دوز روی حاشیه دفتر، بازی سریع و بیصدا در کلاسهای مدرسه ایرانی بود؛ راهی برای مدیریت کسالت، مهندسی توجه و مذاکره پنهان با قانون.
صدای زنگ تلفن دیواری در راهروی خانههای قدیم، فقط یک صدا نبود؛ کدهای اجتماعی، ریتم خانه و مرز اندرونی و بیرونی را جابهجا میکرد.
بعضی اشیا بعد از رفتن عزیزان «بیمصرف» نمیشوند؛ معنا عوض میکنند. از کلید بیقفل تا دفترچهها؛ نشانههای دلبستگی سالم یا فرساینده.
با یک آیین ۳۰ دقیقهای، عکسهای زیاد گوشی را به داستانهای قابل جستجو و بازگشت تبدیل کنید: انتخاب ۱۰ عکس، چینش روایی، نامگذاری، کپشن و تگ احساسی.
ترمه و چین پارچه در خانه ایرانی فقط تزیین نیست؛ زبانی برای لمس زمان، ثبت خاطرههای خانوادگی و زیباییشناسیِ آرامِ زندگی روزمره است.
بوی کاغذ کهنه و چراغ کمنور کتابخانه چگونه حافظه فردی و جمعی ایرانی را فعال میکنند؛ از حاشیهنویسی تا خانههای قدیمی و مرز خاطره با نوستالژی.
هاون سنگی فقط یک ابزار نیست؛ صدا، بو و ریتم کوبیدنش حافظه آشپزخانههای ایرانی را فعال میکند و آیینهای ریزِ غذا را دوباره به یاد میآورد.
چرخگوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنهای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهدهمحور از دستها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.
روایتی میدانی از گذار ایرانیها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟
مردمنگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405