‌۷۰ و انفجار رنگ‌ها؛ تولد سلیقه تازه ایرانی از پوستر اتاق تا پوشاک خیابان

روایتی مردم‌نگارانه از دهه ۷۰ ایران؛ انفجار رنگ‌ها از اتاق نوجوان تا خیابان و رسانه‌ها چگونه سلیقه‌ی بصری تازه‌ای ساخت و در حافظه‌ جمعی ماندگار شد.

درخت اورس کوهستان در ایران زیر باد و کنار لکه‌های برف؛ نشانه‌ای از سفر، خاطرات و صدای باد در ارتفاعات

اُروس کوهستان؛ درختی که خاطره‌ی برف و باد را در خود دارد

اُروس کوهستان، درختی باددیده و برف‌خورده، چگونه در حافظهٔ محلی و سفرهای ایرانی جا خوش کرده است؟ روایت مردم‌نگارانه‌ای از صدا، اقلیم و خاطرات.

نمای داخلی کتابخانه‌ عمومی ایران با نور عصرگاهی، قفسه‌های چوبی و خواننده‌ای که بوی کاغذ کتاب را استشمام می‌کند؛ پیوند بوی کاغذ و حافظه‌ جمعی.مجله خاطرات

کتابخانه‌های عمومی؛ چرا بوی کاغذ هنوز در حافظه جمعی زنده است؟

چرا بوی کاغذ در کتابخانه‌های عمومی ایران هنوز زنده است؟ با نگاهی میدانی به سکوت، ریتم خواندن و حس بو، نقش آن‌ها در حافظه جمعی ما بررسی می‌شود.

ساعت دیواری چوبی در خانه قدیمی ایرانی با نور گرم چراغ نفتی و فرش ایرانی؛ بازتاب حس تیک‌تاک آرام و نوستالژی فضاهای سنتی.

ساعت دیواری‌های چوبی؛ صدای تیک‌تاک آرامش در خانه‌های قدیمی

ساعت دیواری‌های چوبی در خانه‌های قدیمی، از بافت چوب تا تیک‌تاک آرام؛ تحلیلی مردم‌نگارانه از رابطه‌ی صدا، فضا و حافظه جمعی و بازآفرینی حس نوستالژی.

آیین صبحگاهی مدرسه دهه‌۶۰ با دانش‌آموزان و پرچم‌های کوچک سه‌رنگ در حیاط، بخار نفس صبحگاهی و صف‌های منظم.مجله خاطرات

پرچم‌های کوچک مدرسه در دهه‌۶۰؛ آیین صبحگاهی که هنوز تصویرش در ذهن مانده

روایتی قوم‌نگارانه از پرچم‌های کوچک مدرسه در دهه‌۶۰؛ صف‌ها، سرودها، نفس‌نفس صبحگاهی و پیوند این آیین با حافظه‌ جمعی و نوستالژی نسل‌ها.

منظرهٔ عصرگاهی زاینده‌رود اصفهان با سی‌وسه‌پل و پل خواجو، پیاده‌روی خانواده‌ها و تعاملات اجتماعی کنار آب در فضای عمومی

زاینده‌رود اصفهان؛ رودخانه‌ای که خاطرات را می‌پروراند

پیوند زاینده‌رود اصفهان با فضا و رفتار اجتماعی را بررسی می‌کنیم؛ از نقش آب در شکل‌دهی پل‌ها و میدان‌های شهری تا راه‌حل‌های فرهنگ‌محور برای احیای زندگی کنار رود.

نمایی نوستالژیک از توقف خانوادگی زیر درختان بلوط کنار جاده در ایران؛ پیکان قدیمی، کتری لعابی و چای در سایه‌سار با نسیم ملایم_مجله خاطرات

بلوط‌های کنار جاده؛ شاهدان خاموش سفرهای خانوادگی قدیم

روایتی میدانی از توقف‌های بین‌راهی قدیم زیر سایه‌ی بلوط‌ها؛ بوی چوب خیس، نسیم جاده و رسم‌های سادهٔ خانوادگی که سفر را معنادار و صمیمی می‌کرد.

حیاط مدرسه در زنگ تفریح با بچه‌ها، بوفهٔ قدیمی نان‌وپنیر، سایهٔ سروها و نور عصرگاهی؛ روایتی نوستالژیک از هیاهوی مدرسه و خوراکی‌های ساده._مجله خاطرات

زنگ تفریح؛ هیاهوی حیاط مدرسه و نان و پنیر بوفه‌های قدیمی

روایتی مردم‌نگارانه از زنگ تفریح؛ هیاهوی حیاط مدرسه، صف بوفه و نان‌وپنیر قدیمی. تحلیل صداها، بوها و آیین‌های روزمره که هستهٔ خاطرات نسل‌ها را شکل می‌دهد.

2 آذر 1404
تصویر زیارت خانوادگی در مشهد با خانوادهٔ چندنسلی، گنبد طلایی، کبوترهای حرم، چای زعفرانی و کفش‌های کنار در؛ حال‌وهوای نوستالژیک و آرام._مجله خاطرات

زیارت خانوادگی در مشهد؛ سفرهای آرامی که نسل‌ها را کنار هم می‌نشاند

روایتی مردم‌نگارانه از زیارت خانوادگی در مشهد؛ از صدای قطار شب‌رو تا چای زعفرانی صحن، کفش‌ها کنار آستانه و مسیرهایی که خاطرات نسل‌ها را پیوند می‌دهد.