زندگی میان دو کشور یعنی خاطراتی با دو زبان، دو تقویم و دو لایه شوخی. این مقاله از خانه دوم، هویت سیال و تمرینهای آشتی با دوگانگی میگوید.
ردفلگ و گرینفلگ چطور در زبان جوان امروز ایران به برچسبهای سریع اخلاقی تبدیل شدهاند و چه چیزی درباره مرزبندی و خودمراقبتی میگویند؟
اولین سفر تنهایی میتواند هم آزادی باشد هم ترس از ناامنی؛ این مقاله با نگاه «حافظه بدن» و اضطراب جدایی، تمرینهای آرامسازی و چکلیست سفر میدهد.
عکسهای دانشگاه فقط یادگاری نیستند؛ نقشهای از ژستها، قابها و روابطاند. این مقاله نشان میدهد چطور تصاویر دانشگاهی هنوز در ما زندگی میکنند.
چرا «اولین روز دانشگاه» با وجود فراموشی جزئیات، هنوز در قفسه سینه و معدهمان زنده است؟ از حافظه بدن تا اضطراب اجتماعی و بازخوانی شفابخش.
روایت مردمنگارانه از اتاق کوچک خوابگاه ایرانی: تختهای دوطبقه، چایساز، شارژر قرضی و بیخوابی شبهای امتحان؛ همبستگی و اصطکاک کنار هم.
با آیینهای دونفره کوتاه و تکرارهای ۲ تا ۸ دقیقهای، صمیمیت را در زندگی شلوغ عمیق کنید؛ ۱۰ میکروآیین، راه طراحی، مرزها و ایدههای مناسب آپارتمان کوچک.
طنز نسل زد فقط خنده نیست؛ ابزاری برای تاب آوردن، حرف زدن و ساختن هویت در شبکههای اجتماعی است. میمها چه چیزی از زندگی امروز ایران میگویند؟
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405