نویسنده: نوید اسفندیاری

صحنه‌ای مستند از آیین آموزشی کنکور و امتحانات نهایی؛ حیاط مدرسه با سروها، صف دانش‌آموزان، والدین منتظر و نگاه به سالن امتحان؛ بازنمایی اضطراب جمعی و حافظه‌ جمعی_مجله خاطرات

امتحانات نهایی، کنکور و اضطراب ملی؛ چگونه یک مراسم آموزشی تبدیل به آیین جمعی شد؟

چطور امتحانات نهایی و کنکور از سنجش آموزشی به آیینی ملی و بخشی از حافظه‌ جمعی ایرانیان بدل شد؟ تحلیلی میدانی از اضطراب جمعی و فشار خانواده و مدرسه.

تصویر دوره‌گرد یخ‌در‌بهشت در کوچهٔ ایرانی هنگام غروب با امواج صدا و موبایلِ نشان‌دهندهٔ اپ سفارش آنلاین؛ تضاد نوستالژی و فناوری.

صدای دوره‌گردها؛ از یخ‌در‌بهشت تا اپ‌های سفارش آنلاین

تحلیلی از صدای دوره‌گردها در زندگی شهری ایران؛ از نداهای یخ‌در‌بهشت تا نوتیفیکیشن اپ‌ها، با نگاهی نوستالژیک به خاطرات و راه‌حل‌های حفظ آن صداها.

9 آذر 1404
هاون سنگی ایرانی با قروتِ کوبیده و آویشن کویری در حیاط کاه‌گلی؛ روایت بصری خوراک قروتو و پیوندش با اقلیم کویر و ابزار سنتی.مجله خاطرات

خوراک قروتو؛ سنگ‌ریزه‌های سنتی، هاون سنگی و عطر آویشن کویری

خوراک قروتو؛ روایتی کویری از هاون سنگی، آویشن کوهی و قروتِ خشک. از جنس سنگ و ریتم کوبیدن تا دستور خانگی و پیوند با خاطرات روستایی، پلی خوش‌طعم به امروز.

تصویر نوستالژیک ترمینال اتوبوس بین‌شهری ایران در سپیده‌دم؛ باربری‌ها، خانواده‌ها، بخار چای و اتوبوس‌ها؛ تداعی‌گر خاطرات سفر و آغاز مسیر.

ترمینال‌ها؛ نقطه شروع سفرهایی که حافظه ساختند

ترمینال‌ها فقط محل حرکت نیستند؛ آغاز خاطرات سفرند. با روایت نوید اسفندیاری از بوها، صداها، لهجه‌ها و انتظار، نقش ترمینال در نوستالژی ایرانی را کشف کنید.

نقشهٔ کاغذی جاده‌ها روی کاپوت یک ماشین قدیمی، دست پدر روی مسیر نقشه و دست بچه‌ها روی گوشه‌ها، در صبح خنک سفر .مجله خاطراتجاده‌ای قدیمی ایرانی.

نقشه‌های کاغذی جاده‌ها؛ وقتی GPS فقط در دل پدر بود

روایتی قوم‌نگارانه از نقشه‌های کاغذی جاده‌ها در ایران؛ از کاپوت داغ ماشین و انگشت پدر تا بحث «راهِ نزدیک‌تر» و نقش این آیین در ساختن خاطرات خانوادگی.

زنان ترک‌زبان در حیاط ایرانی کنار حوض فیروزه‌ای در حال شستن قالی؛ گفت‌وگوهای زنانه با لهجه نرم، کف صابون و صدای آب به‌عنوان حافظه شنیداری.مجله خاطرات

گفت‌وگوی زنان ترک‌زبان سر حوض؛ لهجه‌ای نرم که با صدای شستن قالی همراه می‌شد

تصویری شنیداری از حیاط ایرانی؛ گفت‌وگوی زنان ترک‌زبان سر حوض، صدای آب و ضربه‌های دست بر قالی چگونه صمیمیت، مرزبندی خانه/بیرون و حافظه‌ جمعی را می‌سازد؟

کلاژی بصری از تحول طنزهای ادواری ایران؛ از جوک‌های کاغذی و پیامک تا میم‌های اینستاگرامی و وویس‌های تلگرامی در بستر حافظه اجتماعی.

چطور یک شوخی، ملتی را می‌خنداند؟ طنزهای ادواری و حافظه اجتماعی ایران

تحلیل مردم‌نگارانهٔ طنزهای ادواری ایران؛ از جوک‌های دهه‌۷۰ تا میم‌ها و ویدئوهای امروز. طنز به‌عنوان سند تاریخی احساسات و حافظهٔ جمعی ایرانیان.

سایه‌ی درختان خیابان‌های قدیم با رهگذران در حال پیاده‌روی‌های بی‌عجله در خنکای عصر تابستان؛ خیابان چنار‌دار نوستالژیک ایرانی_مجله خاطرات

سایه‌ی درختان خیابان‌های قدیم؛ خنکای پیاده‌روی‌های بی‌عجله

سایه‌ی درختان خیابان‌های قدیم یادآور خنکای پیاده‌روی‌های بی‌عجله است؛ روایتی از ریتم آرام شهر، صدای برگ‌ها، و فرهنگ همسایگی که خاطرات جمعی را زنده می‌کند.

نمای داخلی خانهٔ ایرانی پیش از دیزاین مدرن با فرش دست‌باف، بوفهٔ چوبی، آینه و شمعدان، رادیو، تلویزیون جعبه‌ای و گلدان‌ها در نور حیاط

خانه‌های ایرانی قبل از دیزاین مدرن؛ اشیایی که شخصیت خانه را می‌ساختند

خانه‌های ایرانی قبل از دیزاین مدرن چگونه با فرش، بوفه، آینه و شمعدان، تلویزیون و رادیو شخصیت می‌گرفتند؟ روایت مردم‌نگارانه از اشیایی که حافظه جمعی را زنده می‌کنند.

چرخ خیاطی صندوقی قدیمی در خانهٔ ایرانی با مادر و دختر، دوخت پارچهٔ گلدار کنار سینی چای؛ میراث مادرانه، انتقال مهارت خیاطی و نوستالژی خانوادگی._مجله خاطرات

چرخ خیاطی صندوقی؛ میراث مادرانه‌ای که هنوز کار می‌کند

چرخ خیاطی صندوقی؛ میراث مادرانه‌ای که هنوز کار می‌کند: روایتی از پیوند نسل‌ها، انتقال مهارت‌ها، مقایسه با مدل‌های مدرن و راهکارهای نگهداری در خانه‌های ایرانی.