چرا پلها، میدانها و مجسمهها از نشانۀ راه به نمادهای عاطفی شهر تبدیل میشوند؟ این نوشتار قومنگارانه نقش آنها در حافظهٔ شهری ایران و تجربهٔ زیستهٔ ما را میکاود.
از سفرههای قدیمی تا استوریهای امروز، رد ضربالمثلهایی که روزمره شدند را دنبال میکنیم؛ اینکه چگونه زبان و خاطرات جمعی ما را شکل میدهند.
روایتی میدانی از ورود واژگان تکنولوژی به زبان محاوره ایرانی؛ از کافینت و پیامک تا گوشی هوشمند و شبکههای اجتماعی و اثرشان بر زمان، رابطهها و خاطره جمعی.
سوپرمارکتهای شبانهروزی، محفلهای کوچک زندگی شهریاند؛ با نور مهتابی، آیین خرید شبانه و ریتمهای خرد که در حافظه جمعی ما نقش میبندند و احساس امنیت شبانه میسازند.
طنز سیاسی روزمره در تاکسیها، صفها و دورهمیهای خانوادگی چگونه به سوپاپ عاطفی بدل میشود و تاریخ غیررسمی احساسات مردم ایران را روایت میکند؟
خمیربازی پارس و بوی رنگیاش چگونه از میزهای کوچک کودکستان تا بزرگسالی با ما میماند و نشانهای زمانی در حافظهٔ حسی ایرانی میشود.
از کوچههای خاکی تا خیابانهای ۶ بانده، شهر ایرانی چگونه الگوی دیدن، شنیدن و راهرفتن ما را تغییر داد؟ تحلیلی میدانی از جابهجایی حافظه جمعی و نقش فضا در شکلگیری خاطرات.
چگونه معماری مدارس، از حیاط و کلاس تا راهرو و بوفه، حافظه جمعی ما را میسازد؟ تحلیلی حسی و دقیق از گرمی و سردی فضا و نقش آن در تجربه آموزشی.
سفری نوستالژیک به دفتر ۴۰ برگ بیست؛ قهرمان فراموشنشدنی کیف مدرسه در دهههای ۶۰ و ۷۰. از بوی دفتر نو تا حاشیهنویسیها و نقش آن در هویت و خاطرات یک نسل.
چرا صبحگاه مدرسه از یک آیین آموزشی ساده به خاطرهای ملی تبدیل شد؟ روایت حیاط مدرسه، صفها، سرود، بوها و صداها و نقش آن در حافظه جمعی.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
اولین سوگ؛ وقتی کودک درون برای اولینبار «نبودن» را فهمید
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
ترشیهای شیشهای؛ زمان خوابیده در طعم
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404