روایتی مردمنگارانه از دهه ۷۰ ایران؛ انفجار رنگها از اتاق نوجوان تا خیابان و رسانهها چگونه سلیقهی بصری تازهای ساخت و در حافظه جمعی ماندگار شد.
چرا بوی کاغذ در کتابخانههای عمومی ایران هنوز زنده است؟ با نگاهی میدانی به سکوت، ریتم خواندن و حس بو، نقش آنها در حافظه جمعی ما بررسی میشود.
روایتی قومنگارانه از پرچمهای کوچک مدرسه در دهه۶۰؛ صفها، سرودها، نفسنفس صبحگاهی و پیوند این آیین با حافظه جمعی و نوستالژی نسلها.
تهران قدیم را با نگاه میدانی و رفتارشناسی بخوانید: از میدان توپخانه تا کوچههای چراغدار؛ ریتم زندگی، مسیرها و صداها در حافظهٔ جمعی و نه صرفاً نوستالژی.
غروب که میرسید، اذان مغرب از بلندگوی مسجد محله مثل نخ نامرئی خانهها را به هم وصل میکرد. لحظهای که ریتم شهر کند میشد و نفس مشترک محله شنیده میشد.
چنارهای محله در عصر برجها چگونه چراغ خاطرات ما میمانند؟ تحلیلی و اجرایی درباره نقش درختان کهنسال در صمیمیت همسایگی و بازآفرینی روح کوچههای ایرانی.
وقتی اسممان برای نخستینبار روی دفتر خطدار یا کارنامه ثبت شد، حس کردیم سهمی از جهان به ما تعلق دارد. این روایت-تحلیل، از آیین نامگذاری تا ایدههای سادهٔ خانگی، کمک میکند این حس را در خاطرات امروز زنده نگه داریم.
روایتی تحلیلی–عاطفی از نقش مسجد محله و صدای اذان در پیوند همسایگی و دلقراری عصرها؛ با ایدههای کمهزینه برای زندهکردن آن آرامش در خانه و مجتمعهای امروزی.
روایت زنده از «خواننده محله» و نغمههای کوچه؛ از دعوتهای خانوادگی و رادیوی کافه تا همخوانیهای جمعی. موسیقی مردمی چگونه هویت محله و خاطرات جمعی ما را میسازد؟
از سفره تا میز مدرن؛ راهنمایی عملی و احساسی برای بازطراحی آیین غذا خوردن جمعی، با بوی نان داغ، چای دورهمی و معناهای صمیمیت، گفتوگو و مشارکت در خانههای ایرانی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405