دسته: زمان و حافظه جمعی

تغییر خانه حیاط‌دار ایرانی به برج و اثر آن بر همسایگی، حریم و خاطره‌های شهری

از حیاط تا برج؛ قصه‌ی قدکشیدن شهر

روایتی میدانی از تغییر خانه‌های حیاط‌دار به برج‌ها و اثرش بر همسایگی، صدا، بو، نور و حریم؛ با چک‌لیست دیدن شهر و FAQ.

گروهی از جوانان و یک فرد میانسال ایرانی در مترو که با موبایل و لبخند، اصطلاحات مجازی فارسی و ریتم شوخی‌های روزمره را نشان می‌دهند

اصطلاحات مجازی؛ بازی‌های زبانی یک نسل

اصطلاحات مجازی فارسی فقط شوخی نیستند؛ مثل یک آیین روزمره، ریتم صمیمیت و طعنه را می‌سازند، مرز نسل‌ها را نشان می‌دهند و هویت جمعی می‌آفرینند.

نامه و دفترچه خاطرات روی میز چای در حیاط خانه ایرانی؛ نمادی از تصویر آزادی در حافظه تاریخی ایران

از نامه تا حکایت؛ تصویر آزادی در حافظه‌ی تاریخی ایران

آزادی در ایران فقط در بیانیه‌ها نیست؛ در نامه‌ها، دفترچه‌ها و حکایت‌های خانوادگی زندگی می‌کند و از نو روایت می‌شود.

صف نانوایی و چای تازه دم در یک محله ایرانی، نماد زندگی روز با حوصله

آخرین‌بار کی مثل قدیم‌ها روز را با حوصله زندگی کردیم؟

حوصله فقط وقت آزاد نیست؛ شبکه‌ای از مکث‌ها، سلام‌ها، صف‌ها و ریزآیین‌هاست. این گزارش میدانی نشان می‌دهد چطور فرسوده شد و چطور برگردد.

نمای داخلی شبستان خنک با ستون‌های سنگی و نور فیلترشده؛ فضایی آرام برای مکث و جمع شدن

شبستانی خنک در پناه ستون‌های سنگی

شبستان خنک زیر ستون‌های سنگی؛ فضایی برای تنظیم بدن و جمع. از معماریِ اقلیم‌محور تا سکوت و نور فیلترشده و نسبتش با شهر امروز.

صف واکسن در ایران با تمرکز بر چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زنند؛ فضای درمانگاه، صندلی پلاستیکی و حس امید و اضطراب

صف واکسن؛ چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زد

روایت مردم‌نگارانه از «صف واکسن» در ایران؛ از بوی الکل و صندلی‌های پلاستیکی تا تعارف‌ها، شوخی‌ها و چشم‌هایی که پشت ماسک امید و اضطراب را با هم حمل می‌کردند.

دست های دو نفر در مجلس سوگ با حال و هوای کردی؛ تصویر نمادین از واژه «هاوار» به عنوان صدای اندوه و فراخوان

«هاوار» در گویش کردی چه اندوهی را صدا می‌زند؟

«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیت‌های واقعی بررسی می‌کند.

تصویر سه صحنه از ایران که بیان‌های مختلف مهربانی را نشان می‌دهد؛ از قربانِت و تعارف چای تا سکوت گرم کویر و نگاه‌های معنادار.

از «قربانِت» بلوچی تا سکوت گرم کویر

سفر یک تعبیر مهربانانه در ایران؛ از «قربانِت» در جنوب‌شرق تا مهربانی‌های کم‌حرفِ کویر. سه صحنه میدانی، جدول مقایسه، واژه‌نامه و پرسش‌های متداول.

گذار از قناعت تا وفور انتخاب در خرید روزمره ایرانی؛ مقایسه لیست کاغذی با خرید آنلاین و قفسه‌های پر از گزینه‌ها

از قناعت تا انتخاب‌های بی‌پایان؛ تماشای دگرگونی دهه‌ها

روایتی میدانی از گذار ایرانی‌ها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟

19 اردیبهشت 1405
سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405