صفحه اصلی > هنرهای دستی و یادگارها : گلیم‌های سفر؛ هنرهای دستی کوچ‌نشینان و ریتم زندگی

گلیم‌های سفر؛ هنرهای دستی کوچ‌نشینان و ریتم زندگی

گلیمِ سفر دست‌باف در حال رول شدن و بستن روی بار در کوچ عشایری؛ نماد ریتم زندگی nomadic و اقتصاد حرکت

آنچه در این مقاله میخوانید

من، مانی فرهام، هر بار که گلیمی را از نزدیک می‌بینم، یادم می‌افتد بعضی خانه‌ها روی زمین ساخته نمی‌شوند؛ روی «زمان» ساخته می‌شوند. گلیم‌های سفر، از آن چیزهایی‌اند که به‌ظاهر فقط زیراندازند، اما در واقع یک «نقشهٔ ریتم» هستند: ریتمِ صبح‌هایی که بار بسته می‌شود، ریتمِ گردِ راه روی مچ و صورت می‌نشیند، ریتمِ مکث‌های کوتاه زیر نور کم‌جان یا تیزِ خورشید. و اگر بخواهم از واژهٔ nomadic استفاده کنم، نه برای ادا و اطوار خارجی‌اش؛ برای معنای ساده و انسانی‌اش: زندگیِ کوچ‌نشینانه، یعنی شیوه‌ای از بودن که خانه را به جای دیوار، با حرکت تعریف می‌کند.

گلیم در این جهان، فقط «زیبا» نیست؛ منطقی است. اقتصادی است. از جنسِ ضرورت است. سبک است، تا می‌شود، حمل می‌شود، و با همین ویژگی‌هاست که اجازه می‌دهد زیبایی در دلِ حرکت زنده بماند. گلیم، در سفر، مثل ضربِ یک ساز است: هرجا پهن شود، ریتمِ خانه شروع می‌شود.

گلیمِ سفر: زیراندازی که «ریتم» دارد، نه فقط نقش

اگر نقش را فقط به‌عنوان تزئین ببینیم، گلیم را کم دیده‌ایم. گلیمِ سفر، چیزی شبیه نت‌نویسی است: خطوط و لکه‌ها و تکرارها، به‌جای اینکه فقط چشم را سرگرم کنند، بدن را تنظیم می‌کنند. وقتی در فضای باز، یا در چادر، یا در اتاقی موقت پهن می‌شود، مرزها را مشخص می‌کند: اینجا جای نشستن است، آنجا جای گذاشتن ظرف، این گوشه جای خواب. گلیم، با نقش‌هایش، خانه را «تقسیم» می‌کند بی‌آنکه دیوار بسازد.

در زندگی بدوی، ریتم از جنسِ تقویم اداری نیست؛ از جنسِ نور است، آب است، چراگاه است، و فاصله. برای همین، اشیایی که همراهِ آدم می‌آیند باید دو کار را هم‌زمان انجام بدهند: کارکرد داشته باشند و معنا حمل کنند. گلیم دقیقاً همین‌جاست: هم کف را نرم می‌کند، هم نگاه را آرام می‌کند، هم به جمعیتِ خانواده می‌گوید «اینجا قلمرو ماست». در شهری که خانه ثابت است، این «قلمرو» را معماری می‌سازد؛ در کوچ، این قلمرو را پارچه و پشم و نقش می‌سازد.

این همان نقطه‌ای است که گلیم را به حافظه وصل می‌کند: نقش‌ها تکرار می‌شوند، مثل جمله‌ای که در یک خانواده هزار بار گفته می‌شود و بالاخره تبدیل به ضرب‌المثلِ خصوصی‌شان می‌شود. گلیم، مثل یک روایتِ بی‌کلمه، به نسل بعد یاد می‌دهد ریتمِ خانه چگونه بوده است.

خانه‌ای که جمع می‌شود: تضاد خانهٔ ثابت و خانهٔ قابل‌جمع شدن

خانهٔ ثابت، به ما وعدهٔ دوام می‌دهد: دیوارها می‌مانند، جای هر چیز مشخص است، و حافظه روی «مکان» می‌نشیند. اما خانهٔ قابل‌جمع شدن، حافظه را روی «ترتیب» می‌نشاند. در کوچ، چیزی که می‌ماند آدرس نیست؛ الگوست: ترتیبِ جمع‌کردن، ترتیبِ بستن بار، ترتیبِ پهن‌کردن زیرانداز و روشن‌کردن آتش، ترتیبِ نشستن آدم‌ها دور هم.

در این تضاد، گلیم یک بازیگر اصلی است. چون خانهٔ ثابت، سنگین است؛ حتی وقتی زیباست. ولی خانهٔ قابل‌جمع شدن باید سبک بماند و در عین حال «خانه» بودنش را از دست ندهد. گلیم اجازه می‌دهد زیبایی در حدِ یک شیء لوکس باقی نماند؛ تبدیل شود به بخشی از سازوکار زندگی. یعنی زیبایی نه به‌عنوان اضافه‌بار، بلکه به‌عنوان بخشی از اقتصادِ حرکت.

اقتصادِ حرکت یعنی چه؟ یعنی هر چیزی که حمل می‌شود باید ارزشش را ثابت کند: وزنش، حجمش، دوامش، امکان ترمیمش، و اینکه آیا در چند موقعیت به کار می‌آید یا نه. گلیم، در این منطق، برنده است: هم زیرانداز است، هم عایق است، هم نشانه است، هم قابِ جمع خانوادگی. خانهٔ ثابت، دیوارهایش را رنگ می‌کند؛ خانهٔ nomadic، زیراندازش را روایت می‌کند.

زیبایی گلیم و «اقتصاد حرکت»: چرا نقش‌ها از ضرورت جدا نیستند

بعضی‌ها فکر می‌کنند نقش، وقتی می‌آید که کارِ ضروری تمام شده باشد؛ یعنی اول باید «زندگی» را ساخت و بعد رویش را «قشنگ» کرد. اما در جهان کوچ، نقش از اول با ضرورت گره می‌خورد. چون نقش‌ها فقط برای چشم نیستند؛ برای شناخت و نظم هم هستند. وقتی گلیم تا می‌شود و باز می‌شود، وقتی بارها زیر بار و آفتاب و گرد راه می‌رود، این نقش‌ها مثل یک حافظهٔ مقاوم عمل می‌کنند: می‌گویند این، همان گلیمِ ماست؛ همان جایی که بچه رویش خوابیده؛ همان عصرهایی که چای رویش ریخته و با دستمال پاک کرده‌اند.

در اینجا، زیبایی، شکلِ دیگری از «دوام» است. چیزی که زیباست، بیشتر دیده می‌شود؛ بیشتر مراقبت می‌شود؛ بیشتر ترمیم می‌شود؛ و دیرتر دور انداخته می‌شود. این، یک منطق ساده و انسانی است. از طرف دیگر، نقش‌ها می‌توانند مرزهای کارکردی را هم روشن کنند: تکرار قاب‌ها، حاشیه‌ها، یا مدول‌های هندسی، مثل خط‌کشی‌اند برای چیدن وسایل، نشستن آدم‌ها، و حتی تقسیمِ سهمِ خواب در یک شبِ شلوغ.

اگر به زندگی امروز نگاه کنیم، می‌بینیم چقدر از این منطق دور شده‌ایم: بسیاری از چیزهای ما یک‌بار مصرف‌اند، یا طوری ساخته شده‌اند که نتوانی ترمیم‌شان کنی. گلیمِ سفر، در نقطهٔ مقابل است: چیزی که قرار است «بماند» و با تو حرکت کند.

برای نزدیک‌تر شدن به این تفاوت، این جدول کمک می‌کند:

موضوع خانهٔ ثابت خانهٔ nomadic (قابل‌جمع شدن)
حافظه روی مکان می‌نشیند (آدرس، اتاق، دیوار) روی ترتیب و الگو می‌نشیند (چیدمان، بستن بار، پهن‌کردن)
زیبایی اغلب تزیینِ جدا از کارکرد جزئی از کارکرد و دوام؛ زیبایی یعنی مراقبت بیشتر
شیءهای کلیدی مبلمان، کمد، دیوارکوب‌ها گلیم، خورجین، طناب، پارچه‌های چندمنظوره
اقتصاد فضا انباشت و جای ثابت کمینه‌گراییِ عملی؛ هر چیز باید قابل حمل و چندکاره باشد

و شاید همین‌جاست که گلیم، به‌عنوان یک هنر دستی، به قلمرو هنرهای دستی و یادگارها نزدیک می‌شود: چیزی که هم «به کار می‌آید» و هم «حافظه تولید می‌کند».

تصاویر حرکتی: بستن بار، گردِ راه، نور صبح؛ گلیم به‌عنوان نقشهٔ قابل‌تا شدن

تصور کن صبح هنوز کامل باز نشده. نور، از کنارِ کوه یا از لبهٔ دشت می‌آید و روی پشمِ گلیم می‌نشیند. کسی لبهٔ گلیم را جمع می‌کند؛ نه با عجله، با ریتم. انگار دارد یک صفحه از کتاب را می‌بندد تا بعداً دوباره بازش کند. گلیم، در همین لحظه، تبدیل می‌شود به «نقشهٔ تاخورده»‌ای که مسیر را بلد است.

بعد نوبتِ بستن بار است: طناب‌ها کشیده می‌شوند، خورجین‌ها جفت می‌شوند، و گردِ راه مثل یک لایهٔ نازک روی همه‌چیز می‌نشیند. گلیم، که قرار است زیرِ تن باشد، حالا زیرِ بار می‌شود؛ یک لحظه نقش‌ها پنهان می‌شوند، اما حذف نمی‌شوند. چیزی از زیبایی کم نمی‌شود؛ فقط از نگاه دور می‌شود تا در ایستگاه بعدی دوباره ظاهر شود.

من اینجا یک نکته را دوست دارم برجسته کنم:

  • حرکت، دشمنِ زیبایی نیست؛ اگر زیبایی درست طراحی شده باشد.
  • تا شدن، نوعی بقاست؛ یعنی هنر یاد گرفته چطور کوچک شود تا بماند.
  • نقش‌ها، حافظهٔ مسیرند؛ حتی اگر مسیرها عوض شوند.

در «مجله خاطرات» زیاد دربارهٔ حافظه‌ای حرف می‌زنیم که در بدن و حس‌ها می‌ماند. گردِ راه، بوی پشم، زبریِ نخ، و گرمای آفتاب روی رنگ‌ها، همان جایی است که حس‌ها و حافظه به هم می‌رسند: خاطره، یک فایل در ذهن نیست؛ یک بافتِ زنده است.

نقش‌ها مثل علائم راهنمایی: خواندن گلیم به‌عنوان زبان بی‌کلمه

اگر نقش‌های گلیم را مثل علائم راهنمایی بخوانیم، ناگهان همه‌چیز واضح‌تر می‌شود. بعضی خط‌ها «حاشیه» هستند؛ یعنی مرز امن. بعضی تکرارها مثل «ایستگاه»‌اند؛ محل مکث. بعضی تضاد رنگ‌ها هشدار می‌دهند: اینجا حواس‌جمع باش، اینجا مسیر عوض می‌شود. البته نه به معنای واقعیِ تابلوهای جاده؛ به معنای روانی و خانگی‌اش: راهنمایی برای اینکه چطور در دلِ بی‌ثباتی، یک نظمِ قابل اعتماد بسازی.

همین خوانش، کمک می‌کند بفهمیم چرا گلیم‌های سفر، معمولاً به زبان هندسی و تکرار نزدیک‌اند. هندسه، در حرکت، زبانِ مطمئن‌تری است: ساده‌تر حفظ می‌شود، ساده‌تر بازتولید می‌شود، و وقتی گلیم سال‌ها دست‌به‌دست می‌شود، ساختارش کمتر فرو می‌ریزد. نقش‌ها مثل قواعد یک رقص‌اند: هرکس می‌تواند واردش شود، بدون اینکه رقص از هم بپاشد.

از طرف دیگر، گلیم فقط برای فرد نیست؛ برای جمع است. وقتی خانواده دورِ آن می‌نشیند، نقش‌ها تبدیل می‌شوند به «مرجع مشترک»؛ چیزی که نگاه‌ها روی آن می‌لغزند و گفتگو را نرم می‌کند. اینجاست که گلیم، نه فقط یک هنر دستی، بلکه یک زیرساختِ رابطه می‌شود.

چالش‌ها و راه‌حل‌ها: گلیمِ سفر چگونه با سختیِ راه کنار می‌آید؟

رمانتیک‌کردنِ کوچ، راحت است؛ اما زندگی بدوی با چالش‌های واقعی سر و کار دارد: رطوبت، خاک، کشیدگیِ بار، پارگی، و کمبود امکانات ترمیم. ارزش گلیمِ سفر در این است که برای همین شرایط طراحی شده؛ یعنی زیبایی‌اش به شکنندگی وابسته نیست.

چالش‌های رایج

  • فرسایشِ مداوم در اثر تا شدن و باز شدن
  • لکه و گردِ راه و تماس با زمین‌های ناهموار
  • پارگی‌های کوچک در لبه‌ها یا نقاط فشار
  • تغییر رنگ در اثر نور شدید

راه‌حل‌هایی که منطقِ «حرکت» پیشنهاد می‌دهد

  1. سادگیِ ساختار: هرچه بافت ساده‌تر و منظم‌تر باشد، ترمیمش عملی‌تر است.
  2. چندمنظوره بودن: گلیم هم زیرانداز است، هم گاهی پوشش و عایق؛ همین باعث می‌شود همیشه «در دسترس» باشد و از آن مراقبت شود.
  3. ارزشِ عاطفی: چیزی که خاطره حمل می‌کند، کمتر رها می‌شود.

برای ما که امروز بیشتر در شهر زندگی می‌کنیم، شاید این منطق یادآوری کند که اشیا وقتی ماندگار می‌شوند که هم به کار بیایند و هم به دل بنشینند؛ شبیه همان دسته از چیزهایی که زیر عنوان اشیای قدیمی و وسایل روزمره بهشان برمی‌گردیم: نه فقط چون قدیمی‌اند، چون «دوامِ معنا» دارند.

جمع‌بندی: امروز ما چه چیزهایی را قابل‌حمل کرده‌ایم، و چه چیزی دیگر حمل نمی‌شود؟

گلیم‌های سفر، برای من سندِ یک حقیقت ساده‌اند: خانه می‌تواند «حرکت» کند، اگر اجزایش بلد باشند کوچک شوند و در عین حال معنا را نگه دارند. در زندگی nomadic، زیبایی از اقتصادِ حرکت جدا نیست؛ چون هر نقش باید بتواند با تو راه بیاید، زیر بار برود، گرد بگیرد، و باز هم وقتی پهن شد، حسِ خانه را برگرداند. نقش‌ها مثل علائم راهنمایی‌اند؛ نه برای اینکه مسیر بیرون را نشان دهند، برای اینکه درونِ خانواده را در مسیر نگه دارند.

اما امروز ما چه؟ ما خیلی چیزها را قابل‌حمل کرده‌ایم: کار را روی لپ‌تاپ و گوشی، رابطه را روی پیام‌ها و تماس‌ها، و خاطره را روی عکس‌ها و آرشیوها؛ تا جایی که حتی «خانه» گاهی تبدیل به یک فایلِ پشتیبان می‌شود. با این حال، چیزهایی هست که دیگر به‌سختی حمل می‌کنیم: مکثِ واقعی، جمعِ بی‌حواس‌پرتی، و آن حسِ قاطعِ «اینجا قلمرو ماست». شاید لازم باشد دوباره از گلیم یاد بگیریم: چگونه چیزی را تا بزنیم و با خود ببریم، بی‌آنکه جانش را جا بگذاریم.

پرسش‌های متداول

گلیمِ سفر چه تفاوتی با گلیم‌های معمولیِ خانه دارد؟

گلیمِ سفر معمولاً با منطقِ حرکت ساخته می‌شود: وزن و حجم کمتر، امکان تا شدن و حمل آسان‌تر، و ساختاری که با فرسایشِ جاده کنار بیاید. در خانهٔ ثابت، گلیم بیشتر نقشِ دکور و گرما دارد؛ اما در کوچ، گلیم هم مرزِ خانه را می‌سازد، هم سطحِ نشستن و خواب را آماده می‌کند. همین چندکاره‌بودن، هویت آن را تعیین می‌کند.

چرا در سبک nomadic نقش‌های هندسی زیاد دیده می‌شود؟

نقش‌های هندسی زبانِ تکرار و نظم‌اند؛ در شرایطی که مکان عوض می‌شود، نظمِ قابل تکرار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هندسه آسان‌تر حفظ و بازتولید می‌شود و در گذر زمان کمتر از هم می‌پاشد. از طرفی، این نقش‌ها مثل یک «کد» عمل می‌کنند: مرزبندی، تکه‌بندی فضا و ایجاد حسِ ثبات در دلِ جابه‌جایی.

آیا می‌توان گفت نقش‌های گلیم معنا یا پیام مشخصی دارند؟

بهتر است با احتیاط حرف بزنیم: همهٔ نقش‌ها الزاماً یک ترجمهٔ واحد و قطعی ندارند و معنا می‌تواند منطقه‌به‌منطقه و خانواده‌به‌خانواده فرق کند. اما می‌شود گفت نقش‌ها کارکرد «نشانگی» دارند؛ یعنی مرز، تکرار، تضاد رنگ و قاب‌بندی‌ها به فهم فضا کمک می‌کنند و در حافظهٔ جمعیِ یک خانواده می‌مانند؛ مثل علامت‌های آشنا در یک مسیر.

گلیم چگونه به خاطره و حافظه وصل می‌شود؟

گلیم همزمان چند نوع حافظه می‌سازد: حافظهٔ لمسی (زبری نخ، نرمی پشم)، حافظهٔ بویایی (بوی پشم و آفتاب)، و حافظهٔ موقعیتی (کجا پهن شد، چه کسی رویش نشست). چون گلیم بارها همراه خانواده جابه‌جا می‌شود، به جای اینکه به یک اتاق خاص وابسته باشد، به یک «الگو» وابسته می‌شود؛ الگویی که هر بار تکرار، خاطره را فعال می‌کند.

چه چیزی باعث می‌شود زیبایی گلیم با «اقتصاد حرکت» گره بخورد؟

در اقتصاد حرکت، هر شیء باید ارزشِ حمل‌کردن داشته باشد: سبک، بادوام، قابل ترمیم و چندمنظوره. زیباییِ گلیم اگر باعث مراقبت بیشتر، دوام بالاتر و حفظ ارزش عاطفی شود، تبدیل به بخشی از همین اقتصاد می‌شود. یعنی زیبایی نه یک اضافه‌بار، بلکه ابزاری برای ماندگاری است؛ چیزی که آدم را وادار می‌کند نگه دارد، تعمیر کند و با خود ببرد.

امروز چطور می‌توانیم از منطق گلیمِ سفر برای زندگی شهری الهام بگیریم؟

می‌توانیم به «قابل‌حمل بودن» به‌عنوان یک انتخاب فکر کنیم: کدام وسایل و عادت‌ها واقعاً ارزش نگه‌داشتن دارند؟ چه چیزهایی چندکاره‌اند و چه چیزهایی فقط انباشت می‌آورند؟ حتی در خاطره‌سازی هم همین است: اگر قرار است چیزی را ثبت کنیم، بهتر است مثل گلیم، هم کارکرد داشته باشد (قابل مرور و استفاده) و هم معنا (پیوند با آدم‌ها و حس‌ها). این نگاه، زندگی را سبک‌تر و ماندگارتر می‌کند.

مانی فرهام- نویسنده تحریریه صدای خاطرات
مانی فرهام با نگاهی آرام و دقیق به دنیاهای تصویر و صدا وارد می‌شود و از فیلم‌ها، موسیقی و متن‌هایی می‌نویسد که در حافظه ما جای گرفته‌اند. او روایت هنر را از میان حس‌ها و لحظه‌ها عبور می‌دهد و نقدی ارائه می‌کند که بر پایه فهم عمیق، توجه انسانی و پیوند با نوستالژی ایرانی شکل گرفته است.
مقالات مرتبط

لحاف‌دوزی و چهل‌تکه؛ هنر گرم‌کردن خانه

لحاف‌دوزی و چهل‌تکه را مثل آرشیو تصویری خانه ایرانی بخوانیم؛ تکه‌پارچه‌هایی که اقتصاد، صمیمیت و بقا را در گرمایی عاطفی می‌دوزند.

رومیزی قلاب‌بافی؛ صبر دست‌ها روی میز خانه

رومیزی قلاب‌بافی در خانه ایرانی فقط تزئین نیست؛ زبانی از صبر، تکرار و حافظه زنانه است که زمان را روی میز، آرام و ماندگار می‌کند.

بازارچه‌های هنرهای سنتی؛ اقتصاد کوچک اما هویت‌ساز

بازارچه‌های صنایع‌دستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویت‌اند. در این تحلیل می‌بینیم چرا ارزشِ دست‌ساز همیشه در قیمت جا نمی‌شود.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
همراه این گفتگو بمان
خبرم کن از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x