نویسنده: نوید اسفندیاری

کلاژ تصویری از مهاجرت، تلویزیون و اینترنت در ایران که تغییر لهجه‌ها و لحن‌های ایرانی را با خانواده مهاجر، صفحه تلویزیون و موبایل نشان می‌دهد.مجله خاطرات

مهاجرت، تلویزیون، اینترنت؛ سه موتور تغییر لهجه‌ها و لحن‌های ایرانی

سفری مردم‌نگارانه در صداهای ایران: چگونه مهاجرت، تلویزیون و اینترنت طی سال‌ها لهجه‌ها و لحن‌های ایرانی را دگرگون کرده و در حافظه شنیداری نسل‌ها ثبت شده‌اند.

تصویر دفترچه اندازه‌گیری خیاط با دست‌خط فارسی، لکه‌های گچ، متر پارچه‌ای و قیچی در مغازه خیاطی قدیمی؛ بازنمایی نوستالژی و دقت خیاطی.

دفترچه‌ی اندازه‌گیری خیاط؛ یادداشت‌هایی با بوی پارچه و دقت

دفترچه اندازه‌گیری خیاط، آرشیوی میدانی از بدن‌های محلی و سلیقه‌هاست؛ از لکه‌های گچ تا شوخی‌های مشتری، سندی زنده از حافظه و زیست اجتماعی محله‌های ایران.

کبوترهای حرم در آسمان صحن زیارتی با گنبد طلایی و کاشی‌های فیروزه‌ای، نماد صلح و ایمان در خاطرات زائران ایرانی

کبوترهای حرم؛ پیام‌آوران صلح در آسمان ایمان

تحلیلی نمادشناسانه از کبوترهای حرم به‌عنوان پیام‌آوران صلح؛ پیوندشان با خاطرات زائران، نور فضاهای زیارتی و آیین‌های خانگی دانه‌پاشی.

دیگ آش نذری در کوچهٔ محرم با بخار و پیازداغ؛ زنان و مردان در حال پخش، بازار محلی و کاسه‌های آماده؛ روایت مردم‌نگارانهٔ آش‌های ایران

آش‌های ایران؛ روایت شهرها از پشت یک کاسه گرم

سفری مردم‌نگارانه در کاسه‌های آش ایران؛ از دیگ‌های محرم و نذرهای خانگی تا بازارهای محلی و ترمینال‌های زمستانی، جایی که شهرها خود را معرفی می‌کنند.

جوجه‌های رنگی عید نوروز در بساط دست‌فروش کنار مدرسه و میدان، با کارتن مقوایی و کاه‌وکلش؛ کودکان کنجکاو و نوستالژی کودکی در ایران.مجله خاطرات

جوجه‌رنگی عید؛ شادی کوچک، دنیای بزرگ کودکی

روایتی قوم‌نگارانه از جوجه‌های رنگی عید در ایران؛ از بساط دست‌فروش جلوی مدرسه تا حیاط خانه، میان شادی کودکانه، مسئولیت، مصرف‌گرایی و اخلاق حیوانات.

جشن چیدن انار در نی‌ریز با دستان قرمز و سینی‌های مسی؛ تقسیم‌کار خانوادگی، دانه‌کردن دقیق زنان و مسیر اقتصادی از باغ تا بازار.مجله خاطرات

جشن چیدن انار در نی‌ریز؛ دستان قرمز و سینی‌های مسی پر از دانه‌های یاقوتی

روایتی تحلیلی از جشن چیدن انار در نی‌ریز: مناسک برداشت، نقش‌های خانواده، زبان بدن زنان در دانه‌کردن، و شبکه اقتصادی از باغ تا بازار.

غروب دهه ۶۰ در کوچه ایرانی با نور چراغ نفتی، رادیو روی طاقچه، بخار چای و سایه‌های بلند روی کف سیمانی؛ بازنمایی بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله.

غروب‌های دهه‌۶۰؛ چرا بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله یک حس مشترک بود؟

تحلیل روایی از غروب‌های دهه ۶۰ ایران: چگونه بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله با آیین‌های کوچک خانگی و همسایگی، حس مشترک و حافظه جمعی ما را شکل دادند.

چشم‌انداز نوستالژیک از چرخ خیاطی دستی روی میز چوبی در خانهٔ ایرانی با پارچهٔ توری، دکمه‌های رنگی و متر خیاطی؛ تجسم ریتم تیک‌تاک و خاطرات

چرخ خیاطی دستی؛ ریتم تیک‌تاکی که لباس و خاطره می‌دوخت

چرخ خیاطی دستی و ریتم تیک‌تاکش چگونه لباس و خاطرات خانه‌های ایرانی را شکل داد؟ از روان‌شناسی یاد تا نگهداری و بازآفرینی این میراث خانگی.

آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر با لایه‌های خاک طلایی، داس‌های براق، همکاری نسل‌ها و ریتم آواز کار در روستای ایران..مجله خاطرات

آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر؛ خاک طلایی، داس‌های براق و آواز کار

روایتی بافت‌محور از آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر: خاک طلایی، داس‌های براق، تقسیم وظایف نسل‌ها و نقش آواز کار در نظم‌دهی و اقتصاد معیشتی روستا.

گذار بصری از بازار سنتی ایران با حجره‌ها و ادویه تا پاساژ مدرن با ویترین شیشه‌ای و فودکورت؛ مقایسهٔ بازارها و پاساژها و نقش آن‌ها در خاطرات شهری

بازارها و پاساژها؛ از حجره‌های قدیم تا شیشه‌های مدرن

بازارها و پاساژها؛ از حجره‌های قدیم تا شیشه‌های مدرن: روایتی حسی و تحلیلی از تغییر فضا، نور، صدا و رفتار خرید در ایران و نقش آن‌ها در ساختن خاطرات شهری.