بعضی خاطرهها برای زنده شدن به عکس و فیلم احتیاج ندارند. کافی است کسی بگوید: «آقا اجازه!» یا با همان لحن آشنای دوران مدرسه جملهای را تکرار کند که سالها پیش یکی از معلمها میگفت.…
پیکان فقط یک خودرو نبود؛ ابزار سفر خانوادگی و ظرف خاطرههای جادهای ایران بود. از بوی صندلی تا تعمیر بینراهی، این گزارش میدانی را بخوانید.
بعضی خاطرات با یک عکس زنده میشوند، بعضی با شنیدن یک صدا و بعضی دیگر فقط به یک بو نیاز دارند. کافی است جایی بوی نان تازه در هوا بپیچد تا بیاختیار تصویری قدیمی از…
زیر برج آزادی، عکس یادگاری فقط یک قاب نیست؛ میدان کوچکی از ژستها، شوخیها و فاصلههاست که حافظه را استاندارد میکند اما در جزئیاتش شخصی میماند.
روایت مردمنگارانه از تجربه مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است، و چطور این شکست کوچک مسیر تربیت و خاطرهسازیام را عوض کرد.
گاهی یک بو یا طعم ساده میتواند بدون هیچ مقدمهای ما را به سالهای دور ببرد. شاید کافی باشد صبحی آرام، بوی نان تازه از نانوایی محله بلند شود و کنار آن شیشهای از مربای…
کدام غذای محلی شما را یکراست به کودکی میبرد؟ غذا را مثل ماشه حافظه ببینید: بو، صدا، تعارفها و واژههای سفره را ردیابی کنید.
روایت مردمنگارانه از بوی صابون گلنار در حیاط مادربزرگ؛ از بند رخت و لگن تا اقتصاد آب و واژههای شستوشو، با چکلیست ثبت جزئیات.
میدان انقلاب در تهران فقط یک گره ترافیکی نیست؛ چهارراه صداهاست: کتاب، قرارهای دانشجویی، مکثهای کوتاه و نگاههای گذرا که خاطره جمعی میسازند.
روایتی میدانی از کاروانسرا در دل جادههای خاموش کویر؛ از حیاط مرکزی و حجرهها تا امنیت جمعی، معاملههای خرد و حافظه سفر ایرانی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405