جزوههای حاشیهدار فقط ابزار درس نبودند؛ ردپای رفاقت، شوخیها و کدهای پنهان یک نسلاند. روایت قومنگارانه از حاشیهنویسیهای دانشجویی.
از بوی دفتر مشق و صف مدرسه تا مهر قرارداد و اضطراب اولین حقوق؛ روایت گذار ایرانی از درس به کار با چکلیست و نشانهها.
مقایسههای خانوادگی، بیسروصدا درون ما جا میگیرند و بعدها به صدای سرزنش تبدیل میشوند؛ روایتی فرهنگی-روانی از رسوب احساس و خاطره.
روایتی مردمنگارانه از عصر جزوههای کپیشده، مغازههای فتوکپی و کلاسهای آزاد زبان؛ جایی که آموزش مدرن روی کاغذ کمرنگ و شبکه «از کی بگیرم؟» میچرخید.
گاهی اولین «نه» یک مخالفت نیست؛ تولد مرزهای عاطفی و آزادی درونی است. این یادداشت از لحظهای میگوید که هویت، آرام و بیصدا شکل گرفت.
روایتی مردمنگارانه از تندشدن زمان در دهه بیست زندگی در ایران؛ از تقویم و ددلاین تا اسکرول و توقع خانواده، و اضطراب پیشرفت.
از آلبومهای چسبی و عکسهای آتلیه تا پوشههای گوشی و سلفیها؛ این گزارش مردمنگارانه نشان میدهد زمان در خانوادههای ایرانی چگونه قاب شد.
سرزنش امروز فقط یک عادت فکری نیست؛ ریشهاش گاهی در خاطرههای مقایسهای کودکی است که قضاوت را آرامآرام به هویت ما میدوزند.
اولین دوست داشتن بیشتر از یک خاطره است؛ ردی احساسی که بی صدا در انتظارات، واکنش ها و شیوه رابطه ساختن ما ادامه پیدا می کند.
پوسترهای کاغذی روی دیوار اتاق، آرشیوی غیررسمی از سلیقه، رویا و کدهای نسلی در ایراناند؛ از جایگذاری تا رنگپریدگی و رد چسب.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405